راهبرد نجات اقتصاد ایران

این وبلاگ تلاشی است برای مطرح کردن راه های توسعه اقتصادی به سبک ایرانی اسلامی

راهبرد نجات اقتصاد ایران

این وبلاگ تلاشی است برای مطرح کردن راه های توسعه اقتصادی به سبک ایرانی اسلامی

این وبلاگ تلاشی است برای مطرح کردن راه های توسعه اقتصادی به سبک ایرانی اسلامی

کلمات کلیدی

اقتصاد بدون نفت هم اکنون

هلندی سرگردان یا کشتی سرگردان

شوک درمانی اقتصاد

نقل و چاپ محتویات این وبلاگ با درج مبدا بلامانع است

طغیان فروپاشی اقتصادی

به کور می گوییم عین علی

آقای روحانی با کلید آمدید با "قفل مطلق" کشور می روید

"مختال فخور"

نه اصول گرایان ما اصول گرا هستند نه اصلاح طلبان اصلاح طلب

دومینو ورشکستگی زنجیره ای

کوتوله های سیاسی نه "کودکان سیاسی"

( فرهنگ لجبازی احمدی نژادی)

عدالت اقتصادی از اولین درخواست انقلاب اسلامی و انقلاب مشروطه بود

و گرنه همچنان درجا خواهیم زد

الحاق چهار وزارتخانه اقتصاد تجارت صنعت معدن به رهبری

آمریکا وجود دو ژاپن در آسیا تحمل نخواهد کرد

تا همچنان برای خودشان ماهی صید کنند؟

منافع ملی کیلو یی چند است

اندیشکده استراتژیک مطالعات

فاجعه فرو ریزی اقتصادی بوقوع خواهد افتد لطفا بر سر

تقسیم غنایم اینقدر نزاع نفر مایید ( غنیمت تقسیم وزارت خانه ها )

شده

خلاصه انقلاب هیچ اسلام هم قربانی سود جویان داخلی

امروز اعلام عفو عمومی کنیم

امام علی (ع) دشمنان خود را می بخشید دست به مصادره بابت مالیات نزد

تبلیغات کردید "ایران "همچون لیبی تسلیم شد

آن گربه بچه کوچک ( جغرافیای ایران) اکنون پلنگ بزرگی شده

زلزله آسمانی یا زمینی یا سیاسی بیرون بریزد

سیاست فرغون های موتور دار

جان ملت گروگان این دو کارخانه مونتاژ کرده ایم

بایگانی
  • ۰
  • ۱

روزهای سخت ضربت خوردن امام علی بن ابیطالب (ع) تا 23 ماه مبارک رمضان در تعطیلی و بی خبری گذاشت؟

چه کسی مسئول است کشوری که دارد تحریم های چند لایه را پی در پی دریافت می کند اینچنین پشت سر هم تعطیل باشد؟

بیخود پای اسلام را پیش نکشید قبلا این موضوع در راهبرد شماره ( 138) بررسی کردیم اسلام غیر از روز عاشورا هیچ تعطیلی ندارد حتی شبهای قدر؟

چه کسی دوباره ذوالفقار می کشد بر تاریکی جهل و نادانی همه گیر و می شکافد آسمان تیره و تار را تا روز روشن مغز مرتجعان داخلی کمی کار کند؟

ما اینقدر بر سینه می زنیم علی علی می کنیم اما از علی چیزی نمی دانیم فقط تعریف است

این همه حوزه علمیه داریم اکنون چند دانشگاه بزرگ اسلامی داریم دریغ از یک مرد علی شناس ؟

ما حتی دانشمند و روحانی که علی را بشناسد نداریم؟

نه کامل بلکه یک دهم حتی یک صدم علی را شناخته باشد نداریم؟

شاید اغراق نباشد پس از فوت آن دانشمند علی شناس "جورج جرداق" مسیحی لبنانی دیگر مردی که کمی علی را شناخته باشد نداریم؟

دنیا ندارد نه ایران ؟

اگر یک نفر همانند شهید مطهری داشتیم یا حتی شهید بهشتی اکنون اینقدر در قانون گذاری و اجرا ضعیف و علیل نبودیم؟

اصلا اگر این دو شهید بزرگوار اکنون زنده بودند توسط خود ما مدعیان اسلام ترور شخصیت و گرفتار بهتان و تهمت نمی کردیم گوشه نشین نمی کردیم؟

اکنون مدعیان اسلامی بودن هر حرف خلاف اندیشه آنها را به شدت محکوم می کنند.

به شدت طرد می کنند قانون یا لایحه مطرحی آنان را بایگانی می کنند؟

آیا ما یک روحانی را بگویید آقا دزدی نکنید بیت المال بین خود تقسیم نکنید حقوق نجومی نگیرید سفر خارجی نروید تحمل می کنیم؟

به ضرس قاطع می گوییم خیر ما چنین شخصیتی تحمل نخواهیم کرد با انواع تهمت کنایه جهت گیری 

عدم مقبولیت برخورد های زشت تحقیر تکذیب و شانتاژ بهتان طرد و از حتی حضور او در اداره شرکت 

حتی محله یا حتی از مسجد اخراجش می کنیم.

این داستان نیست این عین واقعیت است ما چنین چرک و کثیف  آلوده و متعفن شده ایم خوبی و صداقت را برنمی تابیم؟

ما تحمل نمی کنیم پس اگر هم باشد چنین شخصی خود را بروز نخواهد داد؟

یا کنج عزلت می گزیند یا در جامعه باشد هم رنگ جماعت خود را خواهد کرد یا نشان خواهد داد؟

این زمینه خراب باعث شده تا چنین شخصیتهای به وجود نیایند یا اگر باشند هرگز به افکار عمومی جامعه معرفی نشوند مطرح نشوند 

از آنان برای روشنگری دعوت نشود اصلا محلی از اعراب نداشته باشند؟

این رسانه های گروهی ما چقدر آمادگی دارند تا چنین شخصیتی را مطرح کنند هیچ؟

از آن جارو کش جلو درب تا ان مدیر مسئول چنین رویکردی ندارند 

بسیار سخت روی دل خود پا می گذارند یا اصلا نمی گذارند؟

حاکمیت هم در یک جو عمومی از این جریان پشتیبانی می کند حمایت می کند مخالفت می کند مطرح شوند می ترسد 

بله می ترسد این عمق قضییه است چرا؟

چون اگر یک روزی در جامعه بزرگ شود مطرح شود سری در سرها داشته باشد یک دفعه علم مخالفت با دنیا خواهی ما ( حاکمیت دولت مجلس ) بلند کند

مردم با او همراه خواهند شد و دنیای بسیاری خراب خواهد شد.

اصلا از زاویه دیگری بررسی کنیم اگر مردم مردان واقعی را ببینند پسند کنند الگو بگیرند 

این مردان کوتوله طرفدار و بازاری نخواهند داشت

اگر مردان دانشمند گونه علی گونه بروز کنند مردم هرگز سراغ این خزعبلات که اکنون رئیس چه و چه هستند نخواهند رفت.

عجیب تر اینکه شخصیت اینگونه افراد هم به گونه ای است که شهرت طلب ریاست طلب و سمت طلب نیستند گوشه گیر هستند.

من بارها به دوستان می گفتم این شخصیت عظیم اسلام معاصر آیت الله مجتهد تهرانی  چرا در جامعه مطرح نبود چرا فقط خواص ایشان می شناختند 

بعد از اینکه فوت کردند اینقدر در جامعه مطرح شدند؟

چرا هر روضه خوان دست چندم ده ها بار از شبکه های مختلف سخنرانی و دعوت داشت و یا برنامه اش پخش می شد اما از ایشان قبل از فوت تقریبا هیچ خبری نبود.

این نشان عظیم از یک بیماری اجتماعی دارد بیماری اجتماعی که گریبانگیر جمهوری اسلامی شده است؟

نشان از کفر خفیه یا آشکار ما دارد بله ما هم خوبی ها و خوب ها را می پوشانیم ؟

ما هم به اندازه خود کافریم؟

در واقع خوبها وجود دارند اما زمینه بروز و رشد و شکوفایی آن ها نیست

جامعه ما مانند زمستان سرد و طوفانی زمینه بروز خوبی و خوبیها را ندارد 

ما باید به خوبی ها بها دهیم زمینه را فراهم کنیم.

اگر گردن به خوبها می دادیم اگر به نشر افکار و عقاید خوبان تن می دادیم اکنون وضع ما این نبود

اما این کفر و پوشاندن در اسلام ( بین مسلمانان ) سابقه دیرینه ای دارد

یکی از علتهای ترور امام علی (ع) همین کفر دوستان او همراهان او و خدعه و شیطنت دشمنان بود

دوستان او می دانستند علی کیست علی چیست بر ملا نکردند برای چی ؟

برای اینکه فروغ کم فروغ خود را مطرح کنند نمایان نشان دهند یا حسادت فقط خدا می داند هر کس با چه کفر حسادت و مشکلی باعث این وضعیت بود و حتی هست؟

هنوز دنیا علی نشناخته است هنوز ما هم علی را نشناخته ایم تاریخ هم علی را نشناخته است  

اما یک نفر علی را خوب شناخت حتی بیشتر از دوستانش علی شناخت 

بله او دشمنش بود معاویه ؟

داشتم سرنوشت نامه 53 نهج البلاغه را بررسی می کردم به یک مسئله عجیب و بسیار تاسف بر انگیز بر خوردم

این نامه را امام علی (ع) به مالک اشتر نخعی داده بود زمانی که او را به حکومت مصر روانه ساخته بود.

پس از مسموم کردن مالک توسط امر عاص این نامه بدست امر عاص افتاد و او این نامه را با اصل نامه های که امام علی (ع) به محمد ابن ابوبکر حاکم مصر نوشت بود محرمانه برای معاویه ارسال کرد.

و معاویه هم این نامه ها را گنجی بزرگ یافت و آن ها را مخفی کرد سالیان دراز به مفاد این نامه ها عمل می کرد

دم بر نمی آورد او بود که بلافاصله پس از شهادت امام خوشحالی کرد بعد بلافاصله گفت دیگر مادر دهر چنین فرزندی مانند علی نخواهد زایید .

این نامه ها همچنان اسرار دولتی در دربار معاویه بودند حتی پس از مرگ او هم کسی آن ها را بر ملا نکرد تا اینکه عمر بن العزیز  وجود این نامه را برملا کرد.

آری دشمن خوب علی شناخته بود آری خوب او را نا شناخته نگه داشته بود   

امروز می فهمیم آن همه درایت و سیاست معاویه نامه های علی(ع) بود

این بزرگترین تقلب تاریخ است.

تا چهل سال پس از مرگ معاویه کسی جرات نکرد وجود این نامه ها را برملا کند در ضمن برملا شد که چقدر معاویه به این نامه ها اعتقاد داشت و چقدر زیاد به آن ها مراجعه و عمل می کرد.

اکنون پس از هزار چهار صد سال چرا نمی توانیم از این نامه ها استفاده کنیم موجود نیستند

خیر بصورت کامل واو به واو موجود است.

پس مشکل همان کفر خفبه است یا مشکل اجراء است

هردو امروز نیاز داریم یک نفر علی گونه بر مسند بنشیند و خطبه شقشقیه را دوباره بخواند؟

دوباره اعلام کند اموال غصب شده از بیت المال بر می گرداند حتی اگر به مهریه و نکاح زنان رفته باشد.

اصلا یک صدم علی (ع) هم باشد قابل اجرایی دارد.

ما یک صدم جمعیت دنیا را داریم یک علی کوچک یک صدم علی واقعی هم ما را کفایت می کند.

امروز نیاز داریم مردی همانند او بیندیشد عمل کند حق را از باطل جدا کند.

ایران امروز جمهوری اسلامی ایران یک علی می خواهد تا این خاک ذلت فقر نداری و نبود عدالت را جبران کند .

نیاز دارد دوباره مسئولان غربال کند خوبان بر مصدر نشاند و بقیه را مناسب خود جایگاه دهد حتی زندان آبرو ریزی این نیاز به یک لازم حیاتی تبدیل شده است.

این علی کوچک نیست پاسخ من اینست چرا هست.

اما جامعه گردن به او نمی گذارد؟

منظور از جامعه آحاد مردم نیستند.

منظور جامعه مسئولان ما است جامعه حکومت داران اینان هستند که یک علی گونه را گردن نمی نهند.

اینان که می ترسند جنس تقلبی خود را در مقابل جنس اصلی از دست رفته ببینند.

مشکل از مسئولان است و گرنه هم دانش این کار هست هم نامه های علی (ع) هست

هم مردم مشتاق چنین کسی هستند.

آنان که آماده نیستند هم آنان که این وضعیت مطلوب خود می دانند. 

  • حسین تاج احمدی
  • ۱
  • ۰

برجام حاصل یک کار جمعی و بین المللی بود که توسط شخص ترامپ  نقض شد

برخورد نه چندان جالب دولتمردان ایرانی این چراغ سبز را به اروپا داد که ایران از برجام خارج نمی شود

ولو بدون آمریکا؟

آنان هم هر کدام یک سخنان شفاهی برای مقابله با آمریکا برداشتند.

اما در عمل حرکت شرکتهای اروپایی نشان داد اینان کوچکتر از آن هستند که حتی همان حرفهای شفاهی خود را عمل کنند 

در واقع برنامه را به سوی پیش می برند تا ایران به حالت تسلیم دستهای خود را بالا ببرد.

آنچه روی آن حساب کرده اند نه قدرت خود نه قدرت نفوذ آمریکا نه هیچ قدرت دیگری بلکه تمام حسابی که آنان باز کرده اند روی ساختار ضعیف اقتصاد ضعیف ایران است

آنان هیچ اهرم فشاری بر جمهوری اسلامی ایران ندارند غیر از اینکه اقتصاد ایران از درون ایران از هم بریزد و آنان میوه پیروزی در مقابل تهران از درخت افتاده در دامان خود ببینند.

روز 13 خرداد نود هفت سخنان آقای خامنه ای رهبر انقلاب آب پاکی روی دست آنان ریخت 

خیر این خبرها نیست؟

این خواب آشفته غرب صورت تعبیر به خود نخواهد گرفت.

این بهترین پاسخی بود که بعد از پنج ماه سردرگمی دولتمردان به دنیا اعلام شد.

اکنون بر دولتی یان  است که برنامه خروج از برجام به شکل منسجم و از پیش تعیین شده اعلام و عمل کنند.

چرا برنامه می خواهد؟

چون غرب بداند ایران مصمم است به مقابله با حماقت ترامپ 

اعلام این برنامه به شدت ترامپ زیر فشار می گذارد و شاید هم در هم به ریزدش و عقب نشینی کند که بارها فشار طرف مقابل او را وادار  به عقب نشینی کرده است

این برنامه طی یک مدت سه تا چهار ماه باید انجام شود 

قدم اول افزایش غنی سازی اورانیوم که دستور آن توسط رهبری داده شد.

قدم دوم اخراج بازرسان در انتهای 30 روز.

3- جمع آوری دوربین ها در پایان 60 روز

4- شروع به کار غنی سازی در حجم بالا در پایان برنامه خروج

این پلکان اخطار عمل اخطار عمل ترامپ و همفکران او را خرد خواهد کرد شاید هم از کرده خود پشیمان کند حتی جایگاه او متزلزل است شاید بر کنارش کند؟

ذر خاتمه اگر هم طرف شرایط ایران را نپذیرفت با قدرت عمل کنید

آنان اگر مرد جنگ یا عمال نفوذ و قدرت بودند تا کنون کرده بودند

در مقابل تهدید تهدید کنید در مقابل عمل عمل کنید

این شمشیر از رو بستن ملتزم برخورد قاطع با کشورهای مرتجع منطقه است 

خیلی راحت کشتی های شان را توقیف کنید ورود هواپیما های شان را به فضای هوای ایران متوقف کنید باید بفهمند پشت تریلی آمریکا حرکت کردن اکنون برایشان هزینه سنگین دارد

هر گونه ضعف دو دلی آنان را گستاخ تر و وقیح تر خواهد کرد؟

چه عیبی دارد چند تا مین یا اژدر آب شیرین کن های آنها را از کار بیندازد ؟

بعد هم تازه می توانید بگویید اشتباه شده ببخشید؟

گاهی وقتها سیلی است که طرف بیدار می کند نه نصیحت؟

  • حسین تاج احمدی
  • ۱
  • ۰

ارز خارجی در اقتصاد ایران بازار بسیار گرم و پر از مشتری  پیدا کرده است با دفاع بد مسئولان اکنون ارز از وسیله ای برای تجارت و خرید خارجی و پشتوانه مبادلات و اقتصاد کشور تنها  خارج شده؟

اکنون ارز یک وسیله استیلا یک نیروی قوی عمل کننده برای دشمن و یک نیروی سیاسی بنفع دشمن تبدیل شده است

اکنون ارز به مشابه لشکر ستون پنجم دشمن دارد عمل میکند؟

حتی نه تمام ستون پنجم بلکه به پنج ستون اصلی حمله به اقتصاد ایران تبدیل شده است.

بازار ارز بسیار شکننده و ملتهب است هر گونه افزایش ارز اکنون بلافاصله باعث تورم آنی ( ساعتی 

نه لحظه ای ) برای نرخ گذاری ملاک قرار می گیرد.

اکنون دور ترین روستای کشور هم از نرخ ارز بلافاصله تاثیر می پذیرد لذا آثار تخریب پول ملی و 

اقتصاد ایران نه در یک نقطه کشور که در تمام یک میلیون ششصد چهل هشت هزار هکتار تخریب ایجاد می کند

اکنون ارز بزرگترین ابزار سرکوب تحریم و تخریب اقتصاد و حتی ابزار براندازی ابزار کودتا ابزار تحقیر تطمیع مخالفین استکبار تبدیل شده است.

بازی غرب با بازار ارز تاریخی دیرینه دارد اما در این بیست سال اخیر بسیار فعالتر موثرتر و موذیانه تر عمل کرده است 

سرکوب مالی مالزی (آسیا و اندونزی ) در سال 1997 یکی از بارزترین حرکات آمریکا با بازیگری جورج 

سوروس آمریکایی یکی از نزدیک ترین عملیات ارزی به وضعیت فعلی ایران است

در این بازی جورج سوروس ابتدا ارز با رینگت مالزی به یک قیمت خرید میکرد بعد از دو ساعت ارز با 

بیست درصد بیشتر رینگت خرید میکرد در حجم بالا سپس چند ساعت بعد دوبار قیمت خرید ارز بالا 

می برد به این ترتیب در عرض بیست چهار ساعت ارزش پول ملی مالزی 40 درصد از ارزش خود را از دست داد

این بازی آنچنان سنگین بود که بقول ماهاتیر محمد نخست وزیر مالزی عبارت "یک شبه گدا شدیم" 

را بدنبال داشت

اگرچه ماهاتیر محمد بعدا توانست این تورم ناگهانی را مهار کند اما این حرکت که با کمک و همکاری

 صندوق بین المللی پول انجام شده بود ( شبیه ایران) ضرر سنگین و غیر قابل جبرانی به اقتصاد 

مالزی زد فقط در ساعات اولیه چهار میلیارد چهارصد میلیون دلار ضرر شرکتهای مالزیایی بود.

این عملیات در روسیه بلوک شرق ترکیه بارها مورد استفاده قرار گرفته است 

متاسفانه شبیه این بازی در اقتصاد ایران در دوره احمدی نژاد و روحانی تا به حال چندین بار انجام شده است.

در راهبرد 153 توضیح دادم جورج سوروس های داخلی چگونه یک میلیارد دلار ارز ظرف مدت کوتاهی

 بالا کشیدند آنچه باز خورد من بود از این اطلاع رسانی اخطار تکذیب و ......بود 

این میدان مبارز با استکبار جهانی فرمانده و سربازانی بسیار هوشیار مطلع و هم آهنگ می خواهد

با این سیستم آرایش فعلی (بانک مرکزی وزارت اقتصاد دارایی ) پیروزی در این جبهه یا غیر ممکن یا بسیار بعید است

پس ارز کماکان بالا خواهد رفت . علامت سوال هم ندارد با اطمینان کامل باید گفت ارز بالاتر خواهد 

رفت اگر زمین بازی و بازیکنان عوض نشوند یا دوبار سازماندهی نشوند.

این بازی یک شبه ملت را فقیر تر و اقتصاد ملی را درمانده تر و بازی گران اقتصادی را نا امید تر خواهد کرد 

واحد های تولیدی و نیازمندان به ارز اولین جبهه در هم کوبیده شدن خواهند بود 

دومین بازندگان آحاد مردم ایران بخصوص فقرا فقیر تر و اغنیا غنی تر خواهند شد

در بلند مدت سرتاسر کشور به سرزمین سوخته تبدیل خواهد شد.

همانطوری که اکنون سیستان و بلوچستان به سرزمین سوخته تبدیل شده است با 50 درصد 

بیکاری و حاشیه نشینی نه کشاورزی وجود دارد نه صنعتی نه خدماتی نه تولیدی.

اما چاره کار

دولت قبل از هر کاری باید بداند اکنون مصرف ارز مورد نیاز کشور به بیش از یکصد میلیارد دلار در سال بالغ می شود 

ارز حاصل از نفت در بهترین حالت 40 درصد نیاز کشور پاسخ خواهد داد عدم پاسخ گوی به شصت

 درصد نیاز بازار کشور بسیار صدمه پذیر خواهد کرد؟

 اینجا قدرت نظامی پلیس و حتی وزارت اطلاعات موثر نیستند.

بکار گیری این نیروها کار را خرابتر و اعتماد بخش خصوصی را خدشه دار خواهد کرد

آقای احمدی نژاد این راه را تا آخر رفت نتیجه بسیار خرابتر شد.

اعلام 4200 تومان برای ارز و یکسان سازی ارز در این جنگ نا برابر اشتباه بزرگی بود؟

و اشتباه بزرگتر اعلام اینکه صادر کنند باید ارز حاصل از صادرات خود را به دولت و این بازار بفروشد.

با قیمت 4200 تومان این کار مانند از دیوار مردم بالا رفتن برای دزدی است؟

صادر کننده در بازار متغیر و مشوش و تحریم زده کالا را تهیه و با مشکلات رایج ببرد خارج بفروشد و 

با مشکلات سخت وجه ارزی به داخل کشور بیاورد آن هم با نبود همکاری بانکی بعد ببرد دو دستی تقدیم دولت کند؟

به تبع دست از کار خواهد کشید.

این کار شدنی نیست و اعلام آن هم عاقلانه نیست 

این کار به منزله خارج کردن شصت در صد سربازان جبهه در حال جنگ است 

اگر بخش خصوصی ارز حاصل از صادرات خود را در یک بازار رقابتی و آزاد به متقاضیان قانونی ارز نظیر

 دانشجویان مسافران و بیماران عازم خارج و حتی وارد کنندگان بفروشند حتی در سیستم بانکی 

ایران باعث پاسخگویی به شصت در صد بازار خواهد شد

باعث بازگشت وجه صادرات به بازار ایران شد ویک جبهه شصت درصدی یا شصت میلیارد دلاری پر خواهد کرد

دست جورج سوروس های داخلی نا کارآمد خواهد کرد

حالا قیمت بالاتر از 4200 باشد افزایش قیمت ارز صادراتی  موجب حمایت از همان نرخ 4200 دولتی خواهد شد

نکته قابل تامل داستان اسب تروا اینجاست که بعضی از خودی ها هشدار داده بودند "من از یونانی 

ها می ترسم حتی اگر برای ما هدیه ( اسب چوبی ) آورده باشند"  لذا اسب آنها را باید آتش زد

از جمله   کاهن لائوکولون

من هم از بانک جهانی صندوق پول بانکهای وابسته به آمریکا می ترسم ولو وام و اعتبار چند ده میلیارد دلاری برای ایران عطا کنند 

که دست اینان با سوروس ها یکی است ؟

دومین نکته بازار ارز محدود کردن بازار ارز است از طریق محدود کردن واردات و مبارزه قاطع با قاچاق 

سومین نکته محدود   کردن مسافرت خارجی از جمله برای تایلند سواحل ترکیه از طریق افزایش

عوارض خروج و ممنوع کردن مسافرت کارکنان دولت و نمایندگان مجلس بغیر از وزارت امور خارجه

چهارم امتیازات خوبی جهت سپرده گذاران ارزی در سیستم بانکی ایران برای ایرانیان خارج کشور

تجمیع مقدار متنابعی ارز خارجی در بانک های ایران بانک ملی یا بانک دولتی دیگری باعث بیمه قیمت ارز خواهد شد فرض کنید دو درصد 5000 میلیارد دلار سرمایه ایرانیان خارج کشور 

یا یکصد میلیارد دلار .

آنچه می تواند بازار ارز ایران را کنترل کند وسعت نظر مسئولان کشور و برخورد لردی با دارندگان ارز است نه تنگ نظری و بخل؟  

 

  • حسین تاج احمدی
  • ۰
  • ۰

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران همه نگاه ها به ایران دوخته شده بود ایران چه سیاست اقتصادی را در پیش خواهد گرفت؟

بازرگان نخست وزیر موقت همان راه غرب و شاه را در اقتصاد در پیش گرفت نتیجه آمریکا به آینده حکومت وقت ایران خوش بین شد و سعی کرد با تهران کنار بیایید

اگرچه دولت بازرگان کوتاه و زود پایان یافت اما امام خمینی برای اجرایی کردن یک حداقلی از اقتصاد اسلامی نیرو نداشت چند مجتهد درجه یک او سریعا توسط گروه های مخالف ترور شدند.

دولت بنی صدر هم اجل معلق بود او به همه کاره و همه چیز دان خودش را معرفی کرده بود اما در اقتصاد همان منش لیبرالی اقتصادی را مقصود و منظور داشت.

دولت شهید رجایی یک بینش اسلامی انقلابی نسبت به اقتصاد داشت و سریعا دست به اصلاحاتی زد که آثار بعضی بعد از 30 سال باقی است مانند طرحهای حمایت از سالمندان روستایی و ....

دولت رجایی پس از 28 روز با ترور او پایان یافت و آیت الله مهدوی کنی مدتی کج دار مریض با سیستم دولتی به ارث رسیده از زمان شاه کشور اداره کرد

اما دولت سوم و چهارم با رئیس جمهوری آیت الله خامنه ای و نخست وزیری آقای میرحسین موسوی  مدت دو دوره سکان کشور بدست گرفت شرایط جنگ و کمبود ارز و بودجه همین طور ارزاق عمومی این دولت را کم کم به سمت چپ و قوانینی شبیه به کشورهای کمونیستی کشاند؟

اگر چه باید از موفقیت های تامین ارزاق عمومی و حداقل امکانات با کمک کوپن نام برد.

اما همراهان میرحسین مسلمانان چپ زده بودند که محدودیت های زیادی برای بخش خصوصی ایجاد کردند.

دوره رئیس جمهوری هاشمی رفسنجانی با پایان جنگ و دولت سازندگی شروع شد اگر چه گشایش های ارزی و در آمد دولت به وجود آمد اما نیاز بازسازی بیش از اینها بود

اما غرب راضی نشد تسهیلات و وام های معمول در دنیا پس از جنگ در اختیار ایران قرار دهد

اگر وامی هم داد شد با بهره سنگین و محدود بود

و توسط صندوق بین المللی پول با شرایط سنگین تعدیل اقتصادی و تغییر ساختار اقتصاد ایران

نیروهای هاشمی رفسنجانی عمدا نیرو های راست گرا و تکنو کرات بودند لیبرال و تحصیل کرده غرب لذا با سرعت در مقابل عملکرد میرحسین موسوی دست به آزاد سازی اقتصادی زدند

و خیلی سریع چهره جامعه عوض شد این سیستم به سرعت باعث رشد ثروت اندوزی گروهی از وابستگان حکومتی شد 

و بسیاری  همچنان فقیر باقی ماندند فاصله طبقاتی عظیمی به وجود آمد تکنوکرات های که کلبه آمال آنها سیستم غربی لیبرالی بود 

سال 1369 کارشناسان صندوق بین المللی پول به ایران آمدند و سیاست تعدیل اقتصادی برای آقایان مرحوم نوربخش عادلی روغنی زنجانی مسعود نیلی محمد علی نجفی مطرح کردند 

لذا برنامه پنجم اقتصادی ایران رسما کنار گذاشته شد و سیاست های دیکته شده مو به مو شروع به اجراء شدند همان سیاست تعدیل اقتصادی که دولت خود را از اقتصاد کنار بکشد و همه چیز در اختیار بخش خصوصی قرار گیرد حتی آموزش و پرورش با این استدلال نماز جمعه آقای هاشمی 

که باید با دنیا تعامل کنیم و از انزوا خارج شویم کشور در دور باطل افزایش تورم قرار داد

سیاست تعدیلی که با عبور از مرز 50% پنجاه در صد تورم باعث شورش های اسلامشهر و چند شهر دیگر شد و با مداخله سران نظام اجراء آن متوقف شد.  

و سریع کشور در این مدار قرار داد این آغاز ماجرای انحراف شدید از اقتصاد مورد نظر امام و انقلاب بود 

اگرچه در این دوره باعث رشد اقتصادی و افزایش درآمد دولت شد اما در حوزه اقتصاد کشور یک گرانی شدید و نفس گیر بر آحاد جامعه مسلط کرد و از لحاظ سیاسی تنگ نظری مطلقی بر کشور مسلط شد

این فقر فرا گیر حاکم بر کشور از دو  دوره رئیس جمهوری هاشمی بر ایران حکم فرما شد

در واقع دولت روحانی ادامه دهنده همان دولت است همان تفکر همان وزیران همان کارشناسان اقتصادی و همان کلبه آمال آرزو غرب ؟

این دولت غیر از سیستم لیبرالی اقتصادی و امتیازات گسترده برای خواص و سرمایه داران و گرانی هیچ ثمر دیگری برای کشور نخواهد داشت.

این دولت تفکر نیمه کاره گذشته را ادامه می دهد در بهترین حالت اقتصاد ما مانند اقتصاد آمریکا خواهد شد

اگر چه دو رئیس جمهور هاشمی و روحانی احتمالا در ذهن چیز دیگر در سر داشته باشند اما مقصد و مسیر دو دولت همین است که توضیح دادم چون وزیران و کارشناسان اقتصادی راه را رفته اند؟

در نتیجه 

در بهترین حالت یک در صد ثروتمندان کنترل اقتصاد جامعه سیاست را بدست خواهند گرفت؟

این مدل اقتصاد شاید در غرب پایدار بماند اما در ایران هرگز؟

این سیستم اقتصادی در ایران آبستن شورش های اجتماعی و سیاسی است؟

این سیستم اقتصادی مغایر با آموزه های اسلامی است.

این سیستم مغایر با انقلاب اسلامی خط رهبری و خط سیاسی امام خمینی است.

نتیجه آن بسیار تیره تار و وحشتناک است

شاید مردم فرانسه اروپا و آمریکا تن به آن بدهند تازه آن ها هم مشکل دارند.

اما با اطمینان قریب به صد در صد مردم کردستان مردم سیستان بلوچستان مردم خوزستان مردم آذربایجان حتی مردم تهران هرگز زیر بار چنین سیستم اقتصادی نخواهند رفت

این نه یک بد گویی نه یک پیش بینی و نه یک سیاه نمایی است این یک تحلیل منطقی و نشان دهند راه است تمام امید اینست که قبل از آنکه دیر شود 

حاکمیت جمهوری اسلامی ایران چاره ای بیندیشد.

صبوری امروز مردم ایران نباید مسئولان کشور به اشتباه بیندازد؟

این صبوری بخاطر مبارزه با شیطان ّبزرگ آمریکا  و سیستم صهیونیستی  است. 


  • حسین تاج احمدی
  • ۰
  • ۰

در قسمت 154 راهبرد اشاره کردیم به 7 راهکار مقابله با خروج آمریکا از برجام.

در آخرین بند خواستار ورود کالا با ارز صادراتی شدیم این امکان پذیر نیست مگر در سایه میدان دادن به مکانیزم بازار عرضه و تقاضا 

بدهی است هرچه تقاضای ارز صادراتی بیشتری برای واردات داشته باشیم قیمت ارز صادراتی نیز افزایش خواهد یافت

واین به معنی گرانتر شدن کالای وارداتی است لذا به تولید کننده داخلی فرجه بیشتری داده خواهد شد

متاسفانه هرگاه میدان به واردات داده شده ورود کالاهای لوکس مخصوص استفاده ثروتمندان گوی میدان داری را بدست گرفته اند

این کالاهای لوکس مورد نیاز واقعی جامعه نیست بیشتر جهت تکاثر و تفاخر مصرف دارد لذا قانون گذار باید ورود کالاهای لوکس با تعرفه بیش تر در سبد گمرک قرار دهد تا یک بالانس اتوماتیک به وجود آید

اما برای تسهیل این واردات در مقابل صادرات باید امکاناتی را ایجاد کنیم ان هم سریع و انقلابی این از دست دولت برنمی آید 

در سالهای اول انقلاب تجربه تلخ واردات توسط دولت را داشتیم که موفق نبود

دولت باید با اعلام مقررات ساده و سهل به بخش خصوصی میدان بدهد

این میدان باعث افزایش  شدید تعداد مقابله کنندگان با مشکلات اقتصادی خواهد شد

و بیش از بیش آمریکا را به گوشه رینگ خواهد راند

و به جمهوری اسلامی امکان می دهد تا با چپ و راست مکرر بخش خصوصی تحریم و آمریکا را مغلوب کند

اعلام پذیرش شرکتها و موسسه های ثبت شده برای مبادله کالا علاوه بر واردات  با وجوه ناشی از ارز صادراتی جبهه جدیدی برای ایران میگشاید

این شرکتها می توانند کالای صادراتی خود یا مشتریان خود را با کالای خارجی در هر نقطه دنیا تعویض کنند .

باید به آنها اختیار داد کالا را به یک مشتری خارجی فروخته و با وجه آن از همان مشتری یا از فروشنده دیگری کالای مورد نیاز کشور خرید کرده و وارد کند

حتی اجازه داده شود کالای صادراتی مال یک شخص باشد اما خریدار کالای وارداتی شخص دیگری

این شرکت ها در صورت میدان دادن می توانند ورود کالا و دایره تحرک تجاری کشور به شدت افزایش دهند.

با توجه به تعداد زیاد ایرانیان ساکن در خارج کشور و به حمدالله با تنگ نظری دولتهای گذشته حداقل پنج میلیون ایران در سرتاسر دنیا مشغول سکونت و کار شده اند.

این تعداد ایرانی در این طرح مبادله کالا می توانند نقشی عظیم بازی کنند

به شرطی که دولت مقرراتی ساده و همگانی را روی میز بگذارد.

این مبادله کالا به شدت آمریکا را کلافه خواهد کرد چون تعداد زیادی ایرانی و خارجی در مبالغ کم با هم مبادله خواهند داشت 

امکان جریمه و ایجاد مشکل برای صد هزار نفر امکان پذیر نیست بله در صورت عملکرد صحیح می توان این مبادله کالا را تا دویست یا سیصد هزار نفر افزایش داد.

آمریکا بیشتر منتظر شکار شرکت های بزرگ است تا همه را بترساند ؟

منتظر است مثلا برای زیمنس آلمان جریمه چند میلیارد دلاری اعلام کند تا همه بترسند و از معامله با ایران منصرف شوند 

حالا اگر 1000 نفر یا شرکت کوچک متوسط بصورت خرد همین محصولات زیمنس به ایران بدهند دیگر قضییه لوس می شود .

اگر این میدان دادن با دقت و حوصله قانون گذار انجام شود حتی می تواند واردات و صادرات کشور در مدت کوتاهی به یکصد میلیارد دلار در سال افزایش دهد

یادم است موقعی که آمریکا ورود هر تاجر اروپایی را که به ایران مسافرت میکرد برای ورود به خاک آمریکا مجبور می کرد دوباره ویزای ورود بگیرد 

به دولت وقت پیشنهاد دادم هر تاجر اروپایی که به ایران مسافرت می کند بدون درج در پاسپورت شخص مذکور پذیرا باشد 

تا این قانون آمریکا به راحتی زیر پا بگذاریم متاسفانه تا آنجا که اطلاع دارم هنوز اجرایی نشده است

این شرکتهای مبادله کالا در تمام شهر های ایران می توانند تاسیس شوند خصوصا در شهر های مرزی

این شرکتها باید موسس و پاسخ گو داشته باشند یعنی تضامنی باشند

تا در صورت گرفتن کالای مشتری برای برگشت وجه آن و یا کالای مبادله ای ضمانت چکی یا اسنادی صادر کنند

برای تایید تضامنی بودن باید یک ملک در شهرهای مرکزی با ارزش یک میلیارد تومان در گرو و اختیار دولت قرار دهند ( در رهن فقط) و در شهرهای مرزی تا 200 میلیون تومان کفایت می کند.

سود کار این شرکتها از صادرات پنج درصد و از واردات نیز پنج درصد  در مجموع از هر رفت و برگشت حداکثر ده درصد تعیین شود

تمام هزینه حمل و نقل بیمه گمرک به عهد صاحب کالا می باشد چه صادراتی چه وارداتی

شاه کلید همه گیر شدن این شرکتها اینست که این شرکت ها از هر مالیاتی باید معاف باشند؟

چون همین مبادله کالا برای دولت درآمد سرشاری نظیر عوارض گمرک و عوارض ورود و خروج ببار میآورد 

و باعث تحرک تجاری و تولیدی عظیمی در داخل کشور خواهد شد و درآمد دولت به شدت افزایش خواهد در واقع عایدی کشور غیر مستقیم بسیار عظیم است.

فقط این شرکتهای مبادله کالا اگر تشویق شوند و بصورت گسترده مورد استقبال قرار گیرند

می توانند عقربه ترازوی را بنفع جمهوری اسلامی رقم بزنند

امید است حداقل یک از این پیشنهادها توسط دولت اجرائی شود

  • حسین تاج احمدی
  • ۰
  • ۰

اول تاسف خودم را از انتخاب چنین تیتری اعلام کنم چون خیلی بی ادبی است اما واقعیت دارد.

مغولها در ابتدای قرن هفتم هجری قمری به ایران حمله کردند و به مدت یک قرن در ایران تخریب و غارت و حکومت کردند.

ما از علت حمله و علت شکست خوارزمشاهیان و تحلیل ان بخاطر کمبود وقت صرف نظر می کنم.

آنچه مد نظر است خسارات این حمله به ایران است مغولها دست به کشتار و تخریب وسیع شهرهای ایران زدند

و علاوه بر کشتار بسیار و خسارات اقتصادی وسیع و تخریب قناتها و تمام مظاهر رشد و پیشرفت در ایران ان روز صنعتگران را دستگیر به مغولستان اعزام کردند

تا شهرهای مشابه شهرهای ایران و مصنوعاتی شبیه آنچه در ایران بود برایشان بسازند

به هر حال در آن زمان ایران کشوری پیشرفته با بناهای زیبا و سیستم آبیاری پیشرفته و وسایل حمل و نقل فنی بود.

مغولها  آمده بودند که بروند نیامده بودند بمانند لذا هر چیزی تخریب و منهدم و غارت می کردند 

کتابخانه های ایران مزارع پلها قنات ها مدارس طلبه خانها و.......... 

دانشمندان و عده ای از متمولین نیز از ایران فرار کردند به هند و آسیای صغیر مهاجرت کردند.

لذا این حمله باعث رکود اقتصادی و کشاورزی ایران شد.

آنچه از این حمله بر ایران باقی ماند اثرات روحی و روانی شدید بود که تا امروز بخشی از آن باقی مانده

مغولها با زور حکومت می کردند بعد به کشور بزرگی مانند ایران رسیدند همان رویه را ادامه دادند.

خوب بعد از پیروزی تعداد زیادی مدیر و فرماندار دهدار برای اداره ایران لازم داشتند ؟

که در خود مغولستان هم نداشتند لذا هر سرباز و بی فکری را که درشت تر و خشن تر و سخت گیر تر بود بر شهرها و روستا ها منصوب می کردند

اینان امید به ماندن و حکومت نداشتند دستور تخریب هرچیزی صادر می کردند تا بتوانند قسمتی از آن را با خود ببرند برای خود سرقت می کردند در نهایت بی لیاقتی و فقط با زور شمشیر 

بر مردم حکم می راندند ؟

بعد از رفتن مغولها این رویه در ایران باب شد پادشاهان بعدی نیز در انتصابها افرادی بزرگ جثه کوچک مغز بر مصادر ایران حکم فرما کردند 

تا با خشونت یاد گرفته از مغولان بر ایران حکومت کنند.

متاسفانه بر خلاف دوره ساسانیان هخامنشیان و پادشاه هان قدیم ایران که به خرد و اندیشه بهای عظیم می دادند حتی خدایشان را اهورا مزدا ( خدای خرد ) می نامیدند

و اندیشمندان و بزرگان علم و ادب در پیشگاهشان اجری عظیم داشتند و حتی دانشمندی چون روزبه و امثال او بعنوان وزیر برمی گزیدند 

بعد از حمله مغول شاهد این وضعیت نبودیم حتی تا به امروز آثار فرهنگی انتصابات مغولی بر ایران سیطره دارد .

دوره صفویه و قاجار و پهلوی نیز به همین داستان گذشت مردانی سبک تهی مغز نوعا سمت می گرفتند مردانی خشن و ظالم تا دیگران را مرعوب کنند برای حکومت و چون حاکمان خود مشروعیت نداشتند 

روز به روز به این عناصر بیشتر وابسته شدند

نه فقط حکومتهای شاهنشاهی بلکه جمهوری اسلامی ایران هم در این زندان گرفتار شد

اینان چند مشخصه اصلی دارند 

1- قیافه آدمهای با هوش و فراست و اندیشه را می گیرند اما تمام حرکات و تصمیم های آنها ناشی از بی خردی و بی مسئولیتی است

2- خود را بسیار متقی و مذهبی نشان می دهند از هویدا شدن بخش زندگی کثیف خود بسیار هراسناک هستند چون خود را لایق این سمت نمی دانند و اطمینان ندارند که مدت زیادی بر مسند باقی بمانند لذا شروع می کنند به اختلاس و دزدی برای آینده شخصی 

امید به محل زندگی خود اطرافیان ندارند دست به یار گیری و مرید سازی از اراذل و اوباش می زنند برای ترساندن رقبا و رفاقت با اشرار دیگر 

و همینطور چابلوسی عظیم برای مافوق خود و تائید تمام حرکات او ولو اگر اشتباه باشد 

و بهره مندی از اختلاس ها و سمت های آتی

این داستان امروز جمهوری است که وارث حکومت رضا خانی است اما از خود کادر سازی نکرده 

امروز جمهوری اسلامی ایران نخواست نتوانست یا نشد فاقد کادر مومن و متقی است؟

یکی از آثار این تفکر مغولی اینست که طرف واژهای اسلامی بکار می برد اما اعتقادی به آن ندارد 

پس عمل هم در کار نیست.

تقوا برای او خویشتن داری در مقابل خدای قادر متعال نیست تقوا خویشتن داری در مقابل مردم و همکاران اداری است

هیچ گاه متون اسلامی از روی قلب و رضا نخوانده و به آن عمل نکرده است 

این ثمره و شجره انقلاب است ؟

مسئولین ما همگی فکر رفتن هستند همگی فکر اندوخته شخصی هستند

همگی مانند مغولها دستور می دهند زور می زنند عمل می کنند هر سرپیچی از دستور به شدت سرکوب می کنند

هر مالی ابتیاع می کنند هر قانونی بخواهند زیر پا می گذارند 

لپ کلام از رئیس جمهور تا نگهبان توالت های عمومی فاقد لیاقت آن سمت هستند؟

بعلت مصلحت و نبودن و راه ندادن به دیگران صاحب سمت شده اند

فقط جلوی مردم نقش بازی می کنند فقط حرف می زنند فقط قیافه رئیس دارند بقیه ملزومات ندارند

لذا وقتی از سمت خود برکنار یا دوره اشان تمام می شود هیچ کار دیگری نمی توانند شروع کنند سامان بدهند اعتماد به نفس هم ندارند فقط می خواهند قانون به آنان قدرت بدهد .

اینان بیشتر از مقام خود اندیشه دیگری ندارند 

پس هیچگاه فکر آبادانی و دیگران نیستند به آینده کشور فکر نمی کنند حتی اندیشه ان را هم ندارند تا چه رسد به اقدام.

خوب با این عناصر هیچ گاه رشد نخواهیم کرد 

لذا در مقابل تحریمها و آمریکا بیشتر از حالت معمول صدمه پذیر می شویم.

  • حسین تاج احمدی
  • ۰
  • ۰

دولت های گذشته و فعلی نقش عظیمی در به وجود آمدن این گسل های اجتماعی دارند در طی چهار سال دولت دهم 

فشار مالی و تحریمها فقط در شهر تهران پیش از سه میلیون نفر را به حاشیه و شهر های اطراف تهران  کوچ داد 

نوعا ضعیف ترین خانواده ها و مستا جران قسمت عظیمی را تشکیل میدادند 

که بر اثر افزایش شدید مسکن و افزایش شدید اجاره بها مجبور به ترک تهران شدند

متاسفانه اکنون هم این سیکل در حال تکرار است آن مردمی که مجبور به ترک محل زندگی خود شدند اکنون دیگر شخصیت و رفاه زندگی قبلی را ندارند .

چون مشاغل حومه درآمد کمتر و ناپایدار تر هستند حتی بسیاری فاقد شغل هستند.

اینان بسیار به دولت و حاکمیت بدگمان و بی اعتماد اند

همینطور حاشیه نشین های شهر های بزرگ که مرتب در حال افزایش هستند

خوب خشکسالی و هجرت از روستا بیکاری روز افزون در شهر های کوچک عامل این هجوم تاریخی به شهرهای بزرگ را پایه ریزی کرده اند

متاسفانه این حرکت در زیر سایه تحریم برجام و انتخابات واقع شده به چشم نمیآید

در حالیکه ابعاد و اندازه آن بسیار حجیم و خطرناک است

آمار دقیقی وجود ندارد اما حجم مهاجرت بیش از سی میلیون نفر تخمین زده می شود

این مهاجرتها در کنار شهرهای بزرگ یک غده سرطانی تشکیل میدهند که به شدت متشنج و هر لحظه امکان اعتراض و شورش در بین آنها وجود دارد

اگر چه قسمت عظیمی از این مهاجرتها در بخش های فرسوده شهری ساکن می شوند 

و نوعا سرزمین آسیب های اجتماعی فساد اعتیاد فحشا و دست فروشی هستند؟

مردمی که به قول خود در خط آخر هستند؟

در کنار بی اعتمادی عمیق به دولت و مسئولان که شبکه های اجتماعی به آن دامن زده اند

یک گسل بسیار فعال و آوار پایین ریختنی برای جمهوری اسلامی  ایران تشکیل داده اند

این ها یک خطر در آیند نیستند اکنون فعالند؟

همینطور جو شدید ضد حرکات مسئولان ناپخته  دولتی در شهرهای  کوچک و بزرگ خصوصا در اقلیت های قومی و مذهبی در کنار شبکه های اجتماعی معاند

یک سرزمین آمال و آرزو برای دشمن و امیال پلید مخالفان جمهوری اسلامی فراهم آورده است؟

متاسفانه مسئولان رده بالای نظام هم از آنچه در زیر پوست شهر می گذرد بی اطلاع یا کم اطلاع هستند

از متن صریح سخنرانی و گفته های آنان پیداست در جریان ملموس واقعیت ها قرار ندارند؟

هنوز دروغ تحویل مردم می دهند؟ وضع خوب است مردم نگران نباشند برای تمام شرایط آماده ایم

قادریم مدیریت کنیم  ذخیره ارزی کافی داریم وضع کشور خوب است؟

یا واقعا نمی دانند یا می دانند و دروغ می گویند هر دو جای تاسف دارد.

یکبار در آذر ماه نود شش من طی مقاله ای       

ویرایش راهبرد نجات اقتصاد ایران ( 137 ) امنیت ملی در معرض زلزله گسل فقر و بیکاری و بی اعتمادی؟

 موضوع را مورد بررسی قرار دادم و پیشنهاد های برای ترمیم و کمک مطرح کردم 

اما سخت مورد نکوهش قرار گرفتم اکنون که وضع عادی است چرا از این حرفها می زنی

گوشی شنوا نبود تا فاجعه شورشهای دی ماه 96 به وقوع پیوست که هزینه آن برای نظام بسیار سنگین بود و هست؟

در واقع هجوم جدید آمریکا به برجام و ایران باز ده همان شورش است

این سخن گزافه نیست نگاهی به مقالات اندیشکده های آمریکایی نشان از این جریان دارد.

ضرر زیان شورش دیماه برای اقتصاد ایران 1000 میلیارد دلار تمام خواهد شد اگر ایران موفق بشود این موضوع را پشت سر بگذارد؟

از همه بیشتر همان کسانی که شورش کردند از این تحریمها ضرر خواهند دید.

آن موقع با دو میلیارد دلار می شد قضییه را مدیریت کرد اگر آقایان (دولت روحانی) دست به عمل می زدند؟          

اکنون همان گسل ها فعالند و بزرگتر خطرناک تر شده اند نیاز به کمک و بررسی دارند ایا گوش شنوایی هست؟ 

  • حسین تاج احمدی
  • ۰
  • ۰

این تفکر مذاکره و مدارا با آمریکا تخم لقی بود که سیاستمداران عمده تحصیل کرده غربی بیش از چهار دهه است در گوش مردم خواندند؟

از روز اول هم این تفکر بدنبال تخلیه نیروهای انقلابی از حاکمیت بود خط سازش با خود دو ابزار تطمیع و تخریب را همانند آمال آرزوهای آنان (آمریکا ) سیاست چماق و هویج بکار گرفت.

عجیب اینجاست در چهل سال گذشته این خط خسارات عظیمی بر جا گذاشت.

چه نیروهای انقلابی را که با تطمیع و رشوه مال حرام و اختلاس با خود همراه نکرد 

چه خسارات مالی و آبروی که بر جا نگذاشت بطوریکه این اختلاس ها به کل حاکمیت ضرر غیر قابل جبرانی زده که حتی قابل توصیف نیست؟

مردانی از جنس ضعیف وابسته بریده پول دوست به ظاهر ریش و تسبیح در دست گرفته صلاح ملت می خواهند اما در واقع به فکر نان شخصی هستند

سازشکارند همچون منافقان داد بیت المال می زنند در واقع برای جیب خویش عمل می کنند؟

تازه برخلاف تفکر عمومی جناح هم ندارند به وفور در هر دو جناح حضور دارند؟

دروغ می گویند اصلا برای آنان خدا و پیامبر و انقلاب مهم نیستند برایشان عایدی مالهای کلان اهمیت دارد.

این قران و نهج البلاغه است که نشانه های آنان برمی شمارد؟

اینان اصلی ترین خط انحراف در انقلاب اسلامی ایران هستند اینان شعبه های استکبار جهانی هستند نه با کراوات بلکه حتی با لباس روحانیت

نگاهی به زندگی شخصی آنها نشان از اموال کلان دارد در حالیکه در دوران شروع فعالیت سیاسی و جناحی برای چند هزار تومان معطل بوده اند.

برجام محصول و کشت اینان بود در جمهوری اسلامی ایران

این کشت زار هیچ میوه و محصولی را ببار نخواهد آورد.

این کشت بوسیله غرب از روز اول آبیاری نشد از روز اول تمام دانه های کاشته شده در آن خشک بود یا بوسیله موریانه ها خورده شد یا بوسیله غربی ها چاپیده شد

برجام مرده است چرا بیخود مردم را دلگرم می کنید چهار سال دیگر می خواهید مردم سر کار بگذارید؟

تدبیر هم مرده است از روز اول تمام تخم مرغ ها در سبد برجام گذاشته شد؟

برجامی که فرجام نداشت؟

هیچ تدبیری برای معیشت مردم نشد حتی از روز اول تدبیر برای حقوق های نجومی و سفرهای آنچنانی و رفاه استخری وجود داشت برای مردم وجود نداشت؟

وزرای غرق در اموال نجومی با مدارک دانشگاهی بسیار بالا تخم بلدرچین هم حاصل نداد؟

کوچکترین مشکلی از اقتصاد را حل نکرد؟

من ناشکری نمی کنم آمار این را می گوید .

تمام آمارهای اقتصادی و حتی دولتی از طرف خود آقایان مطرح شده افزایش بدهی افزایش فقر 

افزایش تخریب بخش خصوصی افزایش آسیب های اجتماعی در گزارش دارد.

کدام تدبیر کدام امید؟

نگاه کنید به آمار ذیل 

بدهی دولت از 96 هزار میلیارد تومان به بانکها در فروردین امسال به 380 هزار میلیارد تومان بدون احتساب بدهی شرکتهای دولتی به گفته وزیر اقتصاد

افزایش نقدینگی از 300 هزار میلیارد تومان به 1500 میلیارد تومان در ابتدای امسال

افزایش شدید بدهی دولت به بانکها به 255 هزار میلیارد تومان در پایان بهمن 1396 با 22 درصد رشد در سال 96

افزایش حاشیه نشینی به 12/5 میلیون نفر ( تازه این آمار دولتی است)

افزایش بد مسکنی در محیطهای فرسوده و بافت نا پایدار تا 17/5 میلیون نفر

تشدید خروج سرمایه                                                                                               آمارهای خارجی ناشی از خروج 30 میلیارد دلار فقط در سه ماهه آخر سال 96 است 

تشدید بیکاری آمار صحیح اعلام نمی شود.

افزایش شدید فقر فقط یک میلیون نفر از ابتدای سال 96 به کمیته امداد پیوسته اند.

اضافه کنید افزایش اعتیاد افزایش طلاق افزایش سرقت و دزدی .............

قصد سیاه نمایی نیست قصد بررسی اقدامات دولت است .

دولت تدبیر و امید نتوانسته حتی آمار ها را ثابت نگهدارد تازه آن موقع که برجام نیمه جانی داشت

خوب حالا همه امید و توان کشور در سبد آقای روحانی بگذارید تا رونق اقتصادی ایجاد کند 

مانند اینست که از یک مرده بخواهید برای شما نان و کار ایجاد کند

زهی خیال باطل این آقا بزور روی پا ایستاده از ایشان می خواهید طرف مقابل لنگش کند

خودش دارد می افتد؟

یکی از روزنامه های کشور پیشنهاد داده تا شورایی از سه قوه برای حل مشکلات اقتصادی تشکیل شود؟

اگر چه اینکه کاری باید کرد بلا تردید درست است اما این سه قوه خود باعث بوجود آمدن این وضعیت هستند مگر همکاری کامل در گذشته نداشته اند که امروز کاری کنند کارستان؟

این مشکل باید از ارگان یا مرکزی بالاتر از سه قوه تشکیل شود تا سه قوه را در تسلط داشته باشد

همانطور که در راهبرد شماره یک گفته ام فقط یک فرماندهی و ستاد اقتصادی از طرف رهبری قادر به حل مشکل است.


  • حسین تاج احمدی
  • ۰
  • ۰

پس از انتشار 7 راهکار برای عبور از برجام سیل انتقادات رسیده بیداد می کند اگرچه قبول دارم زبان الکن من و وقت کمی که برای ویرایش مطلب دارم و همینطور خود سانسوری خلاصه کردن زیاد منشاء بسیاری از انتقادات است اما بعضی هم اشکالات اساسی داشتند دوستان مرا مورد لطف بیشمار قرار دادند و شماتت بسیار کردند خلاصه اینکه این مطالب چیست می نویسی  خلاصه همه آنها این است

"خزعبلات"

اصل مشکل اینجاست آنچه در ذهن من از اقتصاد ایران وجود دارد با آنچه شما از اقتصاد ایران می بینید  

بسیار متفاوت است در واقع آنچه باعث اختلاف و فاصله بسیار شده همین مطلب است شما شخصی می بینید کت شلوار پوشیده و کراوات زده مرتب است حالا لباسش کمی چروک شده

حالا اگر شسته شود اطو شود درست می شود 

اما آنچه من می بینم یک مترسک بدون محتوا بدون دست و پا به غایت زشت که بزک شده و کت شلوار پوشانده اند تا من و شما را گول بزنند این مترسک مغز ندارد یک تکه ذغال به جای مغز آن گذاشته اند 

چند نخ نامرئی حرکات این مترسک شکل می دهند در واقع دیگران هستند به آن قیافه شکل و حرکات دیکته می کنند؟

به من میگویند این همه بانک باز پیشنهاد بانک می دهی؟

اما من بانکی نمی بینم هر چه است بنگاه سود پرستی و سود ستانی قرون وسطی است که روی نزول خوران انگلستان قرن هفدهم را روسفید کرده است

اشکال کار من و قضاوت شما همینجا است؟

 بیاید تاریخچه اثر گذاری بانک با هم مرور کنیم

در واقع آنچه بعنوان توسعه صنعتی و اقتصادی در اوائل قرن بیستم در اروپا شکل گرفت زاییده نظام بانکی بود این خط تولیدات صنعتی یکصد سال گذشته اروپا و رشد و پیشرفت همینطور ؟

در واقع بدون بانک و سیستم صحیح بانکی هیچ اختراع و هیچ دانشی و هیچ دانشمندی قادر به ایجاد و خلق این همه رشد اقتصادی و تداوم روز افزون رشد نبوده و نیست؟

در واقع علت علل همه پیشرفت غرب در این نهاد ( بانک ) نهفته است

اصلا دموکراسی و انتخاب یک رئیس دولت و رای هم مدیون این بانک است؟

اگر مردم عادی فراق خاطر و امنیت اقتصادی نداشته باشند رای و رای گیری هم مخدوش است متاسفانه همین بلای که دارد بر سر انتخابات شورا ی شهر در ایران میآید؟

ثروتمندان رای فقرا را می خرند؟

بانک یک روزی عامل توسعه اقتصاد بود اما امروز عملکرد ان به یک سلاح و سیاست سلطه و تفرقه سرکوب استقلال خواهی هم تبدیل شده است؟

امروز کار کرد بانک بسیار پیشرفته تر از گذشته شده است؟

این تعابیر بالا هر کدام یکصد صفحه توضیح و تفسیر  و مورد اثر تاریخی می خواهد که اکنون و وقت 

و بنای آن را نداریم؟

اما خلاصه مطلب اینکه بدون بانک مستقل ایرانی اسلامی توسعه ای به معنای واقعی ملت ایران هرگز روی استقلال کامل نخواهد دید؟

درست همانند مالیات و سیستم مالیات صحیح کم مستمر هرگز روی استقلال کامل را نخواهیم دید؟

این ها فرق من خارج تحصیل نکرده با دکترهای تحصیل کرده خارج رفته یا نرفته است؟

امروز سیستم اقتصاد آمریکا ورشکسته کامل است حداقل بیست سال تمام تمام سود و عایدی داخلی آمریکا را باید پرداخت کند ( هیچ هزینه دیگری نکند) تا بتواند تمام بدهی های خود را تسویه کند.

اما امروز به مدد وجود بانک های دنیا و تسلط بر سیستم بانکی اروپا و آسیا توانسته روی پا بایستد و ایران را هم با همین سیستم بانکی زیر آتش سنگین بگیرد و حداقل هفتاد هزار واحد تولیدی ( در حماقت و عدم حمایت داخلی ) نابود کند؟

امروز عملکرد یک بانک بالاتر از هزار بمب افکن تخریب بوجود می آورد؟

تازه این بانک های داخلی ابزار حمله و تیر بارهای محلی تخریب همان بانکهای جهانی (آمریکایی ) می شوند؟

پس ما هیج بانکی در داخل نداریم 

آنچه هست ابزار تحمیل تخریب بیشتر در اقتصاد ایران است اگر نجنبیم؟

بیخود نیست اسلام ربا را حرام کرده آن هم حرامی بالاتر از زنا با محرم.

جنگ با سیستم اقتصاد ترامپ حتی بدون یک بانک توسعه ای یعنی جنگ با لشکر هیتلر بدون سلاح.

  • حسین تاج احمدی
  • ۰
  • ۰

بعد از خروج آمریکا از برجام مشخصا" آنچه مورد هجوم قرار گرفته اقتصاد ایران و هدف اصلی از خروج آمریکا تضعیف و منهدم کردن اقتصاد ضعیف شده ایران بوده است 

تا راه را برای فروپاشی سیاسی و تسلیم ایران فراهم کند؟

اما پاسخ ایران تا کنون صفر بوده است اگرچه آقای روحانی بارها اعلام کرده ما برای تمام گزینه ها برنامه داریم ما برنامه ارزی برای خروج آمریکا داریم؟

متاسفانه آنچه تاکنون از دولت روحانی صادر شده فقط انفعال بوده است؟

شعار ها برای رجز خوانی دشمن است کاربرد ندارد.

در واقع این جمله یکی از اعضاء اصول گرا در مورد دولت صدق می کند.

"سیاست مداران دولت روحانی نمی توانند برای مشکلات کشور راه حل مناسب ارائه کنند" 

تمام پنج سال گذشته دولت روحانی به بطالت فرصت سوزی و افزایش آمار تمام آسیب های اجتماعی 

منجر شده است؟ این آقای روحانی به جای آنکه بدنبال حل مشکلات در داخل باشد در فکر حل مشکلات در اروپا و خارج است اگر چه ما دیپلماسی نفی نمی کنیم اما همه راه ها در خارج نیست؟

این جمله رئیس کمیته امداد بسیار تامل بر انگیز است سال 96 حدود 700 هزار پناه جوی جدید به خانواده کمیته امداد اضافه شده است.

پس آقایان هم چنان مشغول آب در هاون کوبیدن هستند 

ما باید یک برنامه و عکس العمل منطقی برای اقتصاد پس از برجام اعلام و بلافاصله اجرایی کنیم

این برنامه قبلا باید اعلام می شد اکنون دیر است

اگرچه امید است دولتمردان  تلاشی کنند اکنون هم بیدار شوند غنیمت است 

اما پیشنهاد من برای کل مردم ایران است برای کل حاکمیت است امید به این فشل ها نیست.  

اما نوک حمله آمریکا برای اقتصاد فروش نفت ایران است؟


1-دولت فروش نفت را در داخل آزاد کند نفت خام در اختیار صنایع داخلی بصورت معادل قیمت ریالی جهانی آن قرار دهد تا بخش خصوصی بتواند در پالایش و گرفتن مشتقات ان فعال شود این موضوع بای رسانه ای و با تشویق بخش خصوصی همراه شود

بی گمان اگر صنایع بخش خصوصی رشد کند در پالایش اصلا ما نیازی به صدور نفت خام نخواهیم داشت

این انحصار در فروش نفت آن هم فقط به خارجیها ریشه در فرهنگ رضاخانی داشت که در اندیشه اختلاس وجوه ان بود بعد از انقلاب هم حاکمیت توجهی به این آزادی نکرد

2-حمله دوم برای خروج سرمایه های کشور است آمریکا و دیگر کشورها اینقدر از ایران بد گویی می کنند اما ایرانیان سرمایه دار و تخصص دار ایرانی با استقبال جذب می کنند

باید تسهیلات بیشتری برای کنشگران اقتصادی کشور در نظر گرفت منظور از تسهیلات وام نیست

حذف کلیه مقرارت برای شروع کسب و کار و تولید است

یک شبه باید کل مقرارت کنسل و فقط دو مسئله محل کار و تولید و تخصص متقاضی آن هم در مشاغل خاص که نیاز به تخصص هست مد نظر داشت مانند تاسیس آزمایشگاه و گرنه در خصوص مشاغل و تولید عمومی این دومی هم باید حذف شود

3- فارغ تحصیلان و نخبه های کشور برای شروع کار نه تنها باید آزاد گذاشت بلکه تسهیلات مالی ولو اندک و معافیت ده ساله از مالیات در نظر گرفت

4-قانون کار برای سه سال معلق گردد برای بکار گیری متقاضیان جدید بازار کار در واقع این قانون کار خود به خود معلق شده چون بخش خصوصی یا کارگر جدید نمی گیرد یا می گیرد و بیمه نمی کند 

شوق بازار برای اتباع افغانی همین عدم نیاز به بیمه است در آخر هم اگر می گیرد قرار داد موقت می نویسد

5-اعلام تخفیف مالیاتی برای تمام شهر های کوچکتر از 200 هزار نفر و مناطق محروم حتی تا سقف صد در صد ( حالا کلی نامه و نوشته مخالفت ارسال می شود برای این پیشنهاد )

بیشتر اعتراضات قبلی برای من برای این پیشنهاد از روی بی اطلاعی است؟

ببینید استانی مانند سیستان و بلوچستان نه زراعت انچنانی دارد نه صنایع دارد نه گردشگری دارد 

خلاصه عایدی دولت از این استان منهای مرکز استان در حد صفر است

خوب اعلام تخفیف مالیاتی صد در صد برای کل استان سیستان منهای شهر زاهدان چقدر صنایع جدید و کار جدید را تسریع خواهد کرد حتی تخفیف 20 ساله. ( اگر چه این تخفیف قبلا هم بوده و هنوز هم به شکل کج دار مریض اجراء می شود اما اعلام عمومی صد در صد چیز دیگری است)

تنها سیستان نیست لرستان هم مشکل دارد کردستان هم مشکل دارد بخل سیاست گذاران هم گاهی مشکل اصلی است؟

5-اعلام معافیت مالیاتی برای مغازه های که کالای فروشی آن ها صد در  صد تولید خودشان است

فرض کنیم تولید جوراب تولید کفش تولید لباس..........

6-اختصاص وجوه صندوق ذخیره ارزی برای افتتاح بانک توسعه اسلامی برای استفاده عمومی کل 

مردم ایران ( در واقع این صندوق ذخیره ارزی برای  استفاده بخش خصوصی است اما مرتب دولت آن 

را جارو می کند و پروسه گرفتن وام از صندوق ارزی کشور بسیار طولانی و سخت است حتی 

بسیاری از صنایع بزرگ از دریافت وام از آن ناکام بوده اند بیشتر سهم از ما بهتران است)

لذا بخش های خصوصی کوچک بدان دسترسی ندارند افتتاح این بانک استفاده از این منابع عمومی خواهد کرد.

7-ورود کالا به کشور منوط به تهیه ارز صادراتی شود این مسئله باعث افزایش قیمت ارز صادراتی 

خواهد شد اما بسیار کار گشا است و فشار به بازار ارز بسیار کم خواهد کرد و باعث تحریک صادرات 

خواهد شد ( گاهی وقتها به من اعتراض می کنند این درخواست تو منجر به ارز بیست هزار تومانی 

خواهد شد برای هر دلار من فکر نمی کنم به این شدت افزایش قیمت اکنون داشته باشیم اگرچه 

قیمت ده هزار تومان برای ارز صادراتی دور از ذهن نخواهد بود باعث گرانی است اما هم تقاضا برای 

صادرات افزایش می دهد هم تقاضای کالای خارجی کاهش خواهد داد این دستاوردی عظیم است 

همانند زهر ضعیف شده ای که به عنوان واکسن برای بیماری تجویز می شود تب لرز دو روزه دارد اما 

التیام و مصونیت مادام عمر دارد اما توجه داشته باشید چند تلاطم بازار ارز همانند  فروردین و 

اردیبهشت نود هفت داشته باشیم بازار به همان بیست هزار تومان می رسد بدون هیچ دستاوردی )

  • حسین تاج احمدی