جرا شورش ها باز می گردند چون هنوز هم موتور ایجاد و توسعه حماقت روشن است نگاه کنید به جملات آقای رئیس جمهور پزشکیان در 24 دی ماه 1404 در کار گروه اقتصادی دولت خطاب به آقای مدنی زاده وزیر اقتصاد : مشکلات اقتصادی رفع کنید شما مغز متفکر اقتصاد ایران هستید اکنون؟
این جملات در حالی بیان می شود که تصمیم اخیر آقای مدنی زاده و اجرای ناگهانی آن عامل اصلی اعتراضات و شورش های اخیر بود در واقع باید گفت آقای مدنی زاده مبتکر حذف ناگهانی ارز ترجیهی از سفره مردم بود در واقع ایشان با این تصمیم در یک شب سفره مردم را منفجر کرد و همه اقلام پروئتینی سفره را حذف نمود اگر حتی این تصمیم را درست بدانیم که در آن شک است باز هم اجرای ناقص و بسیار شتاب زاده آن بانی و یکی از عوامل بیش از سی هزار کشته مجروح شورش های اخیر است.
در واقع دولت می توانست بصورت تدریجی اول اقدام به حذف روغن اقدام می کرد بعد از چند ماه ارز ترجیهی تولید مرغ حذف می کرد و در آخر ظرف یکسال کلیه ارزهای این زنجیره به ارز آزاد تبدیل می شد ما شاهد چنین شوک ناگهانی در اقتصاد و سیاست نبودیم.
اما سوال اساسی اینجاست که دولت با در اختیار داشتن اهرم ارزی و قانونی نتوانست افزایش قیمت مواد غذایی کنترل کند و مواد غذایی بطور متوسط پنج برابر قیمت جهانی حتی به نرخ ارز آزاد فروخته می شود قیمت یک تن لوبیا چیتی در بازار بین المللی بین 550 دلار تا 600 دلار است این به مفهوم اینست که یک کیلو لوبیا در بهترین گرید ممکن نود هزار تومان ارزش دارد در حالیکه در بازار ایران بین 400 تا 500 هزار تومان عرضه می شود یعنی پنج برابر قیمت جهانی این نشان می دهد که یک چرخه فساد یک چرخه مشکلات ارتباطی قانونی گمرگی سیاسی بر مواد غذایی حاکم است این در حالی است که لوبیا چیتی موجود در ایران بیشتر هندی بوده و قیمت جهانی آن زیر تنی 450 دلار است.
مشکل خیلی بالاتر از قیمت ارز است مشکل عدم توانایی در تشخیص عدم توانایی در کنترل عدم تشخیص در عرضه هر نوع خدمت است؟
دولتی که نمی تواند با تسهیل قانونی گمرگی حمل نقلی مواد غذایی در کشور به نرخ تعرفه جهانی عرضه کند چگونه می خواهد باقی مشکلات حل کند اصلا این چرخه حماقت نفهمیده مشکل اساسی از خودش است دیگران متهم می کند درست ترامپ تحریم کرد اما تو چکاره هستی دولت نه تنها به فکر تدوین تسهیل گری در مشکلات اقتصادی نیست بلکه با فشار افزایش مالیاتی قانونی تعرفه ای در صدد آب گرفتن از شرایط موجود است این در حالی است که دستمزدها در ایران تا یک سوم قیمت جهانی پاینتر و نازل تر هستند واین موضوع چنان شکنندگی ایجاد کرده دولت حتی قادر به گرفتن سهم نباشد.
مردم ایران یک سوم دنیا حقوق می گیرند و مواد غذایی را چهار تا پنج برابر دنیا باید بخرند کجای این معادله عدالت است این مایه شرمندگی است دولت نمی تواند مجوز واردات ( به ارز آزاد ) و مجوز تولید در داخل تسهیل کند از هر دو می خواهد سهم غیر متعارف یا حتی اخاذی کند نتیجه این می شود که کالا و خدمات بسیار گران و دور از دسترس باشد همینطور شغل و درآمد؟
اما دولت خلف این موضوع فکر می کند در صدد افزایش درآمد از طریق فشار (افزایش 60% درصدی مالیات )به مردم است تا زمانی که دولت در این افکار سیر می کند زمینه های فقر و تبعیض گسترده وجود خواهد داشت و باعث باز تولید شورش خواهد شد.
شورش های بعدی بسیار فراگیر تر و مخرب تر از اکنون خواهد بود بلاشک عده مخالفان با توان دوبرابر افزایش پیدا خواهد کرد.
شواهد نشان از کوچکتر شدن کیک اقتصادی ایران دارد همانطور که آمار نشان از رشد منفی اقتصاد و تورم بیشتر دارد لذا با گران شدن کالاها فقر افزایش بیشتری خواهد یافت و ناتوانی اقتصادی به پرخاش گری و نزاع های بیشتر اجتماعی سیاسی و شورشی منجرو کشور را دچار اغتشاش خواهد کرد.
این وسط وزارت اقتصاد سهم بیشتری در بی عدالتی دارد و تازه آقای مدنی زاده بیشتر در صدد رها سازی قیمت ها و آزاد سازی اقتصاد به سبک بانک جهانی است .
اصلا از روز اول هم اصلاح طلبان بدنبال گران سازی سوخت انرژی و رها سازی نرخ ها بودند و خلاف چیزی که اعلام می کنند عمل نخواهند کرد.
لذا باید منتظر نرخ های بیشتر و ناتوانی بیشتر مردم و در نهایت دولت باشیم هم اکنون دولت خود چمبره زده زخمی و ناتوان از هر گونه عملیات و هر گونه تحرک و نو آوری خلاقانه است با کم تر شدن عایدی خودش از مالیات و حتی نفت بیش از بیش ناتوان خواهد شد.
گزینه ای که از آن به بی دولتی یا دولت درمانده نام برده می شود دولت قادر به تامین حقوق مناسب با تورم برای کارکنان خودش نبوده لذا با فشار کارمندان به ارباب رجوع برای تامین هزینه ها روبرو شده و در آینده بیشتر مواحه خواهد شد ارباب رجوعی که هم اکنون خودش گرفتار هزار مشکل است و مرتب سر کیسه می شود.
این چرخه فزاینده باز تولید فقر خشم و شورش خواهد شد .
بدون شک جامعه اینک عقب نشینی خواهد کرد اما در سری بعد شاید اینچنین نباشد و بسیار وسعیتر و حتی خونین تر و گسترده اعتراض کند .
بدون شک در غیاب نمایندگان طبقه فقیر در قدرت مجلس هم برای مردم کاری نخواهد کرد دولتی که اکنون به اعتراض های نرم وحتی خشن پاسخ مناسبی نمی دهد چگونه ممکن است در آینده بتواند پاسخ درخوری بدهد.
انگار عقل دولتیان زایل شده هر کدام به گوشه ای از مشکل اشاره می کنند اما هیچ راه حلی حتی در مورد مطالبی که فهیده اند ندارند تا چه برسد به عمق مسائل و رفع تبعیض بسیار گسترده در حکمرانی؟
اعلام اینکه همه اعتراضات به خاطر دخالت های خارجی است گول زدن خود و افکار عمومی می باشد
مشکلات بسیار عمیق تر از برخورد دولت مجلس است حتی متاسفانه رسانه ملی و رسانه های اصلاح طلب و اصول گرا هم در این چرخه غوطه ور هستند.
فقر به منزله یک عنصر اساسی وحدت جامعه را مانند موریانه خورده و پوشالی بیش باقی نمانده است چه وقتی این بنای پوسیده فرو بریزد خدا می داند.
دولت و مجلسی که بیش از تفکر به منافع ملی بفکر منافع جناحی سیاسی و حتی لابی ثروتمندان است ره به جایی نخواهد برد و نخواهد توانست سرمایه اجتماعی مخدوش دولت و حاکمیت باز سازی و حفظ کند حاضر به عقب نشینی و حتی استعفاء نیست لذا من بازگشت عنقریب شورش ها را دور از ذهن نمی دانم