راهبرد نجات اقتصاد ایران

این وبلاگ تلاشی است برای مطرح کردن راه های توسعه اقتصادی به سبک ایرانی اسلامی

راهبرد نجات اقتصاد ایران

این وبلاگ تلاشی است برای مطرح کردن راه های توسعه اقتصادی به سبک ایرانی اسلامی

این وبلاگ تلاشی است برای مطرح کردن راه های توسعه اقتصادی به سبک ایرانی اسلامی

کلمات کلیدی

اقتصاد بدون نفت هم اکنون

هلندی سرگردان یا کشتی سرگردان

شوک درمانی اقتصاد

نقل و چاپ محتویات این وبلاگ با درج مبدا بلامانع است

طغیان فروپاشی اقتصادی

به کور می گوییم عین علی

آقای روحانی با کلید آمدید با "قفل مطلق" کشور می روید

"مختال فخور"

نه اصول گرایان ما اصول گرا هستند نه اصلاح طلبان اصلاح طلب

دومینو ورشکستگی زنجیره ای

کوتوله های سیاسی نه "کودکان سیاسی"

( فرهنگ لجبازی احمدی نژادی)

عدالت اقتصادی از اولین درخواست انقلاب اسلامی و انقلاب مشروطه بود

و گرنه همچنان درجا خواهیم زد

الحاق چهار وزارتخانه اقتصاد تجارت صنعت معدن به رهبری

آمریکا وجود دو ژاپن در آسیا تحمل نخواهد کرد

تا همچنان برای خودشان ماهی صید کنند؟

منافع ملی کیلو یی چند است

اندیشکده استراتژیک مطالعات

فاجعه فرو ریزی اقتصادی بوقوع خواهد افتد لطفا بر سر

تقسیم غنایم اینقدر نزاع نفر مایید ( غنیمت تقسیم وزارت خانه ها )

شده

خلاصه انقلاب هیچ اسلام هم قربانی سود جویان داخلی

امروز اعلام عفو عمومی کنیم

امام علی (ع) دشمنان خود را می بخشید دست به مصادره بابت مالیات نزد

تبلیغات کردید "ایران "همچون لیبی تسلیم شد

آن گربه بچه کوچک ( جغرافیای ایران) اکنون پلنگ بزرگی شده

زلزله آسمانی یا زمینی یا سیاسی بیرون بریزد

سیاست فرغون های موتور دار

جان ملت گروگان این دو کارخانه مونتاژ کرده ایم

بایگانی
  • ۰
  • ۰

ورود کرونا به ایران باعث رکود بیشتر اقتصادی و اثر گذاری بیشتر تحریم ها خواهد شد.

در این بین اشک تمساح مارک پمپئو وزیر خارجه آمریکا برای کمک به ایران بیشتر از شادی او حکایت دارد؟

تا کمک سیاسی یا اقتصادی به تهران اما یک نکته ناگفته این وسط وجود دارد چرا با وجود مقاومت سر سختانه تهران آمریکا به درهم شکستن ایران اینقدر مطمئن است؟

مشکل بیش از آنکه در خارج باشد به داخل ایران باز می گردد.

در حالیکه اصول گرایان اکثریت کرسی های مجلس را کسب کرده اند اما بازهم آمریکا به موفقیت خود امیدوارتر شده است.

در حالت معمول باید تصاحب کرسی های پارلمان ایران یک شکست بزرگ را برای آمریکا رقم بزند اما اینک ترامپ و پمپئو از خوشحالی در پوست خود نمی گنجند؟

مشکل کجا است ؟

دولت روحانی و ساختار دولت ایران اینک بسیار شکستنی تر از گذشته شده است.

فشار حداکثری تحریم تضعیف مکرر اقتصاد اینک آهسته آهسته می رود تا زمینه اضمهلال دولت در ایران فراهم کند .

دقیقا مانند شهر "بی کلانتر" یا ملت "بی دولت " یا نوعی آنارشیست در اقتصاد در قانونمداری در آموزش و پرورش در تحصیلات عالی در احترام به حقوق شهروندی الی غیر ذالک؟

چرا داریم به این مرحله نزدیک می شویم؟

علت در گذشته و این چهل سال بعد از انقلاب است؟

دولت های ما با وجود درآمدهای نفتی و بودجه کلان یک عده مفتخور بی عرضه ( با مدارک ناقص) به عنوان کارشناس کارمند و گروهای ذینفع در خدمت خود درآورده اند ( هنوز هم ادامه دارد)

اینان به ضرب پول و مخارج هنگفت بر کشور سیطره پیدا کرده بودند؟

اما اینک پول و بودجه ای در کار نیست پس قدرت اعمال نفوذ هم به شدت تنزل پیدا کرده است.

این سیستم چینش به علت فساد گسترده نه کارآیی داشت و نه بازده اینک با کمترین فشار از هم فرو خواهد ریخت؟

آنچه سیستم دولت ایران را در معرض شکست قرار داده به شرح زیر است؟

1- فساد گسترده و عمیق ( تقسیم منافع برای حق سکوت به عوامل تشکیل دهند دولت یا گروه های حمایت کننده دولت )

این فساد نه تنها در بدنه اصلی دولت و وزیران حاکم است بلکه در سطوح پاینتر و مدیران درجه دو و سه کشور هم بیداد می کند بگونه ای که گرفتن کوچکترین مجوز حتی برای عادی ترین نوع کسب یا تولید با وساطت یا رشوه فقط امکانپذیر است 

2- سوء مدیریت از شخص رئیس حمهور تا مدیر یک آبدار خانه در سیستم دولتی دچار نوعی فرعون زدگی الیگارشی مواجه هستیم در دولت شاه باید وابسته یکی از هزار فامیل بود 

امروز باید یکی از وابستگان جناحی و سیاسی یا آقازادگی باشد در حالت معمول هم شخص روحانی فاقد مدیریت در محل خدمت خود بود فقط به وسیله ایجاد ارعاب ( چون رئیس سازمان های اطلاعاتی و امنیتی کشور بود) کار پیش می برد.

3-نداشتن صداقت و رفعت در برخورد با عامه مردم؟ ( نداشتن سرمایه اجتماعی ) برای توضیح بیشتر نمونه

گران کردن بنزین در واقع نمایش تمام عدم صداقت و تکیه به مردم بود همراه با خشونت و ضرر زیان به حیثیت جمهوری اسلامی ایران.

دولت ایران با داشتن این سه خصوصیت در واقع شکست خورده است فقط جنازه ای را بزک کرده به نمایش گذاشته است

اگر نبود حمایت رهبری و مایه گذاشتن از سرمایه اسلام انقلاب این بنا همان آبان ماه دفن شده بود؟

پس خوشحالی پمپئو زیاد هم تخیلی نیست.

در واقع دولت ایران بدون کرونا هم در حالت پیروزی نبود.

اما صحنه کار اینک بسیار دگرگون تر شده است اگرچه هنوز آثار اقتصادی اجتماعی و سیاسی کرونا  ظاهر نشده است.

بزودی فشار بار مالی درمان کرونا و مخارج سنگین دولت و همینطور رکود ناشی بسته شدن شرکت ها و مراکز تجاری سر باز خواهد کرد.

آثار این ویروس بر بازار تحریم زده ایران بسیار عمیق خواهد بود.

ثمره ویروس کرونا بر ایران مخرب سهمگین خواهد بود بخصوص اگر با اشتباهات مکرر ستاد فرماندهی کرونا همراه باشد.

دیری نمی کشد که این ویروس "پاستور" را هم به "ذات الریه" مزمن گرفتار کند.

اگر چه روحانی در صدد است قبل از مرگ دولتش با سو استفاده از ناراضی بودن مردم حاکمیت را به تسلیم در پروژه " مذاکره " وادار کند.

  • حسین تاج احمدی
  • ۰
  • ۰

قبل از شروع بحث بگذارید اعتراف کنم کاری که تحریم نتوانست انجام دهد "فروپاشی اقتصاد ایران "کرونا در مدت کوتاهی آنرا انجام داده و کار اقتصاد را به فرو ریزی کامل خواهد کشاند.

اکنون در آستانه تعطیلی کامل شهر هستیم

ماه اسفند آخرین ماه سال است در شرکتها و تجارت های بزرگ همینطور در کسبه و بازار خرده فروشی اکنون وقت تسویه حساب و پرداخت پاداش آخر سال و عیدی کارکنان است .

بطور معمول این ماه از سال اوج فروش بسیاری از صنوف است یا شاید بشود گفت تنها موقعی از سال است که سود فروش بر مخارج پیشی می گیرد؟

بعد از بحران تحریمها این موقع سال فصل درو کردن محصول برای بیش از هفتاد در صد صنوف می باشد.

بسیاری از مغازه ها بدون بازار شب عید قادر به ادامه کار نیستند این موضوع برای مغازه های اجاره ای حکم مرگ و زندگی را دارد.

اما حالا ویروس "کرونا " پیدا شده تمام مناسبات بازار را به هم ریخته است؟

سه و نیم میلیون مغازه کشور با بحران فروش مواجه شده اند در بازار هیچ خریداری نیست؟

خیابان ها خالی از تردد و مشتری است دیروز جمعه دوم اسفند ماه بود سکوت بر تمام بازار تهران حکم فرما بود مطلق بازار خالی از مشتری؟

تعداد سه ونیم میلیون کسبه کشور با خانواده هایشان 3/5 نفر بطور متوسط اعضاء هر کدام می شود حدود 12 میلیون نفر به این لیست اضافه کنید یک میلیون هفتصد هزار دست فروش و دوره گرد فروش

حدود 6 میلیون هم خانواده دست فروشان است جمعا 18 میلیون بدون در آمد؟

شرکت های تجاری و حتی تولیدی هم وضع بهتری نسبت به بقیه ندارند در صورت عدم گردش کالا در بازار پله دوم سقوط متعلق به همین شرکت ها خواهد بود که از هم اکنون شروع به اخراج کارمندان و کارگران خود را برای سال آینده کرده اند به بهانه مسافرت عدم صرفه اقتصادی یا شروع بیماری تمام مسری کرونا؟

در واقع 12 میلیون کارگر کارخانجات هم از هم اکنون باید برای خود فکری کنند.با احتساب خانواده می شوند 42 میلیون نفر و در جمع با 18 میلیون بالا جمعا حدود 61 میلیون نفر خواهند شد بدون درآمد؟

باقی هم یا کارمند دولت هستند یا کشاورز وضع کارمندان دولت هم با این تورم افسار گریخته از هم اکنون پیدا است آن هم با عیدی یک میلیون دویست هزار تومانی؟

شاید وضع کشاورزان بهتر از بقیه باشد اما باید توجه داشت بسیاری از آنان زمین های خرد و آب ناکافی دارند؟

اگر این وضع فعلی یک سال دیگر هم ادامه پیدا کند چه خواهد شد؟

بدیهی است آمار مبتلایان به کرونا افزایش چشمگیری پیدا خواهد کرد و تلفات هم به طبع بسیار بالاتر خواهد رفت؟

هم اکنون هم دولت با مردم صادق نبوده آمار بسیار بیشتر از این است که دولت می گوید؟

فقط آمار فوت شدگان قم تا تاریخ پنجم اسفند بیش از 250 نفر بوده به گواهی آقای امیرآبادی نماینده مردم قم در مجلس شورای اسلامی ؟

فاجعه بالاتر از آمارهای کذایی است که هروز اعلام می شود؟

چه با اعلام آمار پایین ما کشور پیشرفته ای خواهیم شد.

دولتی که در مواجه با تحریم عادی آمریکا آنچنان ضعیف و دست بسته عمل کرد .

با این فاجعه بزرگ تاثیر کرونا بر اقتصاد چه خواهد کرد؟

بدیهی است یا هیچ کار یا بسیار ضعیف ظاهر خواهد شد.

آقای روحانی که وقت ندارند یا در حال تردد به منزل هستند یا در حال استراحت در استخر مجموعه ریاست جمهوری ( داخل جکوزی مدرن و جدید ساخت در دوره ایشان) هستند؟

شاید هم در کلاردشت یا جزیره قشم یا کیش باشند؟

ما یک چوپانی داشتیم در محل خدمت معلمی در روستا خانواده اش از دست او خیلی شاکی بودند.

می گفتند آن موقع که کوه است ( رفته به چرا گوسفندان به کوهای مجاور) خوب کوه است اما آنموقع که خانه هم هست انگار که بازهم کوه است ( هیچ کاری از دستش بر نمی آید؟)

 حالا آقای روحانی هم انکار هیچ کاری از دستش بر نمی آید؟

اکنون وضع بسیار خطرناک و هشدار دهنده است هر گونه کوتاهی از تلاش و همت خیانتی بزرگ به کشور و جمهوری اسلامی ایران است .

آنان که باید کاری کنند سکوت کرده در گوشه ای نشسته اند.

آنان که بی لیاقت محض و بی عرضه هستند به گواهی عملکرد اکنون گستاخانه حرف می زنند .

فردای شکست طلبکار هم می شوند.

بلند شوید جمع کنید این کاسه کوزه را ریاست و سمت وقتی بدرد می خورد که مرگ پشت درب نایستاده بود ؟

اکنون مرگ با تمام روی وحشت و خشونت پشت درب ایستاده و کلون درب می کوبد؟

عنقریب اگر درب را باز نکنید درب و کلون یکجا شکسته و وارد می شود.

آنوقت این گرگ گرسنه نه ریاست می شناسد نه عمامه نه ریش نقره ای یا ریش سفید را ؟

همه چیز را همه کس را بی درنگ تکه پاره خواهد کرد.

بعد از کشتار گرگ ها جولان کفتار ها شروع خواهد شد.

می شنوید این کلون مرگ است که به صدا در آمده؟

هر چه زودتر باید ستاد جنگ اقتصادی در بالا دست ستاد کرونا تشکیل شود با ضرب عجل یک لحظه؟

ستاد واقعی با مردانی صادق و عابد با پشتکاری جهاد گونه و گرنه مرگ است که می تازد.

مرگ دارد همانند گرگ گرسنه ای در بیابان زوزه می کشد؟

آیا صدای زوزه گرگ را می شنوید؟

آیا صدای در هم شکستن استخوانهای خورده شده زیر پنجه و دندان درندگان گرسنه را می شنوید؟

بعضی دوست دارند همچنان خود را به کری و کوری بزنند.

اما من دارم هم صدای گرگ هم صدای کفتارها هم صدای مرگ را می شنوم و هم می بینم . 

 

  • حسین تاج احمدی
  • ۰
  • ۰

باید به بعضی ها و از جمله مردم ایران تولد ستاد فرماندهی مقابله با کرونا را تبریک گفت شدت ترس از کرونا بالاخره حکومت وادار کرد تا یک ستاد فرماندهی تشکیل دهد اگرچه این تحول تبریک بسیار دارد اما ناقص است؟

قبل از بررسی این ستاد فرماندهی مقابله با کرونا اول سری به تلفات اقتصاد بزنیم تا مشخص شود چرا اقتصاد هم به ستاد فرماندهی عملیات اقتصادی هم نیاز داشت خیلی بیشتر از ستاد کرونا حتی بیست برابر بیشتر نیاز بود و هست چرا؟

تعداد تلفات اقتصاد کشور چند نفر بوده و هست؟

حداقل بیست میلیون نفر آسیب شدید از تحریم و بحران اقصادی کشور صدمه دیدند به طوری که بصورت کامل از درآمد محروم شدند این آمار مرکز پژوهش های مجلس است نه آمار من؟

حداقل پنجاه میلیون نفر صدمه جزئی یا خسارات بیست تا 50 درصدی داشتند.

خلاصه کلام اینکه امروز هفتاد میلیون نفر به گواهی دولت و سازمان بودجه به کمک نیازمند هستند.

در این خسارات شکی نیست این حداقل اعتراف است.

برای خساراتی اینچنین عظیم نباید ستاد فرماندهی تشکیل می شد تا از عمق خسارات کاسته شود؟

چرا نشد برای منفعت آن چند در صد کاسبان تحریم یا برای محروم و ملزم شدن بعضی مدیران به انجام تغییرات؟

حتما ستاد فرماندهی اقتصادی تشکیل می شد از عمق این خسارات کاسته می شد.

دقیقا نمی توان درصد تعیین کرد اما اگز این ستاد خوب عمل می کرد حداقل از پنجاه در صد خسارات اقتصادی جلو گیری می کرد.

این حداقل مقدار است اگر خوب عمل می کرد از هفتاد درصد و اگر عالی بود و افراد به جا انتخاب شده بودند هشتاد در صد از خسارات را جلوگیری کرده و پوشش می داد.

چه کسی یا چه کسانی در این کار کوتاهی کردند؟

بی شک یکی از کوتاهی کنندگان شخص رئیس جمهور است حالا به چه منظوری الله علم است برای سوء استفاده برای تحمیل "مذاکره " برای ازدست ندادن "اختیارات" یا برای ادامه مدیریت ناقص خود؟

اما اگر آن ستاد فرماندهی اقتصادی از افراد درست تشکیل شده بود امروز برای مقابله با کرونا بسیار تواناتر بودیم.

تمام تلفات کرونا اگر صد در صدی هم بشود دو میلیون نخواهد بود اما تلفات اقتصاد حداقل بیست میلیون بوده است؟

آیا کسی در این کشور اینقدر اختیار داشت که بگوید نماز جمعه برگزار نشود برای سرایت این یک پیشرفت بزرگ است؟

نه به این خاطر که نماز جمعه برگزار نشد ( کاش برگزار می شد در تلویزیون و اینترنت و مردم در خانه خطبه گوش می کردند و نماز در خانه می خواندند)

بلکه به این خاطر که مردم ما به این درجه از هوش درایت رسیده اند که در مقابل منطق تسلیم و گوش به فرمان هستند و امامان جمعه هم هوشیار منعطف هستند این تبریک بزرگی دارد.

اما نقص فعلی ستاد فرماندهی مقابله با کرونا این ستاد با ترکیبی پزشکی تشکیل شده این یک نقص است این ستاد باید با حضور چند متخصص دیگر باید تکمیل شود.

اول حضور یک اقتصاد دان دوم حضور روانشناس اجتماعی سوم حضور فقیه کامل چهارم یک جامعه شناس و حتی یک سیاستمدار معتدل تا تصمیمات آن با توجه به آثار آتی بسیار حساب شده تر باشد.

نه اینکه مدارس تعطیل کنیم آنوقت موجبات پخش  ویروس به سرتا سر کشور هموار شود.

به هر حال تبریک من به جای خود باقی است ما باید برای مقابله با حوادث و تحریم ها و بیماریهای مسری ستادهای اینچنینی تشکیل دهیم.

این اولین گام مقابله است.

گامی که در اقتصاد هرگز برداشته نشد؟

برایم مثال ستاد فرماندهی اقتصادی سران سه قوه را نیاورید چون برای مشکلاتی که همین سران برای کشور درست کرده اند باید یک ستاد اقتصادی تشکیل شود نه اینکه دوباره خود مقصرین برای رفع تقصیر مامور کنیم؟

رئیس قوه قضائیه تازه منصوب شده اما رئیس مجلس و رئیس جمهور خود از متهمین اصلی و مقصرین اصلی وضع امروز اقتصاد ایران هستند.

  • حسین تاج احمدی
  • ۰
  • ۰

فرود ویروس کرونا در جامعه غربی موجب بروز وحشت و هراس بسیار عمیقی شد؟

این وحشت بخصوص در جامعه شهری و مدرن امروزی چنان ایجاد خوف ترس و اضطراب شد که در هیچ برهه از تاریخ معاصر نظیر آن دیده نشده بود.

هیچ گاه تاکنون غرب اینچنین غرق در رفاه مالی و امکانات نبوده است به گواهی تاریخ امروز هم غرب اروپایی و هم آسیایی خاور دور در اوج قدرت مالی و امکانات شغلی فراوان و وسیع این چنین بهره مند نبوده است؟

بخصوص جامعه تازه از فقر گریخته چینی حتی جامعه کره جنوبی لذا ورود این ویروس مرگ بسیار هول و هراس روانی ایجاد کرد.

اشتباهات مکرر چینی ها و اقدام به قرنطینه کردن شهر های بزرگ حتی قرنطینه کردن بیش از شصت میلیون نفر و تبلیغات مکرر رسانه های بین المللی بخصوص آمریکایی در ساختن این فضا بی تاثیر نبوده است.

اگرچه نوعا مردمی که مشغول عیش و نوش بودند و غم و غصه آنان حداکثر به پرداخت وجوه قرض های کارت بانکی خلاصه می شد.

اکنون باید منتظر مرگ در تنهایی باشند؟

تاب و تحمل چنین نا امنی روحی و روانی و حتی عملی را نداشتند؟

آثار تلفات نشان از وحشت بی سابقه دارد که هرگز نمونه آن در تاریخ معاصر دیده نشده بود.

اغراق نخواهد بود اگر بگویم بسیاری بر اثر عدم رسیدگی و معاینه معالجه دقیق فوت کرده اند؟

حتی آثار سکته در بسیاری ازمبتلایان و حتی نزدیکان آن ها دیده شده.

 شاید این آثار برای غربی ها و چینی ها عجیب نباشد اما برای آگاهی کل بشریت اطلاع از وضع مردم چین و کشورهای کرونا زده به ما کمک می کند که در کنترل این بیماری راه اشتباه نرویم.

مردم چین و غرب فرهنگ مخصوص خودشان را دارند مردمی که اولویت اول نجات جان خودشان است نه حتی جان بستگان یا فامیل نزدیک ( اگر چه در موقع ایجاد چنین استرسی هر انسانی ممکن است بقیه و حتی فرزندان خود را هم فراموش کند)

اما برخورد ویروس کرونا با جامعه اسلامی و ایرانی ما نباید اینگونه باشد و اینگونه هم نیست به شرطی که دولتمردان ما اشتباهات عظیم چین را تکرار نکنند.

ایجاد تعطیلیی عظیم مدارس و دانشگاه ها اشتباه بسیار بزرگی است؟

چرا اولا کودکان معمولا از این ویروس در امان هستند

دوما" این تعطیلی ها باعث ایجاد رعب و وحشت  خواهد شد.  

سوما این تعطیلی تا کی ادامه خواهد داشت آیا این ویروس از بین خواهد رفت خود بخود؟

چهارما" آثار اقتصادی و روانی این حرکات آن هم در شب عید غیر قابل جبران است.

پنج در هر حال این ویروس در جامعه پخش شده با فرار از آن نمی توان بر آن غلبه پیدا کرد.

هیچ تضمینی وجود ندارد که اگر تعطیلات ادامه پیدا کند احتمال سرایت آن کمتر خواهد شد.

ششم قبل از ورود کرونا به ایران حداقل 20 کشور دیگر هم گزارش ورود کرونا را اعلام کردند

چرا آن ها دست به تعطیل کردن گسترده نزدند چرا این برخورد احمقانه فقط در ایران باید اتفاق بیفتد؟ 

اکنون در ابتدایی اسفند ماه 98 به سر می بریم بسیاری از کسبه نزدیک به یک سال صبر کرده اند برای بازار شب عید اکنون بازارها خالی از مشتری ها شده

همه جا ترس و سکوت فرا گرفته است قطارهای مترو از مسافر خالی شده مردم دارند از تهران و شهرهای بزرگ فرار می کنند به کجا؟

این بود ثمره مدیریت و کنترل در کوتاه مدت؟

ما باید یاد بگیریم با این بیماری و یا بیماریهای مشابه آن کنار بیاییم به همگان آموزش دهیم چطور خود را در اجتماع از سرایت آن حفظ کنند به مبتلایان کمک کنیم بهبود یابند با روحیه جهادی مردم کمک کنیم به هر حال چه بترسیم و بگریزیم و چه به وضعیت کار ادامه دهیم این بیماری تلفات خودش را خواهد داشت .

اما اگر برای مقابله با آن دست به تعطیلی های گسترده و هول ترس ناشی از آن دامن بزنیم ؟

دو سری تلفات و زیان عمده را باید متحمل شویم هم عده زیادی جان خود را از دست خواهند داد هم اقتصاد کشور را نابود خواهیم کرد.

ادامه حضور در اجتماع و آموزش برای جلوگیری از سرایت اگر حتی با تلفات یک میلیون نفر هم باشد موفق تر است از گریز و نابود کردن اقتصاد کشور اجتماع کشور آن هم تازه با تلفات خواهد بود شاید تعداد تلفات در حالت حضور بسیار کمتر باشد تا حالت فرار؟

چون در حالت فرار تبلیغ خویشتن معصون داشتن است لذا به هم کمک نخواهیم کرد.

اما در حالت حضور و کمک به هم تعداد تلفات حتی در صورت اپیدمی صد در صدی هم بیش 2 در صد نخواهد بود.

اگرچه من تقاضای آزمایش گیاهان داروی محلی ایرانی روی مبتلایان دارم بسیار امید می رود با این داورهای گیاهی بتوانیم به سرعت بر مشکل غلبه کنیم.

لطفا فاجعه منتظر گذاشتن اقتصاد به امید غرب تکرار نکنید؟

منتظر پایان حمله بیولوژیک ویروس کرونا نباشید این ویروس حداقل چند سال مهمان ناخوانده خواهدبود بزودی کشور ترک نخواهد کرد.

  • حسین تاج احمدی
  • ۰
  • ۰

با توجه به نتیجه دور اول انتخابات نمایندگان مجلس و راه یابی 192 اصول گرا به مجلس یازده هم و شکست فاحش اصلاح طلبان فقط با 16 کرسی نمایندگی و با توجه به راه یابی حداقل 30 نماینده اصول گرای دیگر در 29 فروردین 99 بلاشک با یک مجلس با اکثریت اصول گرا و نوعا جوانتر روبرو خواهیم بود.

این به مفهوم چالش عظیم برای دولت روحانی در سال 99 خواهد بود؟

در واقع دولت از هم اکنون در منگنه فشار استیضاح های متعدد و حتی استیضاح رئیس جمهور قرار خواهد گرفت؟

فقط پشتوانه رهبری می تواند دولت روحانی را از سقوط حتمی نجات دهد؟

و گرنه دولت را از هم اکنون باید ساقط شده تلقی کرد.

روحانی فاقد استدلال و ابزار لازم برای به پایان بردن دور دوم رئیس جمهوری خود روبرو است.

کارنامه بسیار سنگین و نا موفق هیچ شانسی برای روحانی باقی نگذاشته است؟

مجلس یازده هم حتی اگر نتواند ( به درخواست رهبری ) دولت برکنار کند بسیار دولت را در فشار خواهد گذاشت با مصوبات جدید با فشار سیاسی و نظارتی؟

اگر چه من اعتقاد داشتم این اردک لنگ ( دولت نا کارآمد روحانی ) باید بسیار قبل تر از این برکنار می شد.

اما صرف برکناری تنها مشکلات کشور کمتر نخواهد شد مگر آنکه برای بر کناری روحانی برنامه داشته باشیم؟

بعد از برکناری روحانی چه کار باید کرد؟

این سوال بزرگی است برکناری او دلهای زیادی را خنک خواهد کرد. اما کشور بدون دولت منتخب و مجرب چگونه باید تحریم کرونا اقتصاد ضعیف شده مدیریت کند.

آلترناتیو جایگزین چه کس یا چه دولتی است.

با توجه به اینکه ضرر و زیان کرونا بر اقتصاد کشور می تواند به بیش از چهارصد پنجاه میلیارد دلار بالغ شود ( این بستگی به عملکرد دولت در مدیریت این بیماری دارد) معادل یک سال عملکرد کل اقتصاد ایران.

این زیان که قسمت اعظم آن را بخش خصوصی ایران متحمل خواهد شد می تواند چرخ لنگ دولت بی بودجه را از محور گردش باز دارد.

در واقع مالیات معمول کشور هم قابل وصول نخواهد بود؟

همان بودجه ناقص نوشته شده روی کاغذ برای سال 99 محقق نخواهد بود.

هم اینک نیاز است در یک هماهنگی بزرگ پشت پرده توافقی بزرگ را سازمان داد تا فردای برکناری روحانی یک تیم بسیار قوی مدیریت کشور حداقل تا پایان انتخابات رئیس جمهوری در اختیار بگیرد.

چون شروع استیضاح مساوی خواهد بود با کارشکنی روحانی ؟

همانطور که مسبوق به سابقه است ریاست خویش را منوط به تایید خودش خواهد کرد در واقع کشور را رئیس جمهوری را به گروگان خواهد گرفت و وضع را از اینکه هست بدتر خواهد کرد.

او در جریان رد صلاحیتش توسط شورای نگهبان در سال 96 نشان داد هیچ حریمی را رعایت نخواهد کرد.

در واقع برکناری او بدون داشتن طرح برنامه و جانشین می تواند خطرناک باشد.

این ارث میراث مردم ایران است از کسانی که خود با رای به مقام و منزلتی نشانده است.

گویی شبی تاریک در پشت یک کنج خلوت با یک زور گیری خفت گیری روبرو هستیم ؟

آلت زور گیری نه سلاح سرد یا گرم (چاقو یا تفنگ ) است بلکه معیشت یک ملت است یا کارشکنی در امورات روزمره ملتی مظلوم؟ 

  

  • حسین تاج احمدی
  • ۰
  • ۰

همانطور که می دانید بی شک کرونا یک ویروس ارتقاء یافته مصنوعی ( ساخته دست بشر ) است ؟

برای فرو ریختن چین طراحی و گزینش شده بود.

بعد از موفقیت در چین اینک ایران مورد حمله بیولوژیک "کرونا " قرار گرفته است.

این کرونا دارای دو صورت عملی و روانی است.

صورت عملی آن مریضی و بستری شدن تعدادی از افراد جامعه و حتی مرگ دو درصد از مبتلایان است.

در حالت عمومی دو درصد جمعیت ایران حدود یک میلیون هفتصد هزار نفر خواهد بود که نسبت به جمعیت هشتاد پنج میلیونی چندان اثر گذار نیست ( اگرچه ما مرگ یک نفر را هم فاجعه ای بزرگ می دانیم)

این تلفات حتی برای چین با جمعیت یک میلیارد سیصد هشتاد میلیون هم کشنده نیست در بدترین حالت 276 میلیون جمعیت چین فوت خواهند کرد که نسبت به یک میلیارد دویست میلیون باقی مانده زیاد نیست فلج کننده نیست.

اما آنچه بسیار مهم است حمله روانی ویروس " کرونا " است .

رسانه های آمریکایی برای به زانو درآوردن چین ( ایران) بسیار روی اثر روانی آن سرمایه گذاری کردند.

از این ویروس یک هیولای عظیم ساختند تا اقتصاد چین و جمعیت این کشور فبل از مردن به خودکشی وادار کنند.

باید اذعان کرد که موفق بودند؟

سی ان ان سرمایه گذاری وسیعی در چین انجام داده بود هم به زبان چینی هم به زبان انگلیس در تمام 24 ساعت برنامه دارد و سهم عمده ای از ایجاد این ترس و خوف عمومی در چین دارد؟

همینطور وال استریت ژورنال و بی بی سی و رویتر و بسیاری دیگر در این حمله روانی نقش بزرگی ایفا کردند.

آنچه باعث شد تا شهرهای بزرگ چین به شهر ارواح تبدیل شوند همین اثر گذاری روانی بود؟

اگر چه ضریب نفوذ رسانه های آمریکایی در چین بسیار بالا است.

و روحیه مردم چین هم بسیار حساس و زود باور است همگی این عوامل دست به دست هم داد تا یک شکست بسیار بزرگ روانی اقتصادی و مالی سنگین به چین تحمیل کند.

مقدار این زیان مالی به بیش از 2 تریلیون دلار خواهد رسید آثار آن به تدریج ظاهر خواهد شد؟

چین تا سالها نخواهد توانست این زیان جبران کند شاید هم هرگز نتواند به موقعیت قبلی خود باز گردد این بستگی به اشتباهات مسئولان چینی خواهد داشت.

تا ماهها کشورهای مقصد از پذیرفتن تولیدات چینی سرباز خواهند زد.

از مدتها قبل حدس زده بودم که آمریکا برای جبران شکست در فشار حداکثری و حمله عین الاسد دست به حمله " کرونایی " به ایران خواهد کرد اما برای جلوگیری از اثرات روانی از نوشتن مطلب در مورد آن خودداری کردم اما اینک حمله انجام شده باید خود را برای مقابله تمام عیار آماده کنیم.

اما این حمله بیولوژیک در ایران چرا از قم شروع شد.

چون آمریکا قم را مسبب تمام این شکست ها وبدبختی های خود می داند هم در جبهه مقاومت هم در جبهه سوریه ( این روزها چقدر برای ادلب دست و پا می زنند بماند بعدا" ) هم در مرز غزه و لبنان هم در خلیج فارس و یمن ؟

اولین تقاضای وزارت امور خارجه آمریکا به جبهه ادلب و یمن باز می گردد در تمامی جبهه ها آمریکا احساس شکست و تحقیر می کند؟

قبل از هر گونه مقابله باید اذعان کرد سیاست قرنطینه ای چین موفق نبود لذا ایران نباید به شیوه چین ادارات و مراکز آموزشی و حتی تجاری تولیدی تعطیل کند؟

اثر این قرنطینه ها در واقع هیچ بوده است چون اگر این یک حمله باشد که هست بلاشک دوبار قسمتهای دیگری از شهر یا شهرهای مجاور مورد تهاجم قرار خواهد گرفت؟

همانطور که در چین اینگونه بود این یک ویروس عادی در یک گوشه کشور نیست که بتوان آن را محدود و نابود کرد؟

لذا نیاز است آموزش عمومی و تخصصی پزشکی و نحوه درمان بصورت گسترده حتی در رادیو و تلویزیون مطرح شود .

جزوه های رسمی و مکتوب در مدارس توزیع گردد و از ترساندن مردم خودداری گردد.

بگذارید هر کسی که به این ویروس مبتلا شد در یک مکان های خاص درمان شود نیاز است مراکز درمانی بیشتری افتتاح گردد حتی در مکان های ورزشی یا کانکس ها ؟

نیاز است از افراد داوطلب برای پرستاری و نگهداری این مبتلایان ثبت نام به عمل آید آموزش داده شوند و در صورت نیاز استفاده گردد.

سیاست قرنطینه ای اصلا توصیه نمی شود.

ورود و تولید داروهای موثر در سارس به شکل وسیع مورد توجه قرار گیرد.

و شهر ها برای ضدعفونی مکانهای پر ازدهام تجهیز شوند.

اصلا نباید اجازه داد این بیماری اقتصاد را تعطیل یا به حاشیه براند آخرین رمق های اقتصاد مانند بازار تولید توزیع باید بدون حاشیه به کار خود ادامه دهند.

هر گونه اشتباه در گوشه گیری یا سیاست انزوا کشور را به زیان غیر قابل جبرانی دچار خواهد کرد.

چین با اندوخته مالی بسیار بزرگ قادر به جبران زیان مالی خواهد بود اما ایران اینک فاقد اندوخته مالی قابل توجه است و قادر به جبران زیان مالی ناشی از تعطیلی اقتصاد نخواهد بود؟

آخرین تقاضای و مهمترین مورد مبارزه با کرونا شفافیت است نیاز است دولت بدون هرگونه کتمان تمام موارد ابتلا و تلفات روزانه اعلام کند 

حتی تعداد مبتلایان در هر شهر جداگانه اعلام شود

هیچ مشکلی نخواهد بود اگر دولت با شفافیت در این مبارزه همگامی و همکاری آحاد مردم بدست بیاورد اگر گوش شنوایی باشد؟

اما حمله دیگر FATF یک حمله روانی است در بعد از ظهر روز رای گیری دوم اسفند بعد از آنکه جاسوسان گزارش شکست در انتخابات مخابره کردند اتخاذ شد؟

وقتی جبهه آمریکایی شکست در انتخابات دوم اسفند احساس کرد دست به رو کردن آخرین تیر ترکش دان خود کرد این لیست سیاه از اول انقلاب هم وجود داشت اما به شکل نانوشته و ناگفته ده سال پیش هم آقایان یک دور عملیات این چنینی رقم زدند؟

در حالیکه داعش با گردش مالی بیش از پانصد میلیارد دلار هنوزهم دارد تغزیه می شود ؟

هنوز هم دارد از آمریکا انگلیس عربستان حواله های نقدی دریافت می کند در بازار نفت سوریه را می فروشد.

آقایان دارند ایران تحریم می کنند برای جرمی که خود انجام داده و می دهند؟

اولا ما در تعریف تروریست بودن با شما اختلاف داریم چرا نباید این تعریف تروریست در سازمان ملل متحد مورد باز نگری قرار گیرد حتی مصداقهای آن اعلام شود؟

بگذارید دنیا بداند ما چه می گوییم و شما چه می گویید؟

دوم این سازمان به اصطلاح مالی چرا باید گزارش های خود را به سازمانهای جاسوسی اعلام کنند مگر نه اینکه در گذشته که احمدی نژاد داوطلبانه گزارش های مالی اعلام کرد شما عینا اسامی را به سازمانهای جاسوسی امارات و آمریکا ارسال کردید .

تا در دور دوم تحریم ها حتی صرافهای زیر پله ای ایران در خارج از کشور را بازداشت و مسدود کنید؟

همین دلیل کافی است برای خیانت این سازمان بین المللی مالی که نمی تواند استقلال خود را از آمریکا و حتی اعراب حوزه خلیچ فارس حفظ کند.

در واقع این سازمان جاسوسی مالی آمریکا است نه سازمانی زیر نظر سازمان ملل متحد؟

اصلا نقش سازمان ملل متحد اینک چیست.

هر گاه که شکستی نصیب جبهه آمریکایی می شود سازمان ملل متحد پیدایش می شود دعوت به صلح دعوت به خودداری از حمله به عربستان از حمله به تروریستهای ادلب؟

هر گاه که جنایت های عظیم و کشتار از جبهه مقاومت رخ می دهد فقط سکوت از این سازمان ملل متحد بگوش می رسد؟ گویی آنتونیو گوترش فاقد گوش است برای ملل و دارای زبان است برای آمریکا و اسرائیل این شده نقش سازمان ملل؟

در کشتار مردم یمن سازمان ملل متحد یار خاموش عربستان آمریکا است یار دعوت به تسلیم جبهه مقاومت است.

آقای گوترش نقش سازمان ملل در خاورمیانه چیست پادویی آمریکا و پوشاننده جنایت آل سعود؟

حتما انعام پادویی کلان در کار است وگرنه این همه آبرو ریزی برای این سازمان بین المللی فاجعه بزرگی است؟

خیانتی بزرگ به تاریخ بشریت است سازمانی " توجیح کننده زور در جنگل"

  • حسین تاج احمدی
  • ۰
  • ۰

بازی بزرگ انتخابات ایران با برد قطعی اصول گرایان و لیست مشترک و واحد پایان یافت .

سرنوشت انتخابات در ایران بسیار پیچیده و پر پیچ خم است ؟ این انتخابات در سرنوشت خاورمیانه و سرنوشت جهان تاثیر گذار است.

این انتخابات به شدت جبهه مقاومت تقویت و مقاومتر کرد و خط سازش و همکاری با آمریکا را ضعیف و صدمه پذیرتر کرد.  

بر خلاف تبلیغات اروپا و آمریکا مردم ترجیح دادند با وجود تمام دلخوری و گذشته نه چندان سالم اصول گرایان به این گروه لبیک بگوید.

ذر واقع بازنده بزرگ خط غرب و سازش با غرب بود اگرچه اندیشکده های غربی نسبت به حرکات ترامپ بارها هشدار داده بودند و شک خود را از حرکات کینه توزانه او اعلام کرده بودند؟

نوعی ترس در این اندیشکده ها ناشی از تند روی آمریکا به چشم می خورد ناشی از تضعیف شدید اصلاح طلبان و قدرت گرفتن اصول گرایان ؟

این ترس بیخود نبود مردم نشان دادند که همین اصول گرایان داخلی را به گرایش به غرب گرایش به آمریکا ترجیح می دهند حاضرند با تحریم با حکومت جمهوری اسلامی نا کارآمد فعلی کنار بیایند تا با "مذاکره " سازش به استقبال غرب پیمان شکن و غیر متعهد بروند.

مفهوم این انتخابات اینست خط سازش از مجلس عبور نخواهد کرد خط اصلاح طلبی مطرود خواهد شد حداقل در چهار سال آینده هیچ شانسی نخواهد داشت.

هر گونه سازش و کوتاه آمدن به کنار گذاشته شده ؟

پس این انتخابات شکست بزرگ را بر ترامپ و اروپای منتظر تحمیل کرد.

این پیروزی را به ملت ایران تبریک می گوییم اما به اصول گرایان این تبریک من شرط دارد؟

فکر نکنید با این پیروزی شق القمر کردید؟

این پیروزی بر اثر لیاقت ها به شما ارزانی نشده است بلکه بر اثر بی لیاقتی و بی عملی اصلاح طلبان بود که به شما ارزانی شد.

اصلاح طلبان وقتی دولت روحانی برنده شد بسیار شادمانی کردند و گفتند پیروزی بزرگ را بدست آوردیم غافل از آنکه حمایت بی چون چرا از " روحانی " مفلوک مغرور بی عمل بی درایت اقتصادی و حمایت از ثروتمندان جامعه عواقب وخیمی برای آنها دارد.

اصول گرایان هم باید این طلیعه جدید را مغتنم بدانند و سریعا دست به تغییرات قوانین به نفع ملت بزنند.

اصلی ترین خواسته ملی اکنون اقتصاد است .

هر چند تقویت مجلس با چند عدد اقتصاد دان معدود قابل تقدیر است اما وقت بسیار تنگ است ؟

مجلس جدید باید بسیار حرفه ای راه را به قوانین غیر کارشناسی اقتصادی مالیاتی تعارض منافع ببندد.

اکنون آتش توپخانه مالیات دارد تولید داخلی را می کوبد.

روحانی با حماقت تمام می خواست با همان قوانین مالیاتی احمدی نژاد به جنگ با تحریم برود.

این امکان پذیر نیست؟

توپخانه مالیات دارد به سمت نیروهای خودی شلیک می کند.

تولید با 9 درصد مالیات ارزش افزوده زیر آتش است یا جدیدا توپخانه مالیات با آتش مضاعف دارد تمام واحد های صنفی رسمی را زیر هدف گرفته و می کوبد کسری بودجه باعث شده دولت با قدرت تمام آتش کند؟

فرار و بسته شدن واحد های رسمی صنفی نشان از عدم درآمد و غیر اقتصادی بودن دارد.

اما توپخانه به سمت نیروهای خودی نشانه گیری دارد. "دیده بان " فعلی کور است هر چه هشدار می دهیم بازهم هیچ دیده بانی هوشیار نمی شود؟

متاسفانه اصول گرایان هم در گذشته چنین اشتباهاتی را بسیار مرتکب شده اند.

بیم آن می رود در آینده هم با اکثریت بدست آمده در مجلس همان اشتباهات تکرار کند؟

اصول گرایان نشان دادند در انجام خواسته های خود بسیار مستکبرانه تک روانه مقتدرانه عمل می کنند .

اگر این خواسته ها اشتباه باشد آنوقت فاجعه خواهد آفرید.

وقتی احمدی نژاد یک تصمیمی می گرفت تا پای شکست هم پیش می رفت چشم بسته با فشار بر پدال گاز هر مانعی را درهم می شکست غافل اینکه این تصمیم از اول هم اشتباه بود؟

اینک بار دیگر مجلس در بست در اختیار اصول گرایان قرار گرفته امیدوارم اینبار بسیار منطقی و متقن و کارشناسی شده لوایح و طرحها را بررسی کنند مانند گذشته چشم بسته عمل نکنند.

من اینجا یک هشدار مهم می دهم به مجلس آینده بسیار در مورد مالیات و قوانینی که برای کسری بودجه در نظر می گیرید سخت تحقیق کنید و با احتیاط تمام عمل کنید.

بسیار هشدار می دهم به عمل زدگی و در نظر گرفتن مالیات برای سرمایه های سپرده شده در بانک ها برای مالیات برای مواردی که تولید را در هم می کوبد؟

مالیات برای خانه های که ساخته می شود مالیات برای گروه های صنفی مالیات برای تولیدات کشاورزی مالیات برای سوزاندن ریشه های شروع به سرمایه گذاری شروع به تولید شروع به کار کشاورزی؟

هر کجا که سرمایه دیدید محل بستن مالیات نیست بخصوص اکنون ؟

مالیات باید برای پول های که در بازار اسلامی گردش می کند اما تولید ایجاد نمی کند یا تولید داخلی را نمی خرد در نظر گرفته شود .

مالیات باید برای خرید فروش دلار خرید فروش سکه یا ماشین داخلی و خارجی برای کسب منفعت و سود سرشار نصب کرد.

مالیات باید به پولهای سرگردان در اقتصاد بسته شود؟

بگذارید کمی این آپشن باز کنیم اگر فقط این موضوع روشن شود تمام مشکلات اقتصاد ایران در تحریم حل خواهد شد.

مالیات برای کسی که خانه ای برای سکونت می خرد باید بسیار پایین باشد تا قیمت خانه برای مردم افت کند قابل تهیه باشد مالیات برای کسی که خانه را تولید می کند باید بسیار کم باشد تا طرف تشویق شود در این مسیر سرمایه اش را بکار بگیرد.

تعداد زیادی از مردم برای ساخت خانه سرمایه گذاری کنند تا تولید خانه زیاد شود باید مقررات ساخت خانه بسیار کوتاه کم هزینه و سریع وصول باشد تا سرمایه های مردم در خدمت رشد کشور و ساخت خانه های بیشتر بکار گرفته شود.

همینطور برای تولید در کارخانه در زمین کشاورزی در خدمات مورد نیاز باید بسیار آسان کوتاه و کم هزینه باشد.

اما عکس آن کسی که خانه را می خرد برای فروش سوداگرانه باید مالیات بسیار سنگین باشد؟

از کجا معلوم می شود کسی که خانه را برای سوداگری می خرد شناسایی کنیم ؟

کار خیلی راحت است کسی که خانه را می خرد برای فروش می خواهد بسیار سریع بفروشد .

اگر خانه ای که از خرید آن یک سال گذشته برای فروش عرضه می شود بیست درصد مالیات باشد و خانه ای که بعد از هفت سال فروخته می شود دو درصد باشد این منظور حاصل خواهد شد.

همینطور برای خرید فروش ماشین برای خرید فروش اموال سرمایه ای؟

بعضی از کشورها وقتی خانه ای بعد از ده سال خرید فروش می شود مالیات نیم و یا صفر در صد منظور می کنند برای تشویق به خرید برای استفاده نه سوداگری.

این قوانین می تواند به شدت از افزایش قیمت خانه زمین کارخانه و غیره جلوگیری کند.

همین قانون می تواند بانکها را از بنگاه داری منصرف کند و سرمایه ها را به گردش در بیاورد.

چه مفهومی دارد یک نفر صد عدد ماشین به نام بزند یا یک بانک بیش از دو هزار عدد ماشین صفر کیلومتر از کارخانه تحویل بگیرد.

ماشین اول یک درصد مالیات ماشین دوم ده در صد ماشینهای بعدی هر کدام بیست درصد مالیات باید بسته شوند تا از ریزش سرمایه ها به سمت دلالی و تخریب اقتصاد ملی جلو گیری شود.

وقتی یک پراید وطنی ( فرغون موتور دار) هفتاد میلیون خرید فروش می شود .

این بازده ندارد این افزایش قیمت بیخودی اقتصاد ملی را تخریب می کند ارزش پول ملی را تضعیف می کند ؟ اما این قوانین بازدارنده می تواند اقتصاد ملی را تقویت و پول ملی را ارزشمند کند. 

در حالیکه اکنون اینگونه نیست جهت توپخانه مالیاتی دارد مصرف کننده و تولید کننده را می کوبد همینطور قوانین خرید فروش برای مصرف کننده و سازنده بسیار سخت است.

برای سوداگری برای بنگاه داری و احتکار و فروش زیر زمینی قوانین نیست یا مالیات نیست؟

به همین خاطر روز به روز از تعداد تولید کنندگان کم می شود به معاملات دلالی افزوده می شود.

اگر اصول گرایان صاحب مجلس بتوانند این قوانین به نفع اقتصاد ملی و به نفع تولید تغییر دهند بلاشک پیروزی بزرگتر انتخابات رئیس جمهوری را از آن خود خواهند کرد.

وگرنه این پیروزی مقطعی آنان کمکی به کشور نخواهد کرد و در آینده نزدیک شاهد شکست مجدد اصول گرایان خواهیم بود.     

  • حسین تاج احمدی
  • ۰
  • ۰

 

توهم حالتی است که در آن فرد چیزهایی را احساس می‌کند که وجود خارجی ندارند ولی فرد وجود آنها را واقعی می‌داند و بر آن اصرار می‌ورزد. 

این اصلی ترین منشاء انحرافات عظیم در ایران است یک بیماری مزمن و مسری پیوسته جاری تاریخی؟

بگذارید مثالی بزنم تا جریان روشنتر شود جمهوری اسلامی ایران هنوز از "توهم " همراهان امام خمینی در آن پرواز تاریخی از پاریس به تهران در تاریخ 12 بهمن سال 1357 بیرون نیامده "فکر" می کند هر کسی در آن پرواز بوده با انقلاب همراه است .

ببینید تمام رئیس جمهور های ایران در آن پرواز حضور داشته اند؟

حتی راننده آن ماشینی که امام از فرودگاه به بهشت زهرا برد یا مسئولینی که در آن استقبال بودند صاحب مناسب بزرگی شدند که در عمل بسیاری از آنان دوستی "خاله خرسه " را با جمهوری اسلامی ایران داشتند؟

اولین "توهمات" مربوط به شخص رئیس جمهور متاسفانه رئیس جمهورها خود را ایدئولوگ یا تافته جدا بافته می دانند؟

فکر می کنند به آنها اجازه داده شده هر کاری که می خواهند انجام دهند سازمان منحل کنند به دیگران توهین کنند خلاف مصوبات مجلس یا قانون اساسی عمل کنند بطور ضمنی هر خلافی تحت نام رئیس جمهور مجازند؟

تنها چیزی که یادشان نیست خدمت رهبری دولت و انجام وظایف رئیس دولت است؟

فردای صبح کاری سوگند رئیس جمهوری را قاب می کنند زیر صندلی رئیس جمهوری می گذارند.

شمشیر بر تمام رقبا و شکست های قبلی می کشند گویی برای "انتقام" آمده اند؟

از آن بیشتر هر کسی که زبان به انتقاد بگشاید از شمشیر او در امان نخواهد بود خواه شمشیر برکناری باشد یا بودجه یا منع حضور در رادیو تلویزیون یا حضور در دولت یا برکناری از سمت یک رویه عادی شده؟

مردم باید مرتب "بله قربان گویی" ایشان بکنند کمتر از گل به ایشان نگویند؟

همانند کودکی رفتار می کنند که به حکم قرعه ساعتی "سلطان" شده اند؟

میرغضب جلاد دژخیم کمترین حالات برخی است تا یک مجری الهی اسلامی؟ 

مجری شکنجه مجری تنبیه مجری انتقام هستند تا مجری دولت.

حالا رئیس جمهور یک طرف دولت خود در " توهمات"کامل است ودر قامت کمال و عقل کل یک دیکتاتور تمام است ؟

قدرت اجراء چنان دولت را دچار "توهم" شناخت و بی نقص بودن کرده که هر کار او نتیجه عکس دارد.

هر تصمیم از روی " توهم " نتیجه عکس انتظار ببار می آورد. 

مثلا دولت فکر می کند پشتیبانی و فشار بر بخش خصوصی برای قبول و عمل به تامین اجتماعی کمک بزرگی به استخدام و کارگران کشور است اما در عمل تقریبا استخدام بطور کامل متوقف شده است؟

بخش خصوصی دریافته بیمه کردن هر کس مساوی است با یک اجبار برای بیمه کار بیمه پرداخت حقوق و حق بیمه مادام عمر؟

لذا سعی می کند قانون دور بزند اصلا استخدام نکند اصلا بسیاری بخاطر همین بیمه تامین اجتماعی قید کار و کارخانه و استخدام زده و می زنند و یا کارگر قردادی شش یا یک ساله می گیرند یا کارگر افغانی و خارجی می گیرند؟

نتیجه این حمایت از تامین اجتماعی خود تبدیل شده به ضد کارگر ضد استخدام ضد بیمه بازنشستگی ضد اشتغال؟

این تفکر از سازمان تامین اجتماعی یک ورشکسته از کارخانه ها عدم توسعه و عدم استخدام نیروی جدید در واقع کارخانه های ورشکسته ساخته است و از ضلع سوم کارگران لشگر بیکاران ساخته است؟

یا دولت فکر می کند با پرداخت یارانه دارد به مردم خدمت می کند در حالیکه این پرداخت که منشاء پرداخت ندارد خود اصلی ترین عامل بروز تورم خواهد بود.

در اقتصاد به آن "توهم مالی" می گویند.

که خود موجب "توهم درآمد" در مردم خواهد شد. در حالیکه مالیات همین یارانه را با نزول و سودش باید همان مردم پرداخت کنند. ( چهل و چهار تومان یارانه بعد از چند سال فقط 440 هزار تومان قبض برق را بدنبال دارد در شرایط یکسان)

هر پرداخت غیر معمول باری ده برابر برای دریافت کننده دارد.

حتی اگر باز پرداخت به نسل بعد موکول شود ممکن است تا 100 برابر تاوان داشته باشد آن هم ماهانه؟

دولت فکر می کند با پرداخت یارانه زندگی مردم راحتتر می کند ؟ در حالیکه پرداخت یارانه مردم را بیشتر فقیر تر عاجز تر و وابسته تر می کند حتی نتیجه عکس فکر دولت رنج و بدبختی مادام عمر نصیب مردم می کند هر کودکی که متولد می شود در بدو تولد با چند ده میلیون بدهی زاده می شود؟ 

بسیاری از سیاست های دولتی ما که در دولت نهادینه شده و هر دولتی آن را انجام می دهد از همین قبیل هستند؟

مانند چاپ پول یا اوراق قرضه دولتی یا اسقراض از بانکها یا بانک مرکزی همگی از همین قبیل هستند.

برای ارزان کردن ارزاق عمومی و کالا ارز رو به نرخ گذاری مصنوعی و فشاری می کنند.

نتیجه مقرون به صرفه نبودن تولید روز بروز از حجم تولید کاسته شده به قیمتها افزوده می شود.

به جای آنکه برای راه حل باید در جای دیگر برنامه ریزی کنند ( مانند آسانگیری در مالیات تولید در بیمه تامین اجتماعی در صدور مجوز ) راه کوتاه دخالت فشار قیمتی و سهمیه ای پیش می گیرند.

برای حل مشکلات کشور رو به "تند روی "بیشتر و بیشتر می کنند.

برای تامین مالی مخارج و کارشناسی روزبروز بیشتر به گودال عظیم دایره کارشناسان توهمی دولتی و فشار بیشتر رو می آورند؟

روز بروز اقتصاد را با فشار پلیس فشار مالیات فشار بیمه تامین اجتماعی فشار عوارض مختلف در تنگنا قرار می دهند

دولت همانند انسان تشنه ای که بدنبال آب می گردد آب شور را برای رفع تشنگی سر می کشد هر چه بیشتر می خورد بیشتر تشنه می شود؟

کل سیستم کارشناسی دولت به "توهمات " دچار شده قادر به ترک عادت نیست؟ 

در حالیکه دولت روحانی شعار دموکراتیک تری نسبت به احمدی نژاد می داد امروز بیشتر از دولت نهم و دهم اقتصاد و بخش خصوصی را در فشار گذاشته است؟ 

هر چند در موضوع حجاب و سکولاری هنوز دارد پیشروی می کند برای در فشار گذاشتن بیشتر حاکمیت جهت پذیرش جام زهر "مذاکره" تازه همین "مذاکره" هم خود " توهمی" پیش نیست فقط "تسلیم " است.  

در حالیکه شعار " توسعه " و "رونق اقتصادی" مطرح می کرد امروز دارد دقیقا بر عکس عمل می کند.

نتیجه این حرکات در "فشار حداکثری" تحریمها  فرار سرمایه ها و کوچکتر شدن اقتصاد خواهد بود روندی که تا کنون روز بروز به آن نزدیک تر شده ایم.

اقتصاد ایران از رتبه 17 دنیا اینک به رتبه 33 و در آینده بسیار نزدیک به رتبه های بالای پنجاه و شصتم جهانی نزدیک خواهد شد.

یا رتبه اقتصادی قدرت خرید ایران به رتبه 68 دنیا سقوط کرده است این گزارش بانک جهانی است برای سال 2018 .

دولت با "توهماتی" که دارد هر چه بیشتر دست و پا می زند بیشتر در گرداب باتلاق فرو می رود؟

آثار این "توهمات" اگر درمان نشود قطعا به سقوط خواهد انجامید.

اگر بخواهیم از این سر ازیری قبر سقوط نجات پیدا کنیم چاره ای نیست غیر از اینکه به این کارشناسی دولت پایان دهیم و روایت کارشناسان مخالف را با درنگ بیشتری مطالعه کنیم؟

اصلا این مدارک تقلبی دانشگاهی کارشناس دکترا مسئولین عامل این فضاحت هستند.

آمار بسیار بالای کارمندان دولتی مشغول به تحصیل یا در حین تحصیل مدرک کسب کرده اند  نشان از بی فایده بودن این مدارک دارد؟

متاسفانه مسئولان فکر می کنند با گرفتن این مدارک "نخبه " شده اند؟

نخبه های الصاقی ارفاقی با ما همان کند که این دولت با ما می کند؟ این هم از آثار "توهمات" دولتی است. 

دولت فکر می کند چهل هزار کارشناس تمام ( دکترا ) در استخدام دارد ( کل دکترهای در استخدام دولت 81 هزار نفر است اما 41 هزار آنها پزشک هستند) در حالیکه اغلب این چهل هزار نفر دیپلمه و حتی پایین تر از دیپلم بودند در حین کار تحصیل کرده اند و بار تخصصی زیادی ندارند نمرات ناپلئونی نمرات التماسی فاقد عمق فاقد ژرف نگری فاقد تحلیل فاقد پشتوانه علمی فاقد مطالعات گسترده و حتی در رشته تحصیلی فاقد اطلاعات "بی سواد مطلق" ( طبق تعریف سازمان ملل متحد یونسکو کسی که نتواند از اینترنت با زبان انگلیسی جستجو و اطلاعات کسب کند بی سواد است) نود درصد نه تنها نمی توانند انگلیسی صحبت کنند از روی نوشته هم نمی توانند به راحتی ترجمه کنند؟

  • حسین تاج احمدی
  • ۰
  • ۰

بعد از گذشت چهل سال از انقلاب اسلامی کشور هنوز درگیر مشکلاتی است که باید آن مشکلات را در ابتدای انقلاب حل می کرد؟

یکی از مشکلات اساسی کشور سیستم ظالمانه اقتصادی بانکی تولیدی قانونگذاری کشور است؟

سستی عناصر تاثیر گذار در ابتدای این انقلاب باعث شد تا سرمایه داران نفوذی ها طرفداران غرب تحت عناوین مختلف در این انقلاب صاحب سمت های کلیدی  شدند.

نه تنها سمت های را کسب کردند بلکه باعث شدند تا یک چرخه معیوب از قوانین پایه گذاری کنند تا مرتب امثال خود را در سیستم بار گذاری کنند؟

مانند عناصر غرب طلب ( در ظاهر اصلاح طلب ) عناصر طرفدار سرمایه داری طرفدار سیستم لیبرالی بخصوص نئو لیبرال آمریکایی در سیستم انقلاب صاحب منصب شده و می شوند.

این عناصر که با استفاده از خلاء نیروهای اسلامی انقلابی آگاه تحصیل کرده به عنوان کارشناس نماینده مجلس حتی رئیس جمهور در سمت های مختلف خود را جایگزین می کنند.

در حالیکه علم انقلاب و اسلام را در دست دارند عملکردی ضد انقلاب ضد اسلام ضد مبانی اعتقادی کشور انجام می دهند.

اینان باعث شدند بعد از چهل سال سیستم اداری و اقتصادی کشور وابسته به غرب باقی بماند؟

همین سیستم وابسته اداری اقتصادی باعث فراهم کردن زمینه شکست اقتصادی در تحریم فراهم کردند.

یا به زبانی دیگر ما استقلال سیاسی را چهل سال پیش بدست آوردیم اما استقلال اقتصادی و اداری نداریم هنوز بدست نیاورده ایم.

عدم موفقیت در استقلال اقتصادی انقلاب اسلامی را مستعد شکست در استقلال سیاسی خواهد کرد.

همانطور که استقلال سیاسی و حکومتی دکتر مصدق شکست خورد؟

اگر چه دکتر مصدق دو اشتباه تاریخی داشت یک عناصر وابسته در ارتش را جدا نکرد یعنی استقلال سیاسی او نتوانست ارتش را از غرب و رژیم وابسته با خارج مستقل کند دوم استقلال اقتصادی ؟

این استقلال ارتش در انقلاب اسلامی ایران بطور موثر و موفق انجام شد. کاری که انقلاب مصر از انجام آن طفره رفت و همین ارتش وابسته بر علیه انقلاب مصر کودتا کرده و انقلاب نیم بند مرسی را سرنگون کرد.

اشتباهی که ما هم در اقتصاد مرتکب شده ایم یعنی عدم استقلال اقتصادی باعث کودتا در کشور خواهد شد بلاشک؟

هیچ موی لای درز این جمله نیست اگر استقلال اقتصادی کسب نشود وضع بسیار خطرناک خواهد شد.

در آینده نزدیک توده های گرسنه ( بیش از هفتاد میلیون نفر ) حکومت اسلامی ایران سرنگون خواهند کرد ( می خواهید خوشتان بیاید یا بسیار عصبانی شوید)

این سرانجام ادامه وضعیت فعلی است.

تمام استقلال سیاسی ارتش سپاه در گرو استقلال اقتصاد و سیستم اداری بانکی کشور است.

می دانم این جملات بسیاری را خشمگین و غضبناک خواهد کرد.

اما دوست آن است که عیوب شما را بی پرده و بی منت در اختیار شما قرار دهد.

امروز 22 بهمن سال 1398 است من بعد از راهپیمایی در خیابان برگشتم و این سطور می نویسم 

خدا می داند از اینکه اینچنین بی پرده و گستاخانه می نویسیم راضی نیستم؟

اما غیر از اینگونه سخن گفتن دیگر چاره ای نیست بارها این مطالب در حین راهپیمایی در ذهن خود مرور کردم دیدم چاره ای نیست باید نوشته شود باید اعلام شود ولو گوش شنوایی نباشد ( گوشها نخواهند بشنوند ) چون تجربه من نشان داده آنچه می نویسیم با یک فاصله انعکاس عجیبی در بین روشنفکران دانشجویان و رسانه ها پیدا می کند با این تفاوت که هیچ کس اعلام نمی کند منشاء این تفکر و نوشته کجا بوده.

استقلال اقتصادی و اداری یعنی تقسیم اموال و ثروت ها به طور عادلانه بین تمام ملت ؟

به این شکل که هر کسی کار می کند یک سهم منصفانه ای را به خانه ببرد برای فرزندان خودش برای آینده خودش برای حفظ آبرو و حیثیت در یک زندگی شرافتمندانه ؟

و سیستم اداری طوری تنظیم شود که ساده مشخص کوتاه باشد برای تنظیم و تضمین آینده و استمرار اقتصاد همگانی و به گونه ای سازمان داده شود .

که نفوذ عناصر فساد و پول پرست در آن غیر ممکن شود ( امروز برعکس است ).

یعنی افراد سالم در آن سیستم صاحب سمت شوند و راهبرد انقلاب اسلامی به سمت استقلال اقتصادی را رهبری و امامت کنند به انجام برسانند.

سیستم بانکی بگونه ای تنظیم و هدایت شود که باعث تجمع اموال به دست عده ای خاص نشود سیستم بهره بانکی کشور به گونه ای تنظیم شود که حاصل کار تمام سیستم تولیدی و کشاورزی کشور به شکل سود در اختیار بانکها و بدتر از آن صاحبان بانکهای خصوصی قرار نگیرد؟

امروز حاصل کار بیش از بیست سال تمام سیستم تولیدی و کشاورزی در دستان بانک ها است ( که خود ورشکسته پرداخت نزول و سود به سپرده ها هستند) کارخانه های با عمر بیش از چند دهه محتاج سرمایه در حال گردش است و تازه سرمایه در گردش هم وام می گیرد حاصل کارش غیر اقتصادی است یعنی سیستم نزولی هر کار تولیدی را غیر اقتصادی کرده است.

امروز سیستم به گونه ای است که افراد صاحب سمت شده چوب لای چرخ استقلال اقتصادی و انقلاب می گذارند.با تخصیص رانت مواهب و وام های کلان خود صاحب ثروت افسانه ای می شوند بعد عامه مردم فقیر و بی سرپناه باقی می مانند؟

امروز صاحبان هشتاد پنج درصد سپرده های بانکی زیر دو درصد جمعیت کشور هستند؟

همین عدم توزیع صحیح ثروت و فساد در اقتصاد ایران که به عراق و لبنان هم سرایت کرده عامل شورش های این دو کشور است البته با تحریک غرب و آل سعود ( آن ها می دانند انقلاب اسلامی ایران ناقص است لذا روی نقص های آن دست می گذارند و مردم عراق و لبنان به شورش می کشانند و درست هم می گویند به مردم آیا شما هم می خواهید بعد بیست یا چهل سال مانند مردم ایران فقیر و بی چیز باقی بمانید پس همین الان جلو این حکومت بگیرید؟ اگرچه مردم ایران هم کم و بیش می دانند عامل فقرشان حکومت است اما مردم ایران قانع تر و صبور ترند اگرچه این خصیصه نباید حکومت ایران به اشتباه بیندازد؟)

یک روزی در این کشور گفتند می خواهیم انقلاب فرهنگی کنیم درب دانشگاه ها را بستند  و بعد سی ماه درب دانشگاه باز شد با این تفاوت که فقط سر فصل و اسامی دروس دانشگاهی تغییر کرده بود بدون آنکه سیستم تدریس و تحصیل و مطالب غربی دروس تغییر کرده باشد؟

در واقع انقلاب فرهنگی بدون حصول نتیجه در دانشگاه شکست خورد؟ موفق نبود؟

به قول شیرین هانتر وقتی اسلام به ایران آمد باعث رنسانس علمی و ارتقاء دانش ایرانیان شد.

اما انقلاب فرهنگی بعد از انقلاب اسلامی در ایران باعث عقب ماندن دانشگاه و ضعف بنیه علمی کشور شد؟

امروز منظور من از انقلاب اسلامی یک تلاش عظیم برای تصیحیح سیستم اقتصادی بانکی و اداری کشور است نه با تعطیلی سیستم اقتصادی یا بانکی یا حتی اداری کشور بلکه با استفاده با فرصت عظیم بدست آمده از نعمت بیعت 25 میلیون نفری در شهادت سردار سلیمانی یک نیروی عظیمی فراهم شده است می توان به بهترین وجه از آن استفاده کرد.

مانند جوانی که با استفاده از نیروی جوانی می تواند مزرعه بزرگی یا خانه بزرگی یا صنعت مهمی را 

پایه ریزی کند.

اما یک پیرمرد پا به سن گذاشته چنین قدرت و نیروی ندارد فکرش را هم ندارد توانش را هم ندارد؟

امروز خون سردار سلیمانی یک نیروی عظیم را به انقلاب تزریق کرده این تجمع عظیم قادر است هر مانعی را از سر راه انقلاب بر دارد؟

این یک بیعت بزرگ با انقلاب است این بیعت می تواند غرب را آمریکا را تمام استکبار به لرزه و شکست بکشاند؟

کسانیکه با ادبیات قرآن آشنا هستند می دانند این بیعت چه کارهای بزرگی را که می تواند انجام دهد که در وقت عادی از انجام آن عاجز هستیم؟

بگذارید برویم به صدر اسلام وقتی پیامبر در خواب دید که به زیارت خانه خدا رفته است در سال ششم هجری به مسلمانان امر کرد آماده رفتن به سوی مکه شوند بدون سلاح برای زیارت خانه خدا مسلمانان سخت تعجب کردند بعد از جنگ بدر و جنگ احد و خندق با مشرکان مکه آن ها با سلاح هم نمی توانستند به زیارت خانه خدا بروند با دست خالی حالا چطور به مکه بروند؟

حدود 1700 نفر حاضر شدند به سمت مکه آمدند در جای به نام حدیبیه مشرکان متوجه شدند یک لشکر برای جلوگیری از ورود آنان به مکه به سمتشان فرستادند .

پیامبر گفتند برای جنگ نیامده ایم برای زیارت آمده ایم مشرکان وقتی اصحاب پیامبر بی سلاح دیدند ؟

سعی کردند آنان تحریک به جنگ کنند؟

پیامبر زیر یک درخت با تمام 1700 نفر بیعت رضوان بستند مبنی بر تبعیت مطلق با پیامبر خدا بیعت تا پای جان وقتی اخبار این بیعت با دست خالی با پیامبر به مشرکان مکه رسید از جنگ منصرف شدند.

و تقاضای صلح پیامبر را پذیرفتند این صلحی بود که خدا در قرآن از آن به  انا فتحنا لک فتحاً مبینا تعبیر شد.

مورخین می گویند این بیعت به گونه ای بود که اگر مشرکان جنگ هم می کردند از مسلمانان با دست خالی هم شکست می خوردند.

این بیعت و حضور بیست پنج میلیون نفری که حداقل پنج تا هفت میلیون نفر آن در تهران بود فرصتی را به انقلاب خواهد داد ( اگر به موقع از این سیل عطیم استفاده کند) تا تمام مشکلات خود را به سرعت حل کند اجازه تغییرات سریع و صریح خواهد داد.

این سیستم اداری و بانکی کشور بسیار فربه چاق بی تحرک و درمانده شده است که قادر به هیچ تحرک و سریع دویدن نخواهد بود.

از آن بدتر سیستم انتخاباتی کشور رئیس جمهور منافق (روحانی ) و غرب گرا را بر کشور حاکم کرده که مرتب با اصول انقلاب مخالفت می کند.

شما هر چه بر این سیستم فشار بیاورید حاضر نیست حتی یک قدم بدود نه تنها حاضر نیست قادر هم نیست.

اکنون وقت آن است که در کشور وضع "فوق العاده اقتصادی " اعلام کنیم و با استفاده با قانون اساسی رئیس جمهور بر کنار و یک سیستم انقلابی اسلامی بر کشور حاکم کنیم مانند شورای انقلاب که امام خمینی تشکیل داد و خیلی سریع اصلاحات زیر انجام دهیم.

اول باید یک فرمانده برای این جنگ اقتصادی انتخاب کرد (فردی همانند سردار سلیمانی در اقتصاد ) فردی شجاع دانا که به اقتصاد روز و دنیا و اقتصاد اسلامی اشراف و آگاهی داشته باشد (هرچند توانایی و آگاهی نسبی هم کفایت می کند چون این یک کار فردی و شخصی نیست این فرمانده با یک گروه شش نفره اقتصاد دان باید کار کند و بدون نظر اکثریت نمی تواند هیچ تصمیمی را اتخاذ کند)

توضیح اینکه حداقل دو مجتهد تمام اقتصاد دان از طرف حوزه علمیه برای این گروه شش نفره انتخاب باید گردد و بقیه اعضاء از طرف دانشمندان و دانشجویان اقتصادی کشور انتخاب و گزینش شوند توصیه من این است اشخاصی انتخاب شوند که علاوه بر دانش کافی در محیط بازار صنعت و اقتصاد ایران تجربه عملی داشته اند 

این فرماندهی می باید ظرف چند روز با بکار گیری حداکثر 5000 نیروی جوان انقلابی و غیر دولتی ستاد جنگ اقتصادی پایه ریزی و عملیاتی کنند (توصیه من این اینست از حافظ ان قران کریم عضو گیری کنند )

هیچ کارمند دولت به شکل کادر نباید در این ستاد وجود داشته باشد . چون شکل کار دولتی بی فایده کم بازده و تنبل پرور است        

اقدامات زیر باید مسلسل وار و بدون وقفه انجام گیرد

1- تشکیل یک بانک توسعه اسلامی با سرمایه ( پنجاه میلیارد دلار ) برای شروع می توان از یک میلیارد صندوق ذخیره ارزی شروع کرد ( یادم هست وقتی بحران اقتصادی دنیا را فرا گرفت علمایی بزرگ اقتصادی نظر دادند بدون اصلاح بانکها و تشکیل بانک سالم این بحران به این زودی تمام نخواهد شد و همینطور هم شد لذا هرگونه افزایش سرمایه بانکهای داخلی و خرید دیون آنها کاری عبس و بی فایده است آن هم بانکهای نزول خوار داخلی چه شد که بانک های داخلی اینچنین در زشتی و چنبره فساد و ربا  با هم مسابقه گذاشتند .

2- معلق کردن قوانین عادی کشور به مدت حداقل سه سال و قابل تمدید (اول باید جنازه ورشکسته ها و شبه ورشکسته ها را از روی اقتصاد ایران بر داشت  ) الف -معلق شدن قانون تامین اجتماعی به مدت سه سال یعنی واحد های جدید و یا قدیمی می توانند کارگر استخدام کنند و آن ها را بیمه نکنند اگر چه نیروهای قدیمی همچنان بیمه باشند

ب-تعلیق قانون مالیات بمدت سه سال واحد های جدید چه تولیدی چه کشاورزی فقط یک درصد گردش مالی سالانه خود را بعنوان مالیات پرداخت می کنند چه سود ده باشند چه زیان ده 

ج- هیچ پرداخت دیگر اعم از عوارض شهرداری شهرکهای صنعتی دهداری بخشدار ی فرمانداری وغیره واحدهای جدید نداشته باشند با تشخیص فرماند هی جنگ اقتصادی بعد سه یا شش سال دیگر می توان قوانین عادی اجرا کرد یا تلاش برای رسیدن به قوانین جاری با شیب ملایم کرد حتی می توان تا ابد با همین درصد کم شرکتها را بکار ترغیب کرد.

3-تشکیل تعاونی های       تولیدی خدماتی و توزیعی با استفاده از سرمایه های آورده متقاضی و عرضه وام های قرض الحسنه تا سه میلیون تومان بدون سود با برگشت 30 ماه

و وامهای بیست تا صد میلیونی بصورت دفعات چهار یا پنج قسط به شرط درست هزینه کردن با سود پنج تا هفت درصد از طریق بانک اسلامی

4 تشکیل 500هزار تعاونی دو تا بیست نفره اولویت با تعاونیهای دانش بنیان با توزیع آمایش سرزمینی

در واقع نوعی بازگشت به روستا و طبیعت  برای تولید اقلام کشاورزی و صنعتی

5- همزمان ممنوعیت ورود هر گونه کالای خوراکی پوشاکی و کالای قابل تولید در ایران

6-بستن تمام مرزهای ایران با سیم خوار دار و نصب دوربین با کمک بسیج 

7- بازبینی تمام کانتینرهای خروجی از کمرگ به کمک بسیج

8-صدور یک روزه جواز تاسیس برای تولید و کسب کار اعلام سیاست حمایت از تولید داخلی با آزاد گذاشتن تشکیل واحد های صنفی تولیدی (هر مغازه ای که در محل خود اقدام به کوچکترین تولیدی کند از تمام مراحل اداری و دولتی و شهرداری معاف شود) توضیح اینکه محل اجاره ای یا خریداری شده باید تجاری یا کارگاهی باشد

9- کندن یک کانال به عرض هزار متر از ساحل مکران تا خراسان شمالی و بسمت غرب تا مرز عراق از طریق فروش زمین با سرمایه گداری بخش خصوصی با عمق هفتاد متر جهت انتقال اب دریا برای شیرین کردن صنعتی و استفاده شهری کشاورزی و همین طور کشتیرانی و ترانزیت کشتی جهت هفت کشور بدون ساحل آسیایی و اروپایی با تمهیدات خاص 

10-ملزم شدن دولت و تمام نهادهای داخلی جهت اجرای اوامر ستاد جنگ اقتصادی

این خلاصه شروع انقلاب اقتصادی اداری است و گرنه باید منتظر حوادث بود؟

  • حسین تاج احمدی
  • ۰
  • ۰

یکی از بزرگترین برتری های اجتهاد شیعی نسبت به سایر مذاهب اسلامی فعال بودن به روز بودن و منابع متعدد داشتن آن بوده و هست.

بنابراین‌ لازمة‌ انفتاح‌ باب‌ اجتهاد و اعلم‌ به‌ زمان‌ بودن، همانا زنده‌ بودن‌ مجتهد است‌ تا به‌ شرایط‌ و مقتضیات‌ زمان‌ آگاه‌ باشد.

این به روز بودن سبب شد تا فقه شیعی در مصاف با مسائل روز پیروز میدان باشد.

قرنها است فقه شیعی علمدار به روز بودن و پاسخ گویی به مسائل پیش آمده جدید را به دوش کشیده است.

اما امروز در این برهه تاریخی بعد از انقلاب دچار یک نخوت و سستی در فقیهان ایرانی شده ایم که در تاریخ بی سابقه است؟

اگرچه مشکلاتی هم وجود دارد اما هیچ سستی و کم کاری پذیرفته نیست؟

امروز جامعه مدرسین قم در مقابل فقه دولتی یا روایت رسمی جمهوری اسلامی ایران به نوعی تقیه غیر ملموس دست زده است ؟

به علت مشکلات قادر به بیان آزاد استنباط فقهی خود نیست.

فقط عامل خود سانسوری است که مانع مطرح شدن نظرات مختلف فقهی شده است.

اگر چه در ظاهر هیچ ممنوعیتی وجود ندارد ؟

اما ترس از پذیرفته نشدن نظرات فقهی ترس از طرد یا الصاق نسبت های ناروا یک جو تقیه حاکم کرده که در هیچ برهه تاریخی شاهد آن نبودیم؟

مانند اعلام نظر در مورد بهره بانکی یا حلال بودن کار بانکی و داشتن سپرده بانکی ؟

حتی در زمان اختناق شاهنشاهی هم کم و بیش آراء فقهی منتشر یا مطرح می شد.

اما امروز جامعه با یک خلا فتوایی فکری از ناحیه فقیهان روبرو شده هیچ تلاش مستمر دیده نمی شود بخصوص در قم مرکز فقاهت شیعی اسلامی.

نمی خواهیم کسی را محکوم یا مورد سوال قرار دهیم بلکه در صدد بررسی موضوع هستیم.

بعد از مشکلاتی که بعد از انقلاب رخ داد و عده ای تلاش کردند با استفاده از روحانیت به اغراض سیاسی خود برسند.

شاهد نوعی کمبود و کم کاری در این زمینه هستیم امید داریم دوباره یک روزی شاهد تلاشی مجدانه در این زمینه باشیم  بخصوص در مورد فتوا های سیاسی انتخاباتی اقتصادی انقلابی .

خوشبختانه در این زمینه زمین از حجت خالی نمانده شاهد رویش خوبی در لبنان بودیم 

تعدد و تکثر احزاب و نظرات اسلامی شیعی و مسیحی مارونی در جامعه لبنان باعث شد فضای مناسبی برای رشد و بروز تفکر اجتهادی فقهی شیعی در این زمینه باشیم.

آیت الله محمد حسین فضل الله  یکی از این بزرگان شیعی است که فتوا های او در زمان خودش جنجالی به پا کرد.

او آنچه از فقیهان گذشته مانده است مقدس نمی داند می گوید ممکن است تحت شرایطی این فتوا صادر شده باشد 

او نظرات خود را صریح و سریع اعلام می کرد او برخلاف پیشنیان در عرصه جنگ وجهاد حضوری پر رنگ داشت نا جایی که او را پدر معنوی و فکری حزب الله لبنان می دانستند.

او نظرات سیاسی منطبق بر فقه شیعی را با چنان اصالت و پشتوانه قرآنی مطرح می کرد که حتی علمای اهل سنت به احترام وامیداشت؟

او حکومت را قانون گذاری را مختص  خدا و قرآن  فقیهان و عالمان دینی می دانست. 

او انتخابات و مجلس را نوعی شورا می داند و می گوید وقتی به معصوم امر می شود شور کن با اشاره به آیه 38 سوره شورا " و امر شورا بینهم "

تکلیف ما روشن این امر مشمول ما هم می شود؟

در جای دیگر می گوید اگر نماینده ای با رای شما به مجلس رفت و در آنجا قوانینی را وضع کرد که موجب ظلم شد؟ شما هم در گناه آن نماینده شریک هستید.

یا اگر نماینده ای به مجلس رفت با رای شما و در آنجا خدمت کرد شما هم در ثواب او شریک هستید.

او مسئولیت شرعی برای رای دادن قائل بود.

او برای کاندید شدن هم رسالت شرعی و دینی قائل است و سمت طلبی و مال طلبی و شهرت طلبی از طریق انتخابات حرام می دانست.

در مقابل سوال آیا انتخاباتی که امروز رواج دارد به برگزیده مشروعیت و لایت شرعی می بخشد؟

می گوید 

 به شرط و شروطى و از شروط آن اسلام، آگاهى و تخصص و تقواست. به عبارت دیگر صرف اکثریت آراى مردم در مشروعیت دادن کافى نیست. بلکه شخص برگزیده باید عناصر شرعى اى که او را شایسته این منصب مى کند، داشته باشد، چندان که مشروعیتى نیست جز براى کسى که خداوند به او مشروعیت بخشیده است.

یا رای دادن بدون آگاهی را 

* در انتخابات چنین است که رأى دهنده، به نامزد خود وکالت مطلق - بدون هیچ شرط الزام آور - مى دهد. در این صورت رأى دهنده باید به طور دقیق خطر فکرى نامزد و التزام شرعى و روش سیاسى او - در مسایل داخلى و خارجى - را بررسى کند.

 

بنابراین، رأى دهنده مسؤولیت کارها و اقدامات کارى نامزدى را که به او رأى داده - در صورت پیروزى او - برعهده دارد. بنابراین شرعاً جایز نیست که انسان به کسى رأى دهد که به سلامت خط فکرى و سیاسى و اقتصادى و فقهى او اطمینان نیافته است. چنان که جایز نیست انسان، شخص یا شورایى را برگزیند که انتظار مى رود حکمى برخلاف احکام اسلام در سیاست و اقتصاد و مسایل اجتماعى تصویب کند.

یا 

* آیا اتفاق نظر نامزدها بر حمایت از نامزدى معین و تبلیغ براى او در مشروعیت انتخابات، اشکال شرعى و تأثیر منفى به جاى مى گذارد؟

* اگر نامزد شایسته انتخاب بود، انتخاب او به همین شیوه توافقى هم جایز است. زیرا ماهیت وضع انتخاباتى همین است که افراد و اطراف و گروه ها بر انتخاب نامزدى معین توافق و تفاهم کنند.

 آیا نامزد انتخاباتى مى تواند با حیله و فریب و به کارگیرى روش هاى مادى و خدماتى، رأى دهندگان را به برگزیدن خود ترغیب کند؟ حکم رأى دادن به چنین افرادى چیست؟

* مردمى که چنین رفتار فریبنده اى را مشاهده مى کنند، اگر اعتقادى به شایستگى چنین فردى ندارند، حق ندارند تسلیم تبلیغات او شوند. زیرا صرف باور و اطمینان نامزد به خودش، ایجاب نمى کند که دیگران هم به او اعتقاد پیدا کنند. رأى دهنده باید به دور از تأثیر ابزارهاى فریبنده اى که نفع مادى یا معنوى اى به او عرضه مى کند به مسؤولیت شرعى خویش فکر کند. او باید فکر کند که آیا این نامزد شایستگى به دست گرفتن این منصب را دارد یا خیر؟ اگر او را شایسته یافت، مشکلى در پذیرش هدایا و خدمات او نیست. هرچند ما این کار را نمى پسندیم و حتى در برخى شرایط بنا به برخى ملاحظات پذیرش چنین هدایا و خدمات را جایز نمى دانیم.

* چنین معروف است که دموکراسى نقش قانون گذارى - غیر مقید به احکام الهى - را براى پارلمان قایل است. این امر چگونه با نظام اسلامى سازگار است؟ و نقش پارلمان در دولت اسلامى چیست؟

* نقش پارلمان در دولت اسلامى مى تواند بررسى و مطالعه جدى نیازهاى عمومى مردم باشد که در آن نیاز به قانون گذارى است، البته در محدوده مناطق فراغ که شهید صدر از آن سخن گفته و تشخیص آن به عهده خبرگان و دانایان کتاب و سنت (فقها و حقوقدانان) است.

نقش دیگر پارلمان اسلامى، کشف انطباق حکم شرعى با مصادیق آن و تلاش براى کشف قواعد شرعى است. بنابراین باید نوعى آمیختگى بین مجلس شوراى قانون گذارى و شوراى خبرگان (کارشناسان) و شوراى نگهبان قانون اساسى وجود داشته باشد، همان گونه که جمهورى اسلامى تجربه کرده است. مجلس شورا احکام و قوانین معینى را وضع مى کند اما شوراى نگهبان مى تواند برخى از این قوانین را به دلیل مخالفت با مبانى شرعى فقهى رد کند.

 بنابر نظریه ولایت فقیه وقتى که ولى فقیه حرف آخر را در تعیین شیوه اداره دولت مى زند، انتخابات چه ضرورتى دارد؟

* زیرا خود فقیه گاه در امور مربوط به زندگى مردم مصلحت را در مشورت با خود آنان مى داند. فقیه مى تواند از لابه لاى آراء و نظرهاى مردم، چند و چون مسأله اى را که مى خواهد بدان اهتمام ورزد دریابد. طبیعى است در مسایلى که مرتبط با زندگى مردم است، نظر خود آنان خواسته شود.

از این رو است که اسلام، شورا را به عنوان یکى از ویژگى هاى جامعه مطلوب به شمار آورده و حتى از پیامبر(صلى الله علیه وآله)که نیازمند مشورت با دیگران نیست، مى خواهد که با مردم مشورت کند و به نظرشان عمل کند. بنابراین معناى ولایت فقیه این نیست که فقیه بنا به سلیقه شخصى اش و تحقق افکار فردى اش حکومت کند. بلکه یکى از راه هاى مشورت با مردم، همین انتخابات و همه پرسى است و پس از این همه، نظر آخر را خود او مى دهد.

اگر چه نمی توان تمام مواضع و نظرات ایشان مطرح کرد اما همین نمونه کوچک نشان از سیال بودن و به روز بودن فتوا های ایشان است.

اگرچه خدایش رحمت کند ما در سال 1390 ایشان را از دست دادیم.

قابل ذکر است بیش از هفتاد کتاب هزاران مقاله و سخنرانی و مواضع سیاسی از ایشان باقی مانده

نمی شود حکم کرد که اشتباه نداشته یا حداقل من نمی توانم این جمله بگویم چون فقیه نیستم اما نظرات ایشان نشان داد که یک دریای عظیم و عمیق از فقاهت شیعی وجود دارد که در آن غواصی نشده ؟ 

او شجاعانه مشکلات و سوالات را مطرح می کرد تلاش می کرد حتما به آنها پاسخ دهد هر چند ممکن بود پاسخ هایش جامعیت لازم را نداشته باشد.

او خود را مسئول به پاسخ گویی به مشکلات و رفع شبهات فکری می دانست.

همین خط شکنی او باعث شد تا علمای دیگر اسلامی با استفاده از جو ایجاد شده و نوآوریهای فقهی او به اظهار نظر آزادانه تری دست بزنند.

علامه فضل الله فکری صادقانه داشت لذا هر گاه پی می برد نظر قبلی او اشتباه بوده آن را تصیحح می کرد تغییر می داد از این باب هم او بسیار خط شکن بود تا جایی که گاه به نظر می آمد دارد خود را می شکند .

اما این مواضع و گاه اشتباهات او را کوچک نکرد هیچ عظمت او را از مرزهای لبنان به جهان تشیع کشاند او یکی از مراجع مطرح در جهان شیعه بود.

اما روش و منش اجتهادی و فتوایی ایشان در ایران باب نشد حتی بحث هم نشد؟

امروز ما به نظرات فقهی بیشماری در موارد انتخابات لیست های کاندیداها احزاب سیاسی افراد نا شناخته و گروه های موجود نیاز داریم؟

ولی ظاهرا فقها عجله ای برای اظهار نظر ندارند؟

تاخیری که بیش از چهل سال است به درازا کشیده شده است.

اگرچه اکنون بارقه های امیدی از سوی بعضی از حوزه های علمیه به چشم می خورد ؟

اما نیاز بیش از این ها است.

  • حسین تاج احمدی