راهبرد نجات اقتصاد ایران

این وبلاگ تلاشی است برای مطرح کردن راه های توسعه اقتصادی به سبک ایرانی اسلامی

راهبرد نجات اقتصاد ایران

این وبلاگ تلاشی است برای مطرح کردن راه های توسعه اقتصادی به سبک ایرانی اسلامی

این وبلاگ تلاشی است برای مطرح کردن راه های توسعه اقتصادی به سبک ایرانی اسلامی

کلمات کلیدی

اقتصاد بدون نفت هم اکنون

هلندی سرگردان یا کشتی سرگردان

شوک درمانی اقتصاد

نقل و چاپ محتویات این وبلاگ با درج مبدا بلامانع است

طغیان فروپاشی اقتصادی

به کور می گوییم عین علی

آقای روحانی با کلید آمدید با "قفل مطلق" کشور می روید

"مختال فخور"

نه اصول گرایان ما اصول گرا هستند نه اصلاح طلبان اصلاح طلب

دومینو ورشکستگی زنجیره ای

کوتوله های سیاسی نه "کودکان سیاسی"

( فرهنگ لجبازی احمدی نژادی)

عدالت اقتصادی از اولین درخواست انقلاب اسلامی و انقلاب مشروطه بود

و گرنه همچنان درجا خواهیم زد

الحاق چهار وزارتخانه اقتصاد تجارت صنعت معدن به رهبری

آمریکا وجود دو ژاپن در آسیا تحمل نخواهد کرد

تا همچنان برای خودشان ماهی صید کنند؟

منافع ملی کیلو یی چند است

اندیشکده استراتژیک مطالعات

فاجعه فرو ریزی اقتصادی بوقوع خواهد افتد لطفا بر سر

تقسیم غنایم اینقدر نزاع نفر مایید ( غنیمت تقسیم وزارت خانه ها )

شده

خلاصه انقلاب هیچ اسلام هم قربانی سود جویان داخلی

امروز اعلام عفو عمومی کنیم

امام علی (ع) دشمنان خود را می بخشید دست به مصادره بابت مالیات نزد

تبلیغات کردید "ایران "همچون لیبی تسلیم شد

آن گربه بچه کوچک ( جغرافیای ایران) اکنون پلنگ بزرگی شده

زلزله آسمانی یا زمینی یا سیاسی بیرون بریزد

سیاست فرغون های موتور دار

جان ملت گروگان این دو کارخانه مونتاژ کرده ایم

بایگانی
  • ۰
  • ۰

اکنون که سکان زمانداری کشور به صورت کامل بدست اصول گرایان افتاده بیش از هرچیزی یک نگاه سطحی و شعاری با تمام مشکلات کشور و چالشهای عظیم به چشم می خورد ؟

شعارهای که در پشت آن ها نه کار دقیق و علمی صورت گرفته نه وجه غالب فتوایی و حکم حکومتی دارند یعنی ولی فقیه و رهبری راجع به آن ها حکمی صادر نکرده و حتی قضاوت هم نکرده اند ؟

شعارهای که بعضی از سران اصول گرایان مشهور بصورت سطحی در برخورد با اصلاح طلبان مطرح می کردند اکنون به عنوان سیاست اصلی دنبال می شود متاسفانه همان اصول گرایان مشهور هم در شعار خود دقت کافی و غور لازم نداشتند یک دروغی را گفتند اکنون خود باورشان شده باید آن راست است باید دنبالش را گرفت؟

در روزگاری نه چندان دور دولت روحانی ذخیره ملی ارز به سمن بخس بین خواص خودشان توزیع می کردند و اصول گرایان دست کوتاه از حکومت شعارهای حذف و تجدید نظر در ارز جهانگیری یا ارز ترجیحی را مرتب تکرار می کردند؟

اما امروز در مقام اجراء و تصمیم همان شعار ها ارزشی ندارند متاسفانه اکثریت نمایندگان مجلس و همینطور دولت بدون تفکر بدون بررسی لازم همان شعار ها را مبنای خود قرار داده اند.

اگر از هر کدام بصورت علمی و دقیق بخواهید موضوع را کالبد شکافی و تشریح کنند عاجز هستند حتی از توصیف اولیه موضوع؟

این شده مبنای تصمیمات مجلس شورای اسلامی و دولت سیزدهم برای حذف ارز ترجیحی متاسفانه صدا و سیمای جمهوری ایران هم مرتب در این آتش جهالت می دمد؟

اقای جبلی رئیس جدید صدا سیما سرنوشت مردم دستمایه بازی و غفلت قرار ندهید ؟

سوال من از شما اینست از کجا بر شما حجت تمام شده که باید این ارز برچیده شود که شما مرتب کارشناسان خود تاییدی ردیف می کنید که بله این ارز چنین است چنان است ؟

آیا رهبری برای شما تکلیف کرده که دقیقا خبر دارم چنین چیزی نیست.

ایا خود اقتصاد دان هستید یا صرف اینکه از جناح اصول گرایان تشریف دارید چنین در آتش این جهالت می دمید؟

آیا می دانید همین اشتباه می تواند بساط تمام اصول گرایان از حکومت رقم بزند؟

اصلا چرا موافقان این ارز در صدا سیما حضور ندارند حتی اجازه صحبت به ایشان نمی دهید؟

مگر نه اینکه صدا سیما باید اصول بی طرفی رعایت کند به همه نظرات امکان انعکاس بدهد چرا در این مهم اینقدر نابخردانه عمل می کنید؟

برداشتن ارز ترجیحی فقط یک تغییر قیمت نیست ؟

یک پیغام و اعتراف بزرگ به شکست است ؟

یعنی دولت با دست خودش دارد اذعان می کند من نه اکنون نه در آینده قادر به حفظ ارزش ریال حتی در حدود و یا چند برابر این نرخ را ندارم.

معنا و مفهوم این پیغام اینست منتظر پایین آمدن ارز برای ابد هم نباشید حتی بعد از پایان تحریمها هم نمی توانیم ارزی در این حدود قیمت هم داشته باشیم؟

این پیغام می تواند قیمت ارز در بازار غیر رسمی به ده برابر اکنون بتدریج افزایش دهد؟

در آینده نه چندان دور باید منتظر ارز صد هزار تومانی و دویست هزار تومانی و بیشتر باید بود.

این انفجار قیمتها را بدنبال خواهد داشت.

اما حفظ این ارز در بودجه می تواند به مانند یک سد عظیم در مقابل تورم و طوفان نرخها عمل کند ولو مقدار تخصیص آن جزئی و کم باشد.

در طول زمان این امکان به دولت خواهد داد که بتواند امور کنترل کند زمان بخرد برای آینده قدرت خرید ریال بیمه کند .

این خرید زمان خود بسیار مهم است برای دولت بدهکار زمان باز پرداخت ها را طولانی تر و امکان پذیر تر خواهد کرد؟

قبلا هم گفته ام این ارز ترجیهی به مانند حضرت سلیمان فوت کرده می ماند که به عصا تکیه داده است و ایستاده ؟

اما برداشتن آن به منزله افتادن قدرت دولت و انقلاب ایران تلقی خواهد شد و شکست بزرگی را در داخل و خارج رقم خواهد زد؟

  • حسین تاج احمدی
  • ۰
  • ۰

مقصود از ضعف تهران قدرت نظامی نیست منظور قدرت تصمیم گیری و نجات اقتصاد بوسیله حاکمیت است؟

فرق نمی کند رئیس جمهور یا رهبری یا دولت وقتی ضعف در گرفتن تصمیمات اساسی و حیاتی اقتصادی و حکمرانی وجود دارد کشور به شدت ضعیف خواهد شد ؟

دولتی که نمی تواند هزینه خود را تنظیم و تهیه کند(بودجه 1401 ) نمی تواند بخش خصوصی را راهنمایی و مدیریت کند هر روز ضعیف تر و درمانده تر از روز قبل ظاهر می شود چگونه می خواهد منافع ایران در بین کشور های متخاصم و حتی غیر دوست و دوست حفظ و از آن دفاع کند؟

جمع آوری یک مشت وزیر ضعیف درمانده و یک مشت معاونان ضعیف تر چه منفعتی برای انقلاب اسلامی دارد؟

حتی پرسنل وزراتخانه ها و کارکنان دولت اینان را قبول ندارند دست می اندازند به بازی می گیرند ؟

آیا حاکم شدن اصول گرایان بر دولت توانسته تغییری در معادله "دولت درمانده" ایجاد کند؟

نه تنها تغییری ایجاد نشده بلکه بیم آن می رود که وضع بسیار بدتر هم بشود.

اصلا سوال اساسی اینجاست بصورت تئوری این دولت قادر است کشور و اقتصاد در تحریم اداره کند؟

پاسخ بسیار قاطعانه اینست خیر.

این دولت در تئوری و عمل نشان داد نه برنامه دارد ( بر خلاف سخنرانی های مکرر و ادعای داشتن 8000 برگ نوشته و سند برنامه )

وزیران هم  به تناقض گویی و لکنت زبان گرفتار شده اند؟

اصلا این دو میلیون پانصد هزار کارمند دولت جمهوری اسلامی ایران چقدر در کنترل دولت هستند؟

آیا کارکنان دولت تحت سیطره دولت مرکزی اهداف دولت اجرا می کنند؟

یا در فقدان دولت مرکزی مقتدر هر کدام برای خود ساز جداگانه ای می زنند؟

گمرک نشان داد چقدر در اوج تحریم مخالف منافع دولت و ملت حرکت می کند برای کسب منافع نامشروع شخصی و حتی سازمانی؟

از وزارت اقتصاد معدن و صنعت و جهاد کشاورزی هم اطلاعات خوبی به سمع نمی رسد هر کدام در اوج تحریمها منافع مدیریتی و خیانتی و شخصی را دنبال می کنند ( اینک در اوج رشوه خواهی و فشار به بخش خصوصی هستند ) 

اگر چه این حرکت وجه غالب است اما به ندرت اشخاصی پیدا می شوند که همکاری می کنند و حالت ارث خواهی ندارند.

بانکها دولتی که ساز خود می زنند؟

بانکهای خصوصی که سر به شورش زده اند گویی بانک مرکزی اینان در واشینگتن است

دولتی که سیطره کامل بر حیاتی ترین مراکز اقتصادی کشور در حال تحریم ندارد چگونه می تواند موفق باشد؟

در حالیکه اقتصاد کشور روز به روز بیشتر در حال کوچک شدن وضعیف شدن هست ؟

رئیس دولت مکرر سخنرانی های مقتدرانه می کند؟

آیا کشور با سخنرانی اداره خواهد شد؟

اصلا رئوف بودن در مقابل خاطیان قاطعیت نداشتن ناشی از تصویر ناقص اسلامی است .

با رهیافت حکومت مقتدرانه اسلامی منافات دارد آیا امام علی (ع) هم در مقابل خطا کاران روش سکوت و مماشت پی می گرفت یا قاطعانه برکنار می کرد.

اکنون کل منافع کشور در خاطر قرار دارد بخاطر عدم قاطعیت و اقتدار حکومت مرکزی؟ 

اینک منافع کشور در مذاکرات وین در حالت مخاطره قرار دارد؟

دولتی که در داخل نمی تواند حاکمیت کامل بر کارمندان  خودش و اقتصاد کشور داشته باشد ؟

چگونه می تواند در مذاکرات منافع کشور حفظ و تامین کند؟

ضعف حکومت و دولت ایران باعث شده تا مذاکرات دوجانبه پوتین بایدن و یا اتحادیه اروپا و آمریکا تعیین کننده سرنوشت ایران باشد؟

 

  • حسین تاج احمدی
  • ۰
  • ۰

ایران کشوری با 10 هزار سال تاریخ یکی از اصلی ترین تمدن های کره زمین اکنون با بزرگترین چالش های دوران خود روبرو شده است؟

چالشهای سه گانه و تاریخی  "خشکسالی" " دشمن " "دروغ " 

هر کدام از این چالشها به تنهایی می تواند هر کشور و تمدنی را بر باد دهد؟

در واقع چالشهای اقتصادی بی آبی مدیریتی می رود که بقا و عمر این تمدن ده هزار ساله را به خطر اندازد بالاتر از آن عدم وجود مدیران لایق دارد انقلاب اسلامی را به شکست نزدیک می کند؟

متاسفانه مورد سوم " دروغ " که یک اپیدمی دولتی شده دو مورد دیگر را به شدت تشدید کرده است ؟

در واقع ریشه کردن و قلع و قمع مورد سوم می تواند دو مورد دیگر تخفیف یا مدیریت کند.

یک وقت است از دروغ به عنوان یک گناه و خصلت زشت شخصی یاد می کنیم ضرر و زیان آن محدود و معطف به زندگی شخصی و خانوادگی می شود.

اما وقتی این پدیده در قیاس عمومی و دولتی مطرح می شود بسیار تخریب گر و ویران کننده ظاهر می شود .

متاسفانه اکنون این پدیده به عنوان یک عنصر اصلی در مدیریت جمهوری اسلامی ایران دارد نقش بازی می کند نقشی ویرانگر و ویران کننده؟

نقشی غالب و سیطره یافته بر عنصر قدرت ؟

به جرات می توان گفت این " دروغ " دارد تمام بنیانهای جمهوری اسلامی ایران از ریشه بنیان کن می کند؟

مسئولانی که به دروغ صاحب تجربه تحصیل تقوا دانش و فضل هستند؟

مسئولانی که با دروغ سمت های عالی تصاحب کرده اند و دارند فضل و کمال دیگران تکذیب و تخریب می کنند؟

تا همچنان خود بر مسندها تکیه بزنند.

یکی از عوامل جلوگیری از نشر مطالب مدیریتی و راهکاری خروج از بحران اقتصادی همین " دروغ " و مسئولان دروغی هستند؟

آیا تا کنون مسئولی دیده اید بیاید به صراحت اعلام کند اشتباه کردم اشتباه شده " فلانی از من افضل تر است ؟"

هرگز قلع غم برکناری و بهتان زدن بدگویی بسیار شنیده ایم اما تعریف و تقدیر همسان یا پاینتر هرگز؟

مسئولانی که بر مردم و سمت ها سیطره پیدا کرده اند اما فاقد قدرت تصمیم گیری و فاقد لیاقت لازم هستند>

همگی در جای "دروغی " به دروغ منصوب شده اند.

این سیطره در مقامات درجه بالا و مدیران میانی غلبه صد در صدی پیدا کرده است.

در واقع اجرائیات کشور در دست این واژه خبیث و سهمگین گرفتار شده است.

تقریبا اکثریت مدیران عالی کشور به دو صفت آلوده " نفاق " و " التقاط " گرفتارند.

در ظاهر صورتی " مومن " عابد . متقی . پرهیز کار . عاقل .عالم تارک دنیا . زاهد دو آتشه هستند؟

در باطن " کافر " . شهوت پرست . مال دوست . زن باره . مقام پرست. مدرک پرست . ظالم . جاهل . نادان . زورگو . هستند.

متاسفانه طی سی سال نقش بازی کردن هنرپیشه های حرفه ای و نمایشگران قهاری شده اند.

تحقیقات و آمار نشان از عمومی بودن و یا حداقل از ابتلاء بسیاری حکایت دارد؟

با نان به هم قرض دادن و رعایت همدیگر سخت از خود و خودیها و هم فکران خود حمایت می کنند.

دیوار بزرگی از حاشا و نادانی برای خود و ملت ساخته اند .

که در آن بزرگی خودشان به خودشان هم القاء شده ؟

خود بزرگ بینی خود عالم بینی خود برتر پنداری وجه کوچکی از این دیوار بزرگ است.

همه دانشمند همه عالم همه دکتر کارشناس همه دارای رزومه های عالی هستند مو لای درز آن هم نمی رود.

همه این داشته ها متاسفانه "مقوایی" هستند.

همه تبدیل به سند های شده اند که طی سالیان دراز برای خود تهیه و تدارک دیده اند؟

چرا دولت جمهوری اسلامی ایران اینقدر مدرک پرست و مقوا پرست شد؟

تمام مدارک تحصیلی و دانشگاهی و تقدیر نامه ها برای عمر بیشتر روی کاغذ های " مقوایی " کلاسه پرینت می شوند تا اعتبار بیشتری داشته باشند.

متاسفانه پشت این مدارک مقوایی که تنها گویای یک یا چند سال تحصیل بدون تجربه علمی و عملی هستند ؟

یک حفره های عمیق از عدم درج کمیت و کیفیت تحصیل و تحقیق نهفته است.

در هیچ یک از این مدارک دقت نظر عمق دانش و مقدار تلاش و اصالت وجود ندارد؟

تنها یک یا چند نمره یا لغت متوسط عالی و غیره درج شده که گویایی کاملی ندارند؟

 فاقد تمام ویژگی های لازم هستند ؟

متاسفانه آمار مسئولان دریافت کننده مدرک تحصیلی بعد از اشتغال که به بالای 90 درصد می رسد ؟

گویای عمق فاجعه است؟

بطور کلی تحصیل در حین شاغل بودند یک تحصیل فرعی غیر عمیق و ظاهری می تواند باشد؟

و تاسف عمیق تر که نمرات کسب شده این مدارک مسئولان بسیار نازل و ناپلئونی بوده در بسیاری از مواقع.

در واقع نشان از کسب نمرات التماسی تقلبی خرید پایان نامه ای و مدرک سازی عمیق دارد؟

بیش از 65 درصد این مدارک مال دانشگاه آزاد و با اضافه شدن پردیس ها و پیام نور و غیر انتفاعی و شبانه به 85 درصد هم میرسند .

خوب این کیفیت نازل ویران کننده هر کشوری می تواند باشد که ویران کننده ایران هم هست؟

اگر حاکمیت فکری برای گذر از این پیچ تاریخی و کنار گذاشتن این مدیران نیندیشد.

باید فاتحه جمهوری اسلامی ایران خواند؟

این چالش و بدبختی بسیار بزرگتر از تحریم خشکسالی فقر و حتی جنگ است.

آثار زیانبار این مسئولان " مقوایی " از هر زلزله هر جنگ هر بلای آسمانی و زمینی بیشتر است؟

کافی است به جمله یکی از بزرگترین فرماندهان امنیتی کشور در پایان ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد توجه کنیم که گفته اگر کماندوهای اسرائیلی تهران تصرف کرده بودند اینقدر به کشور خسارت و صدمه نمی زدند که احمدی نژاد صدمه زد؟ 

ختم کلام آنکه جمهوری اسلامی ایران با این مدیران نمی تواند چالش های پیش آمده را پاس کند؟

مگر به دو روش برکناری یا بی اثر کردن با گرفتن حق امضاء و تصمیم های اساسی..و واگذار کردن این اصلی ترین وظایف به جمعی انقلابی تخصصی و جوانتر ؟

وگرنه مدیران " مقوایی" سند دفن کشور صادر خواهند کرد.

  • حسین تاج احمدی
  • ۰
  • ۰

سال گذشته بودجه 1400 را برای کشور فاجعه دانستم همان جا گفتم این یک تله انتحاری برای اقتصاد کشور است در حالیکه دولت روحانی نتوانست 50 هزار میلیارد تومان کسری بودجه 1399 را پوشش دهد چطور می خواهد حداقل 400 هزار میلیارد تومان کسری سال آینده را پوشش دهد؟

هر آنچه گفته بودم در راهبرد شماره 472 بیشتر اتفاق افتاد کمتر نبود؟

گفته بودم روحانی تمام اعتبار سال 1400 در پنج ماه اول مصرف خواهد کرد و خزانه با ارقام منفی 2000 میلیارد تومانی تحویل دولت بعدی خواهد داد 

یکی از نمایندگان مجلس که معذوریت دارم نام ایشان بیاورم در تماسی تلفنی هرچه در دهانش بود نثار من کرد آقا مگر شهر هرت است روحانی نمی تواند چنین کند دیدید که شد و کرد؟

اما بودجه سال 1401 توسط دولت سیزدهم به مجلس ارائه شده یک تقلب مشق شبانه از بودجه سال 1400 است آن هم با عجله ناشیانه و بدخط

لپ کلام آنکه از آقای رئیسی چنین بودجه ای اصلا انتظار نمی رفت؟

 آن هم با واژه گان "گشایش اقتصادی " و "جهش تولید " و " خبر خوب "

هر سه خلاف جهت بودجه هستند

اول آنکه 70 درصد افزایش سقف مالیات در بودجه سال آینده مفهومش فشار مالیاتی عدم وصول و کسری بیشتر بودجه است؟

با کدام پایه های جدید مالیاتی چنین جهشی قابل دستیابی است؟

پس نتیجه اش فشار بیشتر مالیاتی بر کسانیکه جای ثابت دارند به قول صنعتکاران پایشان را به زمین پیچ و بتن کرده اند خواهد بود ؟

مانند کسبه و تولید .

دوم اینکه افزایش حقوق ده تا سی درصد پلکانی برای بودجه ای که 80 درصدش پرداخت حقوق است افزایش سقف بودجه ای پنج درصد نخواهد داشت ؟

نتیجه اینکه این بودجه هم مانند 1400 با مردم رو راست نیست ؟

اصلا دولت در حال حاضر ماهانه 12000 تا 15000 میلیارد تومان دارد وجه اوراق قرضه ملی دولت روحانی را باز پرداخت می کند؟

که این ارقام در بودجه 1401 دیده نشده ردیف ندارد در واقع اصل متن لایحه بودجه غیر شفاف و رسانه ای است؟

هزینه ها با آنچه روی کاغذ نوشته و منتشر شده خوانایی ندارد؟

همانطور که در سال 1399 پیش بینی کردم این بودجه تله ای و انفجاری است و حداقل 50 درصد تورم دارد.

بودجه امسال هم دقیقا همین وضعیت دارد با این فرق که اکنون با سال گذشته بسیار متفاوت است ؟

وضعیت کشور از فشارهای اقتصادی به شدت حساس شده و ذخایر بسیاری تمام شده است اصلا تبلیغات دولت سیزدهم وعده های بهتری روی میز گذاشته بود پس چه شد وعده رشد اقتصادی وعده گشایش وعده گره نزدن معیشت مردم با برجام الی غیر ذالک ؟

  لذا این بودجه و این ارقام سخن دیگری دارند .

اگر کمی دقت کنیم ارقام با ما سخن می گویند 35 در صد افزایش بودجه بانک ها و شرکت های دولتی و رسیدن مبلغ به 2500 هزار میلیارد تومان به مفهوم ادامه ریخت پاش و حقوق های نجومی در قسمت خاکستری بودجه خواهد بود؟

لذا همچنان موتور تورم روشن خواهد ماند.

اما فاجعه بودجه تنها به حذف ارز 4200 تومانی خاتمه پیدا نخواهد کرد بلکه تمام تار و پود اقتصاد ایران منهدم و منفجر خواهد کرد؟

همین حذف ارز دولتی که خود یک فاجعه بود شکل گیریش اکنون برداشتنش هم منجر به انفجار قیمت ها و تخریب باقی تولید ملی منتهی می شود.

در واقع این بودجه به دو اسب چموش درشگه اقتصاد ایران فرمان شورش و رم کردن خواهد داد؟

رم کردنی که افسار از دست دولت سیزدهم خواهد ربود؟

در واقع شروع کار با این کم دقتی و پالس منفی استارت خواهد خورد اما مانند گلوله برفی کوچکی به بهمن هزار تنی خاتمه پیدا خواهد کرد؟

بهمنی که هزاران کارخانه خانه و میلیونها انسان را له خواهد کرد منجر می شود.

دولت ناپخته و بی تجربه رئیسی با دست خود غولی را آزاد خواهد کرد که هیچ عاقلی قادر به کم کردن خسارات آن نخواهد بود؟

این بودجه اگر به تصویب برسد دمار از روزگار ایرانیان در خواهد آورد.

بودجه دولت روحانی با خباثت و خیانت آشکار در ارقام و اهداف بسته شده بود اما تخریب محدود و تورم 50 درصدی به جا گذاشت .

اما بودجه رئیسی با اخلاص و بی تجربگی ندانم کاری تیم اقتصادی غول تورم را رم خواهد داد؟

غولی که سرکش و رام شدنی نخواهد بود مگر به مرگ و تخریب بسیار؟

بودجه روحانی خیانت محض بود اما بودجه رئیسی ندانم کاری مطلق و عدم تجربه است ؟

لذا پیامبر گرامی فرمود: 

اِذا وَسِّدَ اْلاَمرُ اِلی غَیْرِ اَهْلِهِ فَانْتَظِرِ السّاعَةَ.

آن گاه که کار به دست نااهلان بسپارند، منتظر رستاخیز باش. ( در اینجا منظور از الساعه  منتظر ساعت مرگ بودن و پایان کار تصویر شده )

وقتی دولت ارز 4200 تومانی حذف کند و دلار 23000 هزار تومانی مبنا قرار دهد خود به خود ارز در بازار آزاد رقم 42000 تومان پشت سر خواهد گذاشت

از آن سمت خروج کالا از گمرک با ارز 23000 هزار تومانی یک قیمت تمام شده بیشتری ( 5/5 برابر عوارض گمرکی بیشتر ) روی دست مردم خواهد گذاشت مفهومش اینست که کلیه اقلام وارداتی که ستون اصلی اقتصاد ایران تشکیل می دهد حداقل در بازار بین 30 درصد تا چهل درصد افزایش نرخ پیدا خواهد کرد.

این نتیجه عادی حذف ارز 4200 خواهد بود لذا قبل از سال 1401 اقتصاد ایران حداقل 50 درصد تورم تجربه خواهد کرد.

این پیغام قطعی افزایش هزینه گمرکی در سال بعد  خواهد بود و گریزی از آن نیست؟

اما این ارز 4200 تومانی یک تله انفجاری تاخیری است که پا گذاشتن روی آن اشتباه بزرگی بود اما اشتباه بزرگتر برداشتن پا از روی آن است که موجب انفجار خواهد شد.

لذا پیشنهاد من اینست که دولت باید حتی شده جنازه این ارز 4200 تومانی سرپا نگهدارد وگرنه

بدون شک این بودجه بساط دولت سیزدهم و اصول گرایان ایران در هم خواهد پیچید.

  • حسین تاج احمدی
  • ۰
  • ۰

این پانصدمین یاداشت این مجموعه راهبرد است که امروز منتشر می شود در این شماره سعی خواهم کرد خلاصه ای از آنچه گذشته و آنچه باید کرد برای آینده تصویر کنم ؟

اگر گوش شنوایی وجود داشته باشد گوشی که بخواهد بشنود و عمل کند متاسفانه دولت روحانی با تمام قوا سعی کرد نه بشنود ونه بگذارد دیگران بشنوند و اطلاع پیدا کنند بیش از یک سال است خلاصه ای از این نوشتار تحت عنوان یک کتاب  ( راهبرد نجات اقتصاد ایران ) در سایت فیپا کتابخانه ملی ثبت شده اما دولت با تمام قوا با دادن مجوز انتشار خودداری می کند ( استمراری است هنوز هم جلوگیری می کنند )؟

شما می توانید با یک جستجو در سایت کتابخانه ملی از وجود آن مطمئن شوید.

اما چه گفتیم که به مزاق حکومت خوش نیامد؟

اعتقاد راسخ دارم فقط مدیران و دولتمردان گذشته و همین طور اکنون عامل فقر و فلاکت مردم ایران هستند؟

دوستی چند وقت پیش به دعوت فرزندش مدت ده روز از یک کشور خارجی بازدید کرده مشاهدات خود را اینگونه گزارش می دهد.

هر کجا در آن کشور گردش کردیم آبادی و پیشرفت و تلاش مردم مشاهده کردیم؟

در حالیکه اماکن دولتی فقیرانه و ساده بودند ؟

خانه های مسئولان کشور مقصد مانند تمام کشور آباد بزرگ و قشنگ ساخته شده بودند؟

اما در ایران ساختمانهای دولتی و خانه های مسئولان ایرانی قشنگ و بزرگ و آباد هستند تمام کشور خاکستر نشین و فقیرانه دارند زندگی می کنند؟

این نمای کاملی از وضعیت کشور است.

در واقع مسئولان کشور هر جا در ایران آباد شد هجوم بردند برای گرفتن سهم خود اعم از رشوه مالیات سنگ اندازی و فشار آوردن این خلاصه عدم رشد اقتصادی کشور است؟

بیخود نیست واحدهای تولیدی در ایران بیشترین فشار از مدیران دولتی و شهرداریها و شرکتهای دولتی تحمل می کنند؟

هنوز این فشار بشکل کامل و سازمان یافته ای ادامه دارد تعویض دولت هم در کم شدن فشارها تاثیری نداشته است؟

متاسفانه مراجعات به اماکن آباد دو رویگرد دارد یک دریافت رشوه برای امور شخصی و دوم دریافت سهم برای سازمان مطبوع تحت نام عوارض تحت نام مالیات تحت نام سهم بیمه سهم شهرداری سهم شرکتهای صنعتی سهم تامین اجتماعی و هزاران بهانه دیگر؟

شگرد کار هم چنین است متصدی مربوطه برای رسیدن به مقصود خود یک برگه تشخیص به مبلغ دهها برابر مقدار مجاز را در مقابل کارفرمای مربوطه قرار می دهد تا طرف حسابی شوکه کند بعد برای دریافت مقدار متعادل شروع به رایزنی می کند؟

اگر کارفرما هوشیار باشد بلافاصله مقصود طرف را درمی یابد ( باید رشوه بدهی سکوت و همراهی زیر میزی داشته باشی؟........)

خوب این روش در دراز مدت همه چیز را تخریب خواهد کرد این رویه جاری و همیشگی بخش دولتی ایران است ؟

با این شیوه هیچ دولتی موفق به ا ایجاد شغل و آبادانی نخواهد شد .

و سرمایه ها راه گریز را در پیش خواهند گرفت؟

متاسفانه این رویه غالب در فرهنگ هم داریم در وزارت ارشاد آموزش پرورش در جهاد کشاورزی و هر آنچه که فکرش را نمی کنید داریم؟

اینگونه است که ایران با دولتها هرگز آباد نخواهد شد.

راه چاره خلع ید کامل دولت از کل مجوزات و امضاء های طلایی خواهد بود ؟

واگذاری تصمیمات به شوراهای مردمی اتحادیه ای؟

مانند همان وضعی که در اتحادیه های صنفی داریم به شرطی که مسئله تعارض منافع در بین نباشد یعنی گروه و اتحادیه خاص برای اعضای جدید خودش تصمیم طلایی نگیرد ؟

این مجوز به مصلحان محلی و مردمی واگذار شود.

دولت رئیسی هم با این شرایط در هیچ زمینه ای موفق نخواهد شد تخفیف آلام خواهیم داشت اما درمان هرگز؟

دولت سیزدهم با مجموعه بانکهای خصوصی ( از هفت آسمان آزاد تر ) 

با مدیران عادت کرده به رشوه و اختلاس ره به جایی نخواهد برد.

اما مذاکرات وین یا هر مذاکره دیگری به نتیجه لازم نخواهد رسید ؟

به دو علت اساسی 

1- ضعف مفرط اقتصادی ایران.

2- نیاز به فروش نفت در بازار جهانی

این دو عامل غرب را گستاخ و سرکش کرده است علیه ایران.

در بحث مذاکرات غرب از ابزار ایرانیان غرب گرا و تنظیم نرخ ارز به ریال و خیانت خودی ها بیشترین بهر را می برد؟

تا زمانی که ایران روی فروش نفت و کمک دیگران ( روسیه و چین ) حساب می کند هیچ طرفی نخواهد بست؟

بعضی در داخل حاضر هستند به کشورهای خارجی کولی بدهند به طالبان کولی بدهند به آمریکا اروپا کولی بدهند امتیازات بدهند ؟

اما حاضر نیستند در داخل به بخش خصوصی حق خودش را عطا کنند؟

این چه سرنوشت شوم وتلخی است که فاسدان حکومتی دنبال می کنند؟

دولت ( منظور مجموعه مدیران ارشد و میانه و حتی کوچک دولتی است نه شخص رئیس جمهور ) حاضر است تحت فشار هر شکستی برود اما حاضر نیست آزادی به ملت تقدیم کند؟ 

منظورم آزادی سیاسی یا آزادی بیان اگرچه این دو را هم لازم می دانم اما در اینجا منظورم آزادی کامل اقتصادی و تاسیس بنگاهای تولیدی و کسبی کشاورزی هستند؟

در واقع عامل شکست اقتصادی کشور فساد دولت است بس؟

سرنوشت مذاکرات هم به همین عامل بستگی دارد.

  • حسین تاج احمدی
  • ۰
  • ۰

روز 28 آبان ماه 1400 سیل جمعیت معترض به عدم رعایت حق آبه زاینده رود اعتراضات آرام خود را به نمایش گذاشتند؟

اگر چه این اعتراضات تحت ذیل قانون اساسی و غیر حزبی برگذار شد اما در محتوای خود یک منشاء تاریخی را بجا خواهد گذاشت آن هم تظاهرات منظم و صلح خواهانه و اعتراض به عمل کرد دولت ( دولت قبل و دولت فعلی ) ؟

ترتیب دهندگان این تظاهرات بسیار مراقبت کردند تا شعار های تند و ساختار شکنانه مطرح نشود ؟

این تظاهرات نشان داد که در مقابل نارسایی ها مردم ساکت نخواهند شد در بطن خود این اعتراض به نا امیدی از عملکرد صد روزه دولت سیزده هم باز می گردد؟

اگر چه نوع برخورد رسانه ملی و روزنامه ها بگونه ای بود که منشاء این اعتراضات را در گذشته و عدم رعایت حق آبه در دولت روحانی و دولت احمدی نژاد دانستند و مبنای آن را هم فقط آب دانستند.

این منطقی است که اصفهان یک میلیون کشاورز داشته باشد شهر دو میلیونی یک میلیون تظاهر کننده داشته باشد؟

اما نا امیدی از عملکرد دولت فعلی قسمتی از قضیه را تشکیل می دهد دولت رئیسی در کنترل اسب قدرت ضعیف و در مقابل تورم مغلوب ظاهر شده است .

این خروش زاینده رود فرو نخواهد رفت بزودی در بسیاری نقاط سرکشی خواهد کرد؟

وقتی مردم به خروش در می آیند که از رسیدن به حداقل ها هم نا امید شوند.

این نا امیدی نشان از فشار بی کران شرایط بر مردم دارد؟

قبل از هر چیزی باید اذعان کرد دولت در مهار اقتصاد کشور نا موفق بوده است.

اسب سرکش تورم بزودی سر به بیابانها خواهد گذاشت اگر دولت نتواند افسار و مهمیز این سواری نا موفق کنترل کند .

شاهد به زمین خوردن دولت رئیسی خواهیم بود؟

اگر دولت نتواند بر اقتصاد کشور چیره شود باید منتظر یاس و نا امیدی بزرگ مردم از اصول گرایان و حتی حاکمیت بود؟

بزودی افکار عمومی برعلیه نا کارآمدی و دولت تهیج خواهد شد؟

افکار عمومی کشور مانند یک دریای خروشان سیال و مواج است متاسفانه بطالت و بی عملی طولانی دولت روحانی و خرابی وسیع کشور زمینه های تحریک وسیع را فراهم کرده است.

اینک سال 1378 نیست حتی سال 1388 هم نیست.

مردم بسیار صدمه خورده و بشدت سیاسی هستند؟

در واقع فرصتی برای حاکمیت وجود ندارد فقط یک خبر بد می تواند این سیل نا امیدی و خروش را به خیابانها بریزد؟

باید اذعان کرد دولت رئیسی آخرین امید مردم برای بهتر شدن اوضاع است.

و شکست دولت او می تواند آخرین دولت جمهوری اسلامی ایران را رقم بزند؟

متاسفانه بسیاری از مسئولان شدت وخامت اوضاع را درک نکرده اند؟

حتی شخص آقای رئیسی هم در شوک شدت مراجعات و خرابی ها گذشته است؟

اینک فقط بهتر شدن اوضاع می تواند کشور را نجات دهد.

شدت نزول تولید  صعود تورم و فرار سرمایه بقدری سرعت گرفته است که حتی واژه روزانه هم در مقابل این سرعت تخریب واحد بسیار بزرگی است؟

شاید واحد ساعت هم بزرگ باشد ؟

اینک ایران شاهد افزایش ثانیه ای تورم و نرخ ها است؟

درست مانند آن چیزی که در ونزوئلا رخ داد.

قیمت ساعت هشت صبح با هشت شب یک کالا گاه بسیار متفاوت و بیشتر است؟

گاهی این تورم هم ربطی به دلار ندارد در حالیکه گاه دلار قیمت نزولی طی می کند اما به عکس قیمت کالاها افزایش می یابد.

انعکاس هر حرکت دولت گمرک اداره بازرگانی افزایش قیمت حمل کانتینر افزایش تعرفه زیر میزی خروج کالا از گمرک در صد برابر شدن نقش اساسی دارند؟

هر حرکت منفی بانک ها هر حرکت داخلی و حتی خارجی مانند افزایش قیمت حمل نقل دریایی به سرعت روی بازار تهران و بعد سرتاسر ایران تاثیر گذار است.

حتی به سرعت برق و باد کافی است یک حرکت کوچک اشتباه در رسانه های اجتماعی منعکس شود .

آنوقت شاهد رشد ثانیه به ثانیه قیمتها خواهیم بود.

گویی دولت رئیسی هیچ سیطره ای بر بازار بر قیمتها بر بانک ها بر تورم ندارد؟

دستورات صادر می شود اما فقط به بیشتر شدن سرعت گرانی افزوده می شود بس؟

دولت رئیسی بر انسانها حکومت می کند اما قیمتها از اجنه ها دستور می گیرند ( به چشم دیده نمی شوند)

داستان چیست واقعیات کجا هستند؟

دولت کجای کار ایستاده ؟ اقتصاد و تورم کجا هستند که خارج از کنترل شدند؟ 

باید گفت اقتصاد سرباز و مامور دولت نیست که اطاعت کند حرف شنویی داشته باشد؟

اقتصاد مانند یک رودخانه بسیار بزرگ می ماند که در بستر فراهم شده خودش حرکت می کند.

اگر کسی در مقابل این رودخانه بزرگ بایستد و بگوید جلو نیا عقب برو به ایست ؟

آیا فرمانبری خواهد کرد ؟ هرگز آب او را با خواهد برد اگر خوش شانس باشد شاخه درخت خشک شده را پیدا کند و بچسبد شاید زنده بماند و گرنه غرق خواهد شد.

این سرنوشت هم برای دولت هم برای ملت هم رقم خواهد خورد ؟

مگر اینکه بستر این رودخانه را از پیش تعیین و هدایت کنیم.

پولهای سرگردان محل فعالیت می خواهند زایش می خواهند بستر حرکت می خواهند؟

اگر آن ها را هدایت نکنیم به هر خانه و هر جایی نفوذ خواهند کرد و هر بنایی را تخریب خواهند کرد.

امروز قدرت واقعی سیطره بر بازار ایران دست چه کسی است ؟

دست دولت که نیست دولت خود مانند قایق شکسته ای اسیر دست تلاطم و تورم است در حالیکه با کمترین میزان بودجه موثر در تاریخ 100 ساله گذشته روبرو است و با بیشترین بدهی و بیشترین کسر بودجه تاریخ کشور؟

اقتصاد در ایران در دستان بانکهای خصوصی و ثروتمندان هر گروه  صنف و مافیای قدرت و ثروت پشت پرده است.

سر رشته همه این گروها هم به خارج از کشور متصل است .

آن روزی که برخورد با افزایش قیمت ارز به پلیس و دستگیری خیابانی رسید در دولت احمدی  نژاد سر منشاء تعیین قیمت ارز و ثروتمندان مربوطه از ایران خارج شدند ؟

در واقع هر روز باید منتظر بود تا نرخ تبدیل ریال به ارز از دوبی و یا لندن تا 11 صبح اعلام شود و گرنه کشف قیمت در دست بازار داخلی نیست؟

متاسفانه امروز هم داستان اینگونه است؟

اتاق های فکر و تعیین قیمت اجناس و تورم بیشتر منشاء خارجی دارند آن هم از مغز و دستان ثروتمندان ایرانی خارج شده از مرز؟

اگر چه سرمایه داران داخلی هم یک پیوستگی و ادغام عجیب و صد در صدی از خود نشان دادند .

متاسفانه بانک های خصوصی ایران هم آبشخور و امکانات خویش را در اختیار این سیستم قرار دادند.

گاهی وقتها عامل بسیاری از تحرکات ریالی و ارزی مشکوک فقط در بانکهای خصوصی دیده شده است .

قصه پر درد بانکهای که قرار بود کمک اقتصاد ایران باشند اما قاتق نانی که قاتل جان شدند

دولت در مقابل این همه تحرکات و کارشکنی هیچ عکس العملی نمی تواند داشته باشد مگر به درایت و فکر عالی و راهبردی؟

و چنین قدرت نرم افزاری در دولت وجود ندارد ؟

تما م کابینه رئیسی خالی از یک قدرت مسلط فکری اقتصادی راهبردی موثر و عملیاتی است.

و این پاشنه آشیل دولت اصول گرای یک پارچه رئیسی است.

همان پاشنه مورد هجوم و زخم مورد هجوم دشمن.

تنها جایی که دولت را بزمین خواهد زد همین جا است..

دولت هرچه زودتر باید چند اقدام اساسی در راس کار خود قرار دهد.

1-تامین هزینه کشور بدون قرض بدون اوراق بدون زیر بار زفتن شرایط غیر قابل قبول آمریکا در برجام؟

این تامین هزینه نیاز به دو اقدام اساسی دارد اول تامین هزینه از داخل ( از خارج امکان پذیر نیست فعلا )

دوم تامین این هزینه با حداقل تبعات باید باشد اما پیشنهاد من لغو تمام پایه های مالیاتی است و تامین یک قانون جدید مالیاتی؟

اصلا چه کسی گفته است سیستم مالیاتی ما باید غربی باشد آن هم یک کاریکاتور از سیستم مالیاتی 60 سال پیش غرب

من سیستم مالیاتی اسلامی پیشنهاد می کنم خیلی ساده روان و خلاصه همه گیر ؟

دولت نو پای پیامبر در مدینه با قانون زکات شکل گرفت زکات اسلامی بسیار ناچیز بود یک صدم تا یک دویستم محصول زارع صنعتگر کاسب 

همین مبلغ ناچیز توانست تمامی هزینه ها را پوشش دهد ؟

هر کجا که دولت اسلامی کسر آورد پناه برد به بخشش و هدیه داوطلبی نه اجباری و الزامی؟

این زکات قانون خداوندی بود خیلی زود مورد قبول و استقبال جامه قرار گرفت مبلغ بسیار ناچیز که مبنای قدرت عظیم اسلام شد؟

امروز هم می تواند مورد استفاده و تقلید قرار گیرد خیلی ساده صریح هر کسی که درآمدی کسب کرد یک قسمت از صد قسمت آن را به دولت 

بدهد. ( این شامل تمام نقل انتقال مالی تراکنشی و کسبی می باشد )

بعد برای جلوگیری از تورم خرید فروش خانه ماشین ملک مغازه مالیات یک در صدی داشته باشد بعد از ده سال و کمتر از ده سال خرید و فروش این اقلام سال اول ده درصد سال دوم نه درصد سال سوم هشت درصد همینطور تنزلی ادامه پیدا کند تا همان یک درصد بعد از ده سال.

با توجه به گردش مالی عظیم کشور من قول می دهم هفت برابر مالیات فعلی دولت می تواند جمع آوری کند آنهم بدون داشتن این همه سازمان عظیم مالیاتی.

2- اقدام دولت به رها سازی اقتصاد و آزاد اعلام کردن تولید کسب و دریافت جواز تا سه سال بعد از تاسیس با قوانین ساده و عملی و همزمان با این آزاد کسب کار چهار تا پنج پروژه بزرگ و ملی برای انتقال آب و شیرین سازی آب دریای عمان پیگیری کند؟

 

  • حسین تاج احمدی
  • ۰
  • ۰

بیش از سه ماه از دولت آقای رئیسی می گذرد اما دولت همچنان حیران از شناخت دقیق وضع موجود اقتصاد کشور و نسخه درمان آن رنج می برد؟

تنش های مکرر سیاسی اقتصادی فکری و فقر گسترده چنان دولت را درگیر خود کرده است که از شناخت کامل و دقیق وضع امروز اقتصاد ایران عاجز شده است؟

متاسفانه اقتصاد دانان مورد اطمینان دولت هم از ارائه تصویر کامل درد و نسخه درمان همگون عاجز هستند هر کدام با توجه به تخصص و دید خود درد را بگونه ای تصویر می کنند به طبع درمانها هم مختلف خواهد بود؟

البته یک اشتراکاتی وجود دارد اما کافی نیست؟

متاسفانه امراض گوناگون و تاریخی و حملات مکرر تورم آسایش از دولت مردان و مردم سلب کرده است و نخبگان را هم به تشدد نظرات و حتی تقابل کشانده است؟

نارضایتی از راه حل ها و درمان های مطرح شده نگرانی از آینده تنش و بی ثباتی اقتصادی دولت را در معرض استیضاح قرار خواهد داد.

و در آینده نزدیک مردم را به خیابانها خواهد کشاند؟

این پیش گویی نیست بدبینی هم نیست این سر نوشت محتوم ادامه وضع موجود است.

بدون شناخت کامل و دقیق وضع موجود و شناختن ریشه های نابسامانی اقتصاد امروز ایران نمی توان برای آن نسخه ای تجویز کرد؟

تحریم فقط این بیماری مزمن و تاریخی را تشدید کرد اگرچه آمریکا بصورت مکرر زیرساختهای اقتصادی ایران را بمباران می کند برای فرو پاشی اقتصاد ایران برنامه های پیوسته ای را اجرا کرده و می کند؟

اما اقتصاد ایران از پنجاه سال قبل دارای مشکلات اساسی است که بنیانگذار آن رژیم شاهنشاهی بوده است.

متاسفانه در تمام چهل سال بعد از انقلاب هم هیچ تلاشی برای تغییر و استقلال اقتصادی ایران انجام نشد.

تمام همت دولتها روپوشانی مشکلات با بودجه نفتی بود و هست.

متاسفانه اکنون ادامه وضع گذشته امکان پذیر نیست؟

به دلایل بسیاری اکنون باید این عمل جراحی صورت بگیرد در غیر اینصورت حتی تمدن اسلامی ایرانی چند هزار ساله ایران در معرض فروپاشی قرار خواهد گرفت؟

استکبار و دشمن با ما شوخی ندارد تشخیص آنان اینست که این بمباران اقتصادی از هر جنگ نظامی دیگری کارسازتر و ویرانگر تر است.

و همین گونه هم هست.

پس فرار از این بمباران اقتصادی ممکن نیست مگر با درایت و همفکری جمعی حتی بالاتر از دولت و حاکمیت.

برای جنگ اقتصادی نیاز به یک فرمانده داریم که تشخیص عمیق و عملی از وضع موجود داشته باشد و تصمیم درست بگیرد و درست عمل کند .

متاسفانه دولت تاکنون نشان داده که نمی تواند این عمل انجام دهد؟

در حالیکه کل کشور در بن بست اقتصادی بانکی مالی و انسداد مجاری کار قرار گرفته است ؟

دولت مشغول بخیه به آب دوغ زدن است مشغول سرکشی به روستا ها و شهرهای دور از مرکز است تا یک کارخانه که در بن بست واقع شده کمک کند که در جای خود درست و عمل پسندیده است اما به شرطی که مشکلات عظیم کل اقتصاد حل شده روان شده و تنظیم شده باشد؟

در حالیکه اینگونه نیست؟

این مانند این می ماند که شما یک ماشین عظیم مانند قطار داشته باشید که موتور آن خراب و فاقد حرکت است حالا شما برای راه انداختن این قطار عظیم موتور خاموش بروید چراغ خطر واگن آخر درست یا تعمیر کنید اصلا آن لامپ روشن هم بشود فایده ندارد چون کل قطار زمینگیر شده است.

اگر رئیس دولت نمی تواند این اولویت تشخیص دهد پس باید حاکمیت رهبری مجلس و دیگران این مسئولیت را یاد آوری کنند ؟

یا به عهده بگیرند؟

متاسفانه شانه خالی کردن از مسئولیت و حتی احساس مسئولیت عمومی و مسری شده است؟

امروز این مسئولیت از نماز واجب هم واجب تر است؟

این تشخیص یک مرجع نیست اما تشخیص من سرتا پا تقصیر است.

اکنون نیاز به یک فرمانده اقتصادی داریم که سریع عمل کند خواه انتخابی باشد خواه انتصابی ؟

تعلل در  این مقوله مانند تعلل در جهاد است که طبق فرمایش دقیق حضرت خواری و شکست ذلت بدنبال دارد.

دخالت های مکرر در اقتصاد کشور را به بیراه واردات کشانید؟

هر جا که توانستند راه را بر تولید بستند سپس مجبور شدند همان کالا را از خارج وارد کنند آن هم با ارز که سرمایه کشور بود .

بدین گونه سرمایه ها بر باد رفت مشتی ماشین سواری و مسافرتهای مسرفانه خارجی و نان های قرضی به ملت داده شد.

اینک نه تولید باقی مانده نه سرمایه؟

بودجه های کلان برای آموزش و پرورش کشور هزینه شد اما اینک میوه های آن را به رایگان به اروپا و آمریکا هدیه کردیم بله به دشمن هدیه کردیم برای مشتی نان اندکی حقوق ناچیز نخبگان به دشمن سپردیم؟

ارزهای ارزان برای مسافرتهای لذت جویانه تقدیم ثروتمندان کردیم تا سرمایه های نفتی کشور در سواحل امارات ترکیه هاوایی و ویتنام تایلند خوشگذرانی کنند؟

مردها در خارج کشور مشغول شدند زنها و دختران کشور بی شوهر بی خرجی و قاچاقی تقدیم شیوخ عرب و مافیا های مختلف کردیم تا سکه ای برای گذران زندگی بگیرندعفت خویش بفزوشند؟

سرمایه های کشور تقدیم ویلا سازان ترکیه امارات اسپانیا و غیره کردیم که آپارتمانهای خود را با مدت زمانی و ازاله مالکیت به ایرانیان بدهند بدون اجازه کار در آن کشور بعد هم به لطایف حیل همان را هم پس بگیرند یا مصادره کنند وقتی ویزای موقتشان تمام شد اخراج یا دستگیر کنند.

این سرنوشت محتوم قومی است که مکرر از یک سوراخ گزیده شوند؟

مکرر چوپ رهبران پوپولیست خود را بخورند
جمله ای متیس فرمانده ستاد مشترک اسبق آمریکا دارد به این مضمون راهبرانی که به فکر آینده اتباع خود نیستند.

آقای متیس راهبران ما اکنون هم بفکر ما نیستند چه رسد به آینده؟

شناخت مشکلات اقتصادی و راه حل های آن بسیارساده است اگر حاشیه ها بگذارند؟

اگر شما تشخیص نمی دهید بخاطر اینست که قدرت برای شما مجسمه و بت دلربایی شده که هوش و حواس شما را مخدوش می کند؟

شما به فکر همخوابی با بت قدرت شده اید ؟

وگرنه فرزانه ای مانند سردار سلیمانی باشد هرگز کور سرگردان حیران نمی شود؟ 

  • حسین تاج احمدی
  • ۰
  • ۰

رها شدن از تحریم و درماندگی اقتصاد ایران جز با یک ابر پروژه بزرگ اقتصادی و رها سازی کامل اقتصاد ایران میسر نمی گردد؟

نه سفرهای استانی و نه سخنرانی های معاون اقتصادی رئیس جمهور قادر نیستند چرخ اقتصادی کشور به جریان بیندازند؟

آقا ی محسن رضایی در سفر به خوزستان خواستار قیام مردم ایذه و قبایل خوزستان بر علیه آمریکا شدند؟

گویی ایشان هنوز از توهم فرمانده سپاه بودن و جنگ نظامی جدا نشده اند؟

امروز جنگ در زمین دیگری دنبال می شود که اسلحه و قیام در آن تاثیری ندارد مگر بعنوان تکمیل کننده حلقه آخر؟

سفر های استانی رئیس جمهور هم در عالیترین حالت می تواند یک همدلی و همگرایی موقت ایجاد کند شکم گرسنه اقتصاد خوابیده روش خاص خودش را می طلبد آدمهای مخصوص خودش را می خواهد؟

بردن یک گاوچران به میدان سیاست همان تخریبی را بجا می گذارد که بردن یک نظامی به میدان جنگ اقتصادی؟

هرچه زمان می گذرد فشار تورم بر گرده مردم بیشتر می شود و حرفهای دولت از واقعیت ها بیشتر فاصله می گیرد؟

آقای رئیسی تا دیر نشده در انتصابات خود تجدید  نظر اساسی کنید در تفکر اقتصادی خود خانه تکانی اساسی را در پیش بگیرید ؟

وقت تنگ غروب است سرما و گرسنگی بیداد می کند؟

اگر داستان اعتراضات به انتخابات بغداد به تهران برسد آنوقت تجدید نظر فایده ندارد؟

به نظر من هرچه زودتر یک فراخوان عمومی بدهید و یک انتخاب سریع از اشخاص استراتژیست و اقتصاد دان در معاونت و دولت خود استفاده کنید ؟

کشور مانند گاو در گل مانده اسیر فروریزی اقتصاد شده است هر روز تورم بیشتر فرار سرمایه بیشتر ورشکستگی بیشتر و اختلاس بیشتر مواجه هستیم .

چه کسی پاسخ گوی این همه فشار و شکست است جز بی عرضگی و ندانم کار ِی؟

عجیب اینجاست هر روز قوانین تخیلی بیشتری تصویب می گردد؟

هر روز ادعاهای عجیب غریب تر و غیر قابل باورتر و افسانه ای تر بیشتر از وزراء اعلام می شود ؟

مانند ایجاد یک میلیون هشتصد پنجاه هزار شغل تا سال 1401 یا ایجاد دو میلیون مسکن و غیره؟

آقایان دچار توهمات تخیلی شده اند یا واقعا معانی قول ها و حرفهای زده شده را نمی دانند؟

برای خروج از بن بست رکود باید اول از همه چند پروژه بزرگ ملی و حتی فراملی به جریان انداخت؟

این پروژه ها نیاز به سرمایه دارند ؟ کدام سرمایه دولت که در خم کسر بودجه آه در بساط ندارد متاسفانه هم مرتب دارد هزینه تراشی بیشتر می کند؟

تمام سفرهای استانی نیاز عاجل به بودجه و هزینه دارند؟

تمام فیلم ها و ملاقاتهای رئیس جمهور نشاناز درماندگی و تقاضای مالی مردم در استانها و شهر ها دارد؟

با جیب خالی و بدهی کلان دولت نمی شود پز عالی داد ؟

مانند ورشکسته ای که همه شهر به بهترین رستوران دعوت می کند ؟ آقا تو هزینه غذای دولت بدون تحمل هزینه بر ملت تقبل کن میهمانی دادن پیش کش؟

نه تهیه مشاغل نه تهیه دو میلیون مسکن و نه قولهای اینچنینی نمی توانند اقتصاد کشور را به راه بیندازند ؟

نمی توانند موتور گردش اقتصادی را فراهم کنند همگی تخیل هستند آرزو هستند ؟

خوب دولت که بودجه ندارد پس باید سرمایه از کجا فراهم شود ؟

خارج از کشور که امکان پذیر نیست ؟

حتی پروژه های بسیار کوچک چند میلیون دلاری هم امروز امکان اسقراض و حتی یوزانس و فاینانس ندارند؟

پس فقط می شود روی سرمایه داخلی حساب کرد؟

طبق اعلام مراکز رسمی کشور فقط 3400 هزار میلیارد تومان نقدینگی بهار سال 1400 ایران بوده است .

اگر بتوان حتی یک سوم این مبلغ در کشور به گردش و سرمایه گذاری تشویق کرد تمام مشکلات کشور حل خواهد شد.

اما این کار نیاز به جلب اطمینان و ساز کار مخصوص خودش را دارد؟

باید دولت دست از سر اقتصاد بردارد مجوز فروشی و امتیاز دهی را کنار بگذارد باید دست به آزاد سازی وسیع اقتصادی بزند.

باید تمام مجوزهای دولتی آزاد گردد .

دولت که خودش نمی تواند کاری بکند حداقل بخش حصوصی را رها کند تا بتوان یک نشاط و جنبش اقتصادی به راه انداخت بعد به فکر درمان تورم رفت با این برنامه فعلی دولت نه اشخاص داخلی و نه کشورهای خارجی رغبتی به فعالیت نخواهند داشت و روز به روز اوضاع بدتر هم خواهد شد؟

اما ابر پروژه پیشنهادی من همان کندن و کشیدن یک کانال عظیم آبرسانی و کشترانی از دریای عمان تا دریاچه خزر است؟

پروژه ای که می تواند اهمیت ژئوپلتیک ایران را دو صد برابر افزایش دهد؟

می تواند مشارکت روسها و حتی چینها را امکان پذیر کند.

اما پیشنهاد من همان کندن کانال با سرمایه داخلی و فروش کانال به اتباع ایرانی است نه با استقراض خارجی؟

کافی است دولت برگه مالکیت سهام این کانال بعنوان وثیقه و اسناد با اهمیت در دادگاه در بورس در اسناد رسمی قبول کند .

بیش از هر چیزی اکنون به یک مدیر توانا جهت ستاد جنگ اقتصادی نیاز داریم؟

مردی دانا دنیا دیده از تبار سردار سلیمانی؟

فکر می کردیم جناب آقای محسن رضایی این خلاء را پر خواهند کرد اما تصمیمات و حرکات اخیر ایشان ما را کامل نا امید کرد؟

اگر دولت بتواند سرمایه های مردمی را به جبهه جنگ اقتصادی بکشاند ورق به کلی تغییر خواهد کرد .

فقط ذخایر طلای خانگی در ایران بین 200 تن تا 900 تن برآورد می شود ؟

حتی اگر کمترین مقدار 200 تن طلا در بازار جهانی قیمتی معادل 30 میلیارد دلار دارد؟

اگر دولت بتواند اعتماد بخش خصوصی ایرانی چه داخلی و چه خارجی جذب کند بسیاری از فشارها خاتمه پیدا خواهد کرد.

این تنها راه گریز از تحریم اجباری و برجام های مکرر است؟  

  • حسین تاج احمدی
  • ۰
  • ۰

درگیری های روزمره و حرکات ایذایی مکرر دشمن بگونه ای دولت را درگیر کرده که فرصت اندیشیدن به آینده و حتی فردا را سلب کرده است؟

چه رسد به برنامه استراتژیک خروج از بحران و ورود به شاهراه مسابقه توسعه خاورمیانه ای و حتی آسیایی و جهانی؟

در واقع نبود یک رهبر کاریزماتیک در بعد اقتصادی و سیاسی در دولت و فقدان برنامه از پیش تدوین شده بیشتر دولت را به پرستار بیمار بحرانی اتاق آی سی یو تبدیل کرده ؟

بسیار تلاش می کند بسیار به اطرافیان دلداری می دهد ؟ اما خود می داند بدون یک دکتر حاذق و یک جراح عالی و کارکشته عاقبت بیمار روز به روز بدتر هم خواهد شد؟

نه تنها بهبودی حاصل نخواهد شد بلکه بحران های دیگر بیمار یک به یک عود خواهد کرد.

سیاست گذاری های محفلی فامیلی و عدم صلاحیت فکری اخلاقی عقیدتی و تسلط بر دادهای اطلاعاتی خلاصه کلام عدم صلاحیت کامل دست اندکاران و عدم کفایت ذهن های در گیر؟

از لحاظ اخلاقی و اسلامی چرا مرتب شکست می خوریم؟

چون مسئولان واقعا آنچه نشان می دهند و آنچه می گویند نیستند؟

نگاه کنید به الگوی سردار سلیمانی آنچه می گفت آنچه انجام می داد خالصانه و با تمام وجود و اعتقاد و تمام تلاش هایش در راستای اهداف جمهوری اسلامی ایران بود بدون ظاهر سازی مصنوعی بدون ریاست طلبی بدون ریا بدون غل و غش؟

چند درصد از مسئولان کشور مانند او هستند اگر نگوییم هیچ کس حداقل می شود گفت نود درصد دروغ میگویند؟

آنچه می گویند نیستند نشان آن نفاق بسیار بالای ظاهر آنها و زندگی خصوصی آنان است در بطن خویش بسیار به گناه آلوده هستند بسیار به مقام وابسته هستند بسیار به جمع مال علاقه مند هستند بسیاربه ..............؟

اگر اینان واقعا خالص و کامل بودند این همه شکست داشتیم ؟ 

این همه تبعیض این همه رفاقت بازی این همه فامیل بازی این همه محفلی این همه فقر و ثروت داشتیم؟

سالیان درازی است هیچ نیروی جدید سیاسی مدیریتی به مدیران کشور اضافه نشده مگر دستمال داران و چاکران سابق؟

با این دستمال داران نو کیسه و پائینتر از سطح خودتان کجا می شود کشور بهتر اداره کرد و از حلقه محاصره فیزیکی و روانی نظامی اقتصادی اطلاعاتی سیاسی اکنون کشور گریخت؟

لب کلام اکنون کشور در محاصره کامل اقتصادی سیاسی نظامی روانی نظام سلطه قرار گرفته است؟

خروج از این محاصره کار شما نیست ( منظور از شما مجموعه دولت مجلس ) به علت های زیادی شما هنوز وسعت توطئه درک نکرده اید؟

از درک آن عاجز هستید.

چاره کار در دو کلام نهفته است؟

1- استفاده از عقل عمومی و جمعی ؟

2- اطمینان به افراد حاذق خارج از نهاد و جمع اصول گرایان؟

چرا علامت سوال ؟ با همه ادعاها دولت رئیسی از نداشتن مغزهای عملیاتی و اقتصادی رنج می برد .

تمام زور اصول گرایان حاضر در حکومت همان خروجی مجلس است که در بهترین وجه نتیجه معکوس خواهد داد در همه زمینه های که منتظر وصول آن بودیم و مجلس بود.

پس در چنته چیز چشمگیری نیست پس باید دایره شمول و همکاری بزرگتری را اتخاذ کرد.

نداشتن برنامه و تخصص و بدتر از همه نداشتن وسعت نظر یک بیابان لم یزرع و خشک بوجود آورده که تداوم آن می تواند نابود کننده باشد.

آنچه معاویه در مقابل امام حسین و امام علی دنبال می کرد امروز گویای حرکت استکبار جهانی هم پیمانان خاورمیانه ای و آسیایی آمریکا است.

معاویه تبلیغ وسیع می کرد که امام فاقد درک اقتصادی است و نمی تواند معیشت و رزق شما را فراهم کند ؟

این ما هستیم که قادریم درهای نعمت را به سوی شما بگشایم؟

این همه فتنه ها خلاصه شده در باز کردن گره اقتصادی کشور تازه آن هم بلوفی بیش نیست بعد از وصول نتیجه مانند برجام مردم رها خواهند کرد؟

همانطور که معاویه بعد از پیروزی ظاهری مردم کوفه و عراق رها کرد و مردم برای گذران بخور نمیر شدن نوکران دمشق آن روز؟

حتی جنگ هم تابعی از اقتصاد شده است بدون پیروزی نسیبی در اقتصاد تمام پیروزیهای گذشته و خونهای ریخته شده به هدر خواهد رفت.

تمام فتنه ها جمع شده در این گره اقتصادی؟

چه کسی می تواند این گره اقتصادی را باز کند ؟

مجلس که نتوانست باید صادق باشیم نه می تواند نه نیروی فکری و تخصصی لازم را دارد نه حاضر است به این عدم توانایی اعتراف کند؟

دولت هم در دور اول درگیری با تورم و به راه انداختن اقتصاد بازی را باخت ؟

اگرچه نباید شانتاژ رسانه های اصلاح طلب نادیده گرفت که با انتشار گزارش غیر قابل قبول سازمان برنامه بودجه دولت روحانی به این شکست کمک کردند؟

انتشار این گزارش و اخبار این چنینی را خیانت به کشور می دانم لذا خواستار برخورد جدی قوه قضاییه هستم کمترین مجازات عاملین اعدام  و کنسل شدن مجوز انتشار باید باشد؟

این خیانت بسیار عظیم و در راستای حمایت نظامی اقتصادی از استکبار و اسرائیل است؟

وقتی استکبار می خواهد اقتصاد کشور زمینگیر و به نا امنی اقتصاد دامن بزند؟

چاره کار ایجاد امید و توازن است.

دست بردارید از مجوز بازیها دست بردارید از موافقت های اصولی برای خودی ها صحنه درگیری را تبدیل به دفاع همگانی کنید مانند بسیج عمومی مانند توزیع اسلحه برای همه مردم باید حتما دشمن مانند سوریه به کاخ ریاست جمهوری برسند تا شما رضایت بدهید؟

ما حدود صد هزار واحد صنعتی و تولیدی داریم که بسیاری خوابیده و یا بسیار پائینتر از ظرفیت کار می کنند .

چه عیبی دارد حاکمیت اعلام کند بدون کوچکترین مانع در نظر دارد این تعداد ظرف سه سال آینده به دو برابر افزایش دهد بدون تبعیض به هر متقاضی گواهی و موافقت اصولی تقدیم کند حتی بدون واگذاری یک متر زمین یا یک وام تضمین شده در واقع دولت اعلام کند بدون تسهیلات می خواهد صنایع کشور دو برابر کند.

یا تعداد مرغداریها و گاوداریها را ده هزار عدد دیگر افزایش دهد؟

اگر حتی نصف این حراج موافقت اصولی موفق باشد می دانید چقدر به قدرت و ثروت ملی افزوده خواهد شد؟

مسئولان به بهانه های واهی حتی در جنگ و پدیدار شدن آثار شکست حاضر به رها کردن این مجوزها نمی شوند؟

چون منافع آنان در خطر خواهد افتاد ؟

منافع مطرحه 

1- رشوه 2- شکسته شدن محدویت تولید فعلی و پائین آمدن قیمت ها 3- منافع ناشی از مجوز فروشی خواص 4- دست کشیدن از امضاء های طلایی و امتیازات آن پاداشها و حقوق های نجومی ؟

5- سقوط محبوبیت و مقامهای واهی 6- شکست روانی جنگ دشمن 7 سقوط روانی و عملی مجوزهای بیخودی و هویدا شدن آثار بسیار آزاد گذاشتن مردم و در واقع چشیدن مزه آزادی کسب کار توسط عموم؟

 

 

 

  • حسین تاج احمدی
  • ۰
  • ۰

در تهاجم فرهنگی تحریمی اقتصادی غرب علیه کشور اولین شلیک به اعتماد عمومی به آینده اقتصادی کشور صورت می گیرد .

بدین سان تلاش می شود تا زمینه فرار و خروج گسترده سرمایه از ایران رقم بخورد متاسفانه همکاری نابخردانه بخشی از حاکمیت با جنگ ادارکی باعث تشدید و ترغیب بسیاری به این خروج سرمایه خواهد شد و چه بسا این نا امنی در عمق وجود جامعه بشدت رخنه خواهد کرد بگونه ای که حتی آنکه صد میلیون تومان سرمایه هم دارد در صدد است این مبلغ یا مخفی کند یا به ارز یا طلا تبدیل کند یا با خرید ولو وسایلی که به آن نیاز ندارد مانند ماشین و ملک و حتی خروج از کشور دور از دسترس قرار دهد؟

خوب دشمن را هرجی نیست اما خودی چرا ؟

این ناشی از کم اطلاعی و بی بصیرتی بخشی از حاکمیت است که با وساطت فامیلی خویشی جناحی قبیله ای به سمت های عالی دست یافته اند اما از درون خالی و بی اطلاع هستند متاسفانه بیشتر هم حالت امری نظامی دستوری دخالتی به خود می گیرند؟

و جملات آشنای محاکمه تعزیر زندان وزرات اطلاعات و غیره را راحت بر زبان جاری می کنند بدون اینکه از عواقب چنین سخنانی برای ملت خویش آگاهی داشته باشند؟

وقتی یک مسئول بلند پایه می آید در تلویزیون در رسانه در مقابل گرانی اجناس و مواد خوراکی و صنفی صنعتی از این قبیل کلمات استفاده می کند نشان از عمق فاجعه دارد؟

به قول بانک مرکزی ایران مجموعه نقدینگی کشور به رقم بی سابقه 4000 میلیارد تومان نزدیک شده است ؟

اگر دولت مسئولانه برخورد کند بخش عظیمی از این سرمایه را می توان در بخش تولید و سرمایه گذاری کشور قرار داد؟

اولین گام کسب اعتماد عمومی با رفتار مناسب است ؟

بدون شک می توان با ایجاد حداقل پنج شرکت سهامی بسیار  بزرگ کشور از بسیاری از کسریها نجات داد؟ چگونه ؟

اولین گام اینست که دولت اعلام کند اهداف این شرکت چیست ؟ ارزش سهام آن در نظر دولت چقدر با اعتبار و قانونی است از مالیات سهام معاف هستند فقط موقع خرید و فروش مبلغ کمی مالیات دارند مثلا فقط یک درصد و همینطور افزایش اعتبار و افزایش قیمت این سهام مورد تائید خواهد بود؟ چگونه ؟

1- دولت باید رسما اعلام کند یک شرکت بزرگ برای سرمایه گذاری در بخش انرژی ( نفت شامل استخراج حمل تصفیه احداث کارخانه پتروشیمی ) همینطور انرژی های جدید خورشیدی بادی و تمام شقوق انرژی های نو با حداقل سرمایه گذاری صد هزار میلیارد تومان (محدودیت در عرضه سهام در گام اول ) به مالکیت و مدیریت بخش خصوصی افتتاح خواهد کرد.

سهام این شرکت از اعتبار بسیار بالایی برخوردار خواهد بود و به عنوان وثیقه ملکی دادگاهی بانکی پذیرفته خواهد شد.

قابلیت به ارث رسیدن را دارد قابلیت نقد شدن در موعود سه ساله را دارا خواهد بود .

همینطور شرکت دوم با همین مقدار سرمایه گذاری در زمینه تولید کامیون و اتوبوس و انواع ماشین آلات سنگین.( توضیح اینه بخش خصوصی قادر به چنین سرمایه گذاری سنگینی در کشور نیست و امکان استفاده از سرمایه خارجی هم وجود ندارد)

شرکت سوم با حداقل همین مقدار سرمایه گذاری در استخراج و تبدیل معادن کشور با واگذاری حداقل یک یا دو معدن بزرگ کشور ( بخصوص در زمینه فلزات مورد نیاز کشور )

شرکت چهارم با حداقل دو برابر این سرمایه برای کندن کانال کشتیرانی از مکران تا ساحل دریای خزر بخصوص اگر شهر بزرگ مکران در ساحل دریای عمان به آن واگذار شود .

پنجمین شرکت بزرگ یک شرکت بزرگ در زمینه بندری کشتی سازی و هواپیما سازی خواهد بود با این شرط که دولت یک زمین حداقل پنجاه کیلومتر در 50 کیلومتر در سواحل سیستان و بلوچستان به عنوان محل تولید و محل ساخت کارخانه در اختیار این شرکت قرار دهد ( بخصوص اگر نزدیک کانال کشتیرانی و شهر بزرگ مکران باشد بسیار بهتر است ) بدون شک کشور سالانه به بیش از بیست هواپیمایی بزرگ مسافری و همین تعداد هواپیمای باری و کارگو نیازمند است و چند برابر این مقدار هم به هواپیمای کوچک و همین طور بالگرد تجاری احتیاج دارد اگر به یاد داشته باشید دولت روحانی در بعد از برجام اقدام به خرید بیش از دویست میلیارد دلار هواپیمای مسافر بری زد که موفق نبود درحالیکه با این مبلغ سرمایه می توان بزرگترین کارخانه هواپیما سازی کشور راه اندازی کرد چه بسا می توان بیش یکصد مهندس خارجی از سرتاسر دنیا استخدام کرد تا بهترین هواپیمای آسیا را تولید کنیم 

نکات و بایدهای زیادی در این زمینه وجود دارد که یک وقت دیگری موکول می کنیم

در این بخش فقط کافی است که ذکر کنیم شکست سنگین جو تحریم تنها به شعار نیست بلکه به عمل مسئولان و باز کردن و هموار کردن راه سرمایه گذاری هم بستگی دارد؟؟

وقتی چنین راههای بزرگی برای مردم باز شود .

آنوقت خواهیم دید چگونه مردم برای خرید این سهام دست و پا خواهند شکاند؟

چگونه این سهام به قدرت طلایی اقتصاد ایران تبدیل خواهد شد؟

 

  • حسین تاج احمدی