راهبرد نجات اقتصاد ایران

این وبلاگ تلاشی است برای مطرح کردن راه های توسعه اقتصادی به سبک ایرانی اسلامی

راهبرد نجات اقتصاد ایران

این وبلاگ تلاشی است برای مطرح کردن راه های توسعه اقتصادی به سبک ایرانی اسلامی

این وبلاگ تلاشی است برای مطرح کردن راه های توسعه اقتصادی به سبک ایرانی اسلامی

کلمات کلیدی

اقتصاد بدون نفت هم اکنون

هلندی سرگردان یا کشتی سرگردان

شوک درمانی اقتصاد

نقل و چاپ محتویات این وبلاگ با درج مبدا بلامانع است

طغیان فروپاشی اقتصادی

به کور می گوییم عین علی

آقای روحانی با کلید آمدید با "قفل مطلق" کشور می روید

"مختال فخور"

نه اصول گرایان ما اصول گرا هستند نه اصلاح طلبان اصلاح طلب

دومینو ورشکستگی زنجیره ای

کوتوله های سیاسی نه "کودکان سیاسی"

( فرهنگ لجبازی احمدی نژادی)

عدالت اقتصادی از اولین درخواست انقلاب اسلامی و انقلاب مشروطه بود

و گرنه همچنان درجا خواهیم زد

الحاق چهار وزارتخانه اقتصاد تجارت صنعت معدن به رهبری

آمریکا وجود دو ژاپن در آسیا تحمل نخواهد کرد

تا همچنان برای خودشان ماهی صید کنند؟

منافع ملی کیلو یی چند است

اندیشکده استراتژیک مطالعات

فاجعه فرو ریزی اقتصادی بوقوع خواهد افتد لطفا بر سر

تقسیم غنایم اینقدر نزاع نفر مایید ( غنیمت تقسیم وزارت خانه ها )

شده

خلاصه انقلاب هیچ اسلام هم قربانی سود جویان داخلی

امروز اعلام عفو عمومی کنیم

امام علی (ع) دشمنان خود را می بخشید دست به مصادره بابت مالیات نزد

تبلیغات کردید "ایران "همچون لیبی تسلیم شد

آن گربه بچه کوچک ( جغرافیای ایران) اکنون پلنگ بزرگی شده

زلزله آسمانی یا زمینی یا سیاسی بیرون بریزد

سیاست فرغون های موتور دار

جان ملت گروگان این دو کارخانه مونتاژ کرده ایم

بایگانی
  • ۰
  • ۰
من اعتقاد دارم اکنون این جنگ اقتصادی ایران با غرب و استکبار جهانی و آمریکا جنگ و نبرد نهایی است؟
در واقع این همان مادر جنگ ها است که از قبل هم به شکل های غیر متقارن ادامه داشته بازی تحریم بیش از سی سال است ادامه داشته و دارد.
اکنون آمریکا به جنگی بزرگ و تمام عیار به جنگ اقتصادی جدید با ایران آمده برای تمام کردن کار اینک  تجربیات جدید تر و نیروی بیشتر و کارشناسان بیشتر از فرماندهان نظامی ( فقط در میز ایران 450 کارشناس) تحریم های مالی بانکی کالایی ارزی دارویی روانی سیاسی اجتماعی و اقتصادی شدیدی را بر ایران تحمیل نموده است.
این پایان جمع بندی هیات حاکمه آمریکا است بر علیه ایران؟
این پایان جنگ و درگیری تمام عیار است شکست یا پیروزی در این جنگ آینده ایران آینده  منطقه و حتی آینده دنیا را روشن خواهد کرد. 
این پایان در گیری تمام عیار است اگر ایران از این جنگ اقتصادی جان سالم بدر برد؟
در آینده با درگیری کمتری روبرو خواهد بود شاید حتی در گیری نظامی هم کاهش شدیدی پیدا کند.
در واقع این جنگ جنگ فتح فتوح است برای دو طرف.
اگر ترامپ این جنگ را برنده شود استخوانهای محور مقاومت را خورد خواهد کرد .
ایران برای سالیان مدیدی در فقر محنت و بدبختی رها خواهد کرد مگر تسلیم صد در صد ایران به گونه ای سخت تر و بدتر از ژاپن در جنگ جهانی دوم.
اگر ایران برنده این بازی شود غرب باور خواهد کرد این قدرت جدید خاورمیانه با این چالش ها از بین نخواهد رفت و از نوعی مصونیت تاریخی و طولانی برخوردار خواهد شد.
تا سالها دیگر کسی مایل به درگیری و چالش با جمهوری اسلامی ایران نخواهد بود در واقع غرب مایل خواهد شد با این قدرت کنار بیاید حتی اروپا و خاور دور علاوه بر روسیه و چین مایل به همکاری اقتصادی بیشتر خواهند شد.
کشورهای عربستان و امارات هم کنار خواهند کشید حتی از آن سر خواهند افتاد تمایل به همکاری و کمک اقتصادی به ایران  را مطرح خواهند کرد تا نوعی ایران را نمک گیر کرده تا با آنها کاری نداشته باشد.
پس این بازی آخر است این جنگ همان مادر جنگ ها است بر خلاف دیگران که فکر می کنند جنگ آخر نظامی است من فکر می کنم این پهنه اقتصاد که خونین تر و مهیب تر از نبرد جنگی است پایان در گیری و سرنوشت خاورمیانه را رقم خواهد زد اگر ترامپ شکست بخورد هیچ رئیس جمهور دیگر آمریکا در آینده در گیر نخواهد شد .
به احتمال زیاد صلح و حتی شاید دوستی برقرار شود.
اما در این سمت جبهه داخلی ایران بی سواد ترین و بی اطلاع ترین دولت ممکنه اقتصادی بر سر کار است.
تمام بدنه کارشناسی دولت مطلق بی سواد اقتصادی است ؟
متاسفانه مجلس هم در پهنه بسیار بی سواد تر و بی پشتوانه است؟
جنگ ادامه دارد سیل هم بیش از بیش بر ضرر ایران عمل کرده .
دولت عاجز است حتی از برآورد ضرر و زیان سیل هر کدام یک مبلغی را عنوان می کنند که ناشی از همین بی سوادی است.
سازمان صلیب سرخ جهانی رسما اعلام کرد 2 میلیون نفر در ایران نیاز به کمک عاجل ( فوری )دارند.
این به مفهوم اینست که تمام این 2 میلیون نفر تمام هستی خود را در سیل از دست داده اند.
حالا حساب کنید که مناطق سیل زده ایران ده میلیون جمعیت داشته است .
حداقل خسارت هر شخص بیست هزار دلار حساب کنیم حداقل دویست میلیارد دلار خسارت مردم در این میان است حداقل همین حدود هم به زیر ساخت های کشور زیان وارد شده است.
در واقع سیل برای بیست سال آینده مناطق و مردم سیل زده را درگیر کرده است.
حالا دولت ابتر بی سواد بی بودجه چه می خواهد بکند با این مردم 
بعضی از بالاترین مقامات کشور دولت در باره اقتصاد طوری صحبت می کنند انگار کودک کلاس اول ابتدایی صحبت می کند . متاسفانه مرتب هم قول می دهد خسارات چیزی نیست جبران می شود ( مفهوم این حرف اینست که گوینده از خسارات و از جبران هیج بر آورد و اطلاعی ندارد)
فقط همین مدرک کافی است که بدانید گوینده در نادانی و بیسوادی مطلق به سر می برد یا مطلق دارد دروغ می گوید هر دو برای اثبات عدم کفایت کافی است.
این نیرو توان سوادی اطلاعاتی و عملیاتی برای این مادر جنگ ها را ندارد.
باید برکنار و جایگزین شود ( این اخطار من قبلا هم داده ام کسی به آن نمی خواهد فکر کند عمل کند و این خیلی خطرناک است ببینید اگر در واقعه سیل همان روزهای که کارشناسان اخطار می دادند
ما آماده باش اعلام کرده بودیم تعدادی کارشناس در هر شهر مامور دفاع و زدن خاکریز کرده بودیم اینقدر شکست داشتیم اینقدر خسارت داشتیم هرگز؟)
در این واقعه دولت بدون معرفت اقتصادی هم همین حکم صادق است اگر بعد از شکست بنشینیم بگویم اگر روحانی را برداشته بودیم و یک آدم اقتصادی در این جنگ فرمانده کرده بودیم اکنون پیروز بودیم دیگر دیر شده است؟
اما اکنون هنوز فرصت هست اگرچه خیلی دیر شده اما باز هم احتمال پیروزی هست.
  • حسین تاج احمدی
  • ۰
  • ۰

سیاست تهاجمی اقتصادی آمریکا هم چنان ادامه دارد هر روز هم وسعت و برنامه جدیدی به آن اضافه می شود تا آنجا که آقای سعد الله زارعی قرار گیری سپاه پاسداران در لیست تروریستی توسط آمریکا را یک حمله اقتصادی می داند.

این کینه ترامپ و بولتون و وزیر خارجه آمریکا تمامی ندارد هر روز مصاحبه هر روز تکرار سیاست تهاجمی اقتصادی تحقیر بیشتر ایران و اضافه شدن موارد جدید تحریم و افراد جدید ادامه دارد؟

در واقع بعد روانی و سرکوب رسانه ای آمریکا بسیار بیشتر از عملیات واقعی بر ایران اثر کرده؟

اما در طرف ما چه سیاستی اتخاذ شده  رئیس دولت ایران یا در حال استراحت تشریف دارند یا در استخر یا در مسافرت کیش یا در منزل هستند .

در واقع بطور کلی ایشان در عمل تسلیم شده اند بدون قید و شرط ؟ سخنرانی می کنند اما هیچ کار عملی ظرف یک سال گذشته انجام نشده است هیچ لایحه ای به مجلس فرستاده نشده هیچ راه 

حل عملیاتی برای مقابله با تهاجم اقتصادی آمریکا از طرف دولت روحانی اتخاذ نشده

هیچ برنامه ای برای آینده هم اعلام نشده یک سری مصاحبه های غیر عملی شده اما بی فایده و بی ثمر در واقع دولت هیچ برنامه ای ندارد؟

وزیران کمی تلاش می کنند اما هیچ ثمری ندارد؟

طرف همچنان پیشروی می کند. دولت هم چنان در سکوت و بی عملی به سر می برد؟

نتیجه روز به روز کشور ضعیف تر و اقتصاد کوچکتر خواهد شد.

این ضعیف شدن کشور را در دنیا تضعیف خواهد کرد حتی کشورهای هم پیمان ما هم یک شریک ضعیف نمی خواهند

بدیهی است روسیه هم پیمان اگر همچنان شاهد ایرانی ضعیف تر با اقتصاد کوچکتر باشد با طرفهای دیگر وارد مذاکره و به پیمانهای خود با ایران بی اعتنا خواهد شد.

سیل هم با تخریب گسترده و ضرر زیان عظیم موجبات تضعیف بیشتر را فراهم کرده؟

دولت در کما بود اینک زانو هم زده است 

این بی برنامگی و سستی عواقب وخیمی به دنبال دارد.

آقای رئیس جمهور این سمت برای کار کردن است نه برای قیافه گرفتن .

مملکت را آب برد شما هنوز در خوابی ؟

بدون شک تمام تحریم ها و سیل نیاز به دفاع و بودجه دارند نیاز به لایحه و طرح دارند 

نیاز به برنامه جدید دارند نه مجلس نه دولت هیچ کدام طرح ندارند برنامه ندارند؟

یک مرغداری کوچک یک واحد تولیدی کوچک وقتی به چنین بحرانی می خورند بلافاصله اقدامات اولیه برنامه پیشگیری و ترمیم به مرحله اجراء می گذارند.

اما کشور بی صاحب رها شده؟

نکند عمدی در کار هست حتما هست برنامه تسلیم کردن مردم است تسلیم کردن به شرایط فقر بی نانی بی بودجه ای بعد هم بهانه آوردن شرایط نگذاشت رقبا نگذاشتند؟

این شده رسم در جمهوری اسلامی ایران 

جمع کنید این برنامه را اگر نمی توانید کار کنید رو راست مردم و رهبر انقلاب را در جریان بگذارید؟

این اشکال وجود دارد چرا چاره ای برای آن اندیشه نمی شود؟

آیا سرنوشت کشور به حوادث و حرکات دشمن سپرده شده است؟

بگویید تا تکلیف خودمان را بدانیم این مطلب جناحی نیست طرف مقابل هم در سرنوشت مشابه در سال 1390 تا 1392 دقیقا همین بی برنامگی و بی عکس العملی را انجام داد.

وقت آن رسیده دولت ها بدانند بی کاری بی برنامگی سقوط را به دنبال دارد.

نه سقوط جمهوری اسلامی سقوط دولت بی برنامه بی عمل؟

خیانت دولا دولا نمی شود خیانت علنی است قابل کتمان نیست.

چه چیزی غیر از خیانت در جریان است ؟

تسلیم 500 میلیون نفر در جبهه مقاومت اسمش چیست؟

یا اصلاح طلبان بی برنامه کشور تسلیم کنند یا اصول گرایان تند رو همچون شریعتمداری ( کیهان ) کشور به سمت جنگ سوق دهند ( پیشنهاد به صفر رساندن صدور نفت عربستان)

نتیجه هر دو یکی است هر دو احمقانه است هردو منجر به خیانت می شود.

آری می شود برای عبور از تنگه هرمز عوارض عبور گرفت اما بستن مقوله دیگری است اتخاذ آن در غیر موقع جنگ احمقانه است.

وقت آن رسیده است تا با یک بلوغ فکری کامل تدابیری برای رهایی از مشکلات کشور اقدام کرد.

هر گونه سستی کشور را در آستانه بحران قرار خواهد داد.

بلاشک وقتی مردم پنج استان کشور از سیل رهایی یابند سراغ در خواست ها و دولت خواهند آمد؟

سیل درخواست کمک و ساخت خانه خواهد رسید؟

دولتی که از عهده ساخت بیست پنج هزار خانه زلزله زده سرپل ذهاب بر نیامد با یک میلیون خانه آسیب دیده چه می کند؟

 


  • حسین تاج احمدی
  • ۰
  • ۰

تحمیل واژه تروریست به جامعه و سیاست آمریکا برای سپاه پاسداران در واقع اعلام جنگ شخصی ترامپ و تند روان دولت آمریکا است.

چرا تحمیل چون دو مجلس آمریکا پنتاگون و ارتش آمریکا به تروریستی بودن سپاه عقیده ای ندارند.

در واقع یاغیگری ترامپ آمریکا را به سمتی سوق خواهد داد که آینده آن معلوم نیست؟

عکس العمل نخبگان و سیاست مداران آمریکایی و مردم عادی و کل جامعه آمریکا مشخص نیست .

اگر چه نوعا آمریکایی ها اهل مطالعه نیستند لذا امکان تند تر شدن و اعاده خشونت در رفتار مردم عادی و جامعه آمریکایی دور از انتظار نخواهد بود.

سوق دادن جامعه فقر زده و رکود زده آمریکا به سیاست خارجی و نا کامی ترامپ برای درست کردن اقتصاد الزامی برای رد گم کردن است.

دشمن تراشی نشان دادن هدف غیر واقعی تلاشی برای گریز از شکست است.

ترامپ از شکست از برکناری ترسیده است در واقع به احتمال زیاد کنگره و مخالفان او را به گوشه رینگ خواهند برد.

پس برای دفاع ترامپ ترجیح می دهد جنگ روانی سیاسی و حتی جنگ واقعی راه بیندازد.

در واقع این اعلام تروریست بودن سپاه نتیجه شکست داخلی ترامپ است.

اما نتایج آن برای ایران مشکلات اقتصادی بیشتر برای آمریکا ده برابر ایران خسارت خواهد داشت.

اگر خسارات فقط مادی باشد باز آمریکا بیشتر از ایران ضرر خواهد کرد.

اما یک نکته محرز است با این تصمیم آمریکا خروج کامل نیروهای آمریکایی از خاورمیانه رقم زد.

در واقع هیچ آمریکایی در خاورمیانه امنیت نخواهد داشت.

سرباز تلقی نخواهد شد شهر وند معمولی تلقی نخواهد شد.همینطور امنیت از کشتی ها و هواپیما های آمریکایی هم رخت خواهد بست.

در واقع رفت آمد به خاورمیانه محدود تر خواهد شد.

این به مفهوم اقتصاد کوچکتر فروش کمتر و محدودیت بیشتر برای آمریکا و اقتصاد جهانی خواهد بود .

این به مفهوم رکود اقتصادی بیشتر برای آمریکا و هم پیمانان آمریکا خواهد بود.

این به معنای رخت بستن امنیت از خلیج فارس هم خواهد بود.

در واقع کل جریان اقتصاد آزاد در خاورمیانه به خطر خواهد افتاد؟

مغز ترامپ کوچکتر و شعور او کمتر از این است که عواقب کار خود را درک کند بفهمد.

لذا می خواهد با زور این مشکلات آینده را رفع کند.

این نتیجه قطعی چنین اقدام نسنجیده است.

این بازی با حماقت شروع شد اما در واقع اعلام جنگ به سپاه پاسداران ایران است.

لزوما این جنگ به معنای در گیری نظامی مستقیم نیست.

اما محرز این اقدام موجب تشدید نا امنی در خلیج فارس و منطقه خواهد شد.

این عربهای جنوب خلیج فارس که اکنون برای ترامپ دست می زنند و هورا می کشند وقتی اوضاع وخیم می شود زیر میزی به ایران پیغام می دهند با ما کاری نداشته باش پول و هر چه بخواهی به تو می دهیم .

این حرکت قبلا انجام شده حتی اسرائیل از طریق روسیه و اتحادیه اروپا بارها به ایران پیغام داده ؟

در واقع آقای ترامپ زیاد روی تشویق این دو حساب نباید باز کند.

اما او اکنون شروع کرده لجباز تر از آن است که به زودی عقب بکشد.

اما عواقب این اقدام آمریکا برای ایران اقتصاد محدود تر و احتمالا اقتصاد جنگی خواهد بود.

لذا دولت ایران باید بسیار سریع تدابیر جدید اتخاذ کند؟

با این دولت بی تصمیم و دیر تصمیم روحانی چالش اقتصادی ایران وخیم تر خواهد شد.

اقتصادی که سیل آن را ضعیف تر و شکننده تر کرده.

اگرچه این به مفهوم قدرت یافتن  مخالفان شدید غرب در ایران خواهد بود در تسلسلی که پایان آن مشخص نیست؟

لذا آمریکا نتایج مورد نظر را از این بازی نخواهد گرفت بلکه باید منتظر عواقب وخیم اقدام ترامپ باشد.   

  • حسین تاج احمدی
  • ۰
  • ۰

پس از انتشار مطلب 279 در باره 200 میلیارد دلار خسارت سیل در خوزستان و لرستان و گلستان تعداد زیادی تایید و تکذیب داشتم کم نبود دوستانی که درخواست کرده بودند خوب راه حل چیست؟

سوانح طبیعی با تمام خسارات و تلفات این نتیجه را دارند که انسان ها را به تلاش و مقابله وامی دارند.

این همه خسارت اگر نگوییم غیر قابل جبران است جبران آن بسیار سخت  طولانی و مشکل است.

اما قدری ظریف بینی و نکته سنجی و اعتدال صبوری می تواند ما را به راهی منطقی سوق دهد.

در این مسیر نباید افراط و تفریط کرد باید یک روش منطقی منصفانه و میسر انتخاب ادامه داد.

لذا پیشنهاد مالیات سیل به شیوه زیر مطرح می کنم.

امید دارم پیراهن پاره کنندگان سینه چاک و تفریط کنندگان مشهور افراطیون و تفریط کنان مجلس دولت این پیشنهاد از مبنا و اصول خود منحرف نکنند ؟

بگذارند در یک جمع تصمیم گیری آرام و منطقی به تصویب و به اجراء برسد.

نه از این پیشنهاد کیسه درآمد برای خود یا کسری های دیگر بدوزند نه مبلغ آن را چنان افزایش دهند ( مانند مالیات ارزش افزوده)    خلاف ایده و طرح اولیه عمل کند و در عمل خلاف منافع ملی عمل کند؟

پیشنهاد مردم کمک کنند هم زیاد عملی نیست این کار نیاز به چارچوب و اصول دارد نیاز به مشارکت کم و همگانی دارد.

در عین حال یک درآمد مستمر و مکفی برای بازسازی ایجاد کند بدون اینکه قشر یا صنف خاصی را زیر فشار قرار دهد و در عمل مانع برای رشد و اقتصاد کشور ایجاد نکند.

همین طور کم عاقلانه منصفانه امکان پذیر و همگانی باشد.

اما اصل پیشنهاد.

مالیات سالیانه یک پنج هزارم ارزش املاک مسکونی ( ارزش روز ) برای جبران و ساخت مناطق سیل زده.

در کشور بیش از 22 میلیون آپارتمان و خانه مسکونی داریم قیمت این خانه ها و آپارتمان ها بین 40 میلیون تا 40 میلیارد تومان است.

اگرچه اکثریت و بیشترین رنج قیمتی بین 100 میلیون تا یک میلیارد تومان می باشد.

از این بیست دو میلیون خانه حدود پنج میلیون آن خانه روستایی است این پنج میلیون خانه را از مالیات سیل معاف می کنیم چون نیاز داریم روستاها گسترش یابند بیشتر آباد شوند و همین طور کم هزینه برای روستا نشینان کم هزینه باقی بماند.

حالا یک آپارتمان صد میلیونی در سال باید یک قسمت از پنج هزارم ارزش ملک خود را به عنوان مالیات سیل پرداخت کند 

این مبلغ  برای این آپارتمان در سال فقط بیست هزار تومان خواهد بود برای آپارتمان یک میلیاردی فقط 200 هزار تومان

این مبلغ مالیات هم امکان پذیر و هم قابل وصول است .

اما مبلغ جمع شده حداقل با احتساب 17 میلیون مشمول معادل 3400 میلیارد تومان خواهد

این مبلغ حداقل سالیانه می تواند موتور باز سازی را روشن کند چون مستمر است قابلیت برنامه ریزی  دارد این شروع خوبی خواهد بود.

اما املاک تجاری و اداری هم مشمول این مالیات خواهند بود لذا با توجه به ارزش بالای این املاک این درآمد به سه برابر افزایش خواهد یافت.

ولی املاک تولیدی و کشاورزی از این مالیات معاف هستند چون باید این دو ممر تولید کشور از افزایش هزینه ها معاف باقی بمانند.

باشد که بهانه بر آقایان بی برنامه و طرح لایحه تمام شود.   

  • حسین تاج احمدی
  • ۰
  • ۰

شدت سیل با سانسور تلفات و خسارت کمتر نخواهد شد آمار  کشته ها و پهنای وسعت شهرهای زیر آب رفته را باید از خبرگزاری های خارجی پی گیری کرد؟

متاسفانه شدت بحران سیل نه تنها دولت و صدا و سیما را با خود برده است بلکه مدیریت کشور را با خود دارد می برد؟

این سیل حادثه کوچکی در گلستان یا لرستان و خوزستان نیست ؟

این سیل به وسعت بیست شهر بزرگ و 100 شهر کوچک و 2000 روستا است این خسارت حداقل بالغ بر 200 میلیارد دلار است.

این سیل بسیار بیشتر از حجم خود زیان وارد کرده است.

علت این خسارت بیشتر را در خاکستر نشینی مردم خارج از مرکز باید جستجو کرد؟

در واقع بهره های بانکی بالای 30 در صد قبلا همانند سیل تمام مردم این مناطق را خاکستر نشین کرده بود.

سیل بهانه است تمام شهرهای خارج از مرکز ایران همانند طبس که گلی و ناپایدار بود در سوانح طبیعی بسیار آسیب پذیر و نا مطمئن هستند.

تقریبا بیش از نود در صد خانه ها از مصالح قدیمی غیر مهندسی و ارزان ساخته شده اند؟

گرانی مصالح گرانی سود بانکی قبلا شهر ها را خاک نشین کرده است؟

در واقع بهره بانکی بیش از سیل خانه ایرانی ها را ویران کرده اگر عاقلان اقرار کنند.

راه برای پیدا کردن چاره کار ساز خواهد شد؟

اقتصاد نا پویا و زانو زده در شهرهای ایران کار خودش را کرده است.

آنچه سیل بیرون ریخت فقر بود ناپایداری بود نا هماهنگی بود .

200 میلیارد دلار خسارت به اقتصاد ایران اقتصاد بحران زده تحریم زده و رکود دولت روحانی زده قابل جبران نیست؟

این مدیریت فعلی کشور غیر از چاپ اسکناس و استقراض فشار مالیاتی ( همان کاری که تا کنون کرده) راه حلی ندارد؟

لذا تبعات سیاسی چنین سیلی بسیار سنگین خواهد بود .

حداقل امر این سیل با خود دولت روحانی را خواهد برد؟

شاید هم بسیار سنگین تر از دولت روحانی را نیز با خود ببرد.

هم اکنون باید برای جبران و تدارک مدیریت خسارت سیل و تحرک اقتصادی باید چاره ای اندیشید .

این تفکر و ایده در دولت نیست لذا همانند سیل دولت روحانی غافلگیر خواهد شد ؟

اگر به امید روحانی بنشینید سیل با خود دولت شاید حکومت و شاید حاکمیت را نیز ببرد؟ 


  • حسین تاج احمدی
  • ۰
  • ۰

دولت نشان داد که آخرین کمک برای مقابله با سیل است متاسفانه بعضی مسئولان فقط جلوی دوربین شو اجراء می کنند ؟

از سپاه و بسیج ارتش باید تشکر کرد با وجود حمایت همه جانبه با وجود کمبود بودجه بهتر از دولت ظاهر شدند.

حتی نیروهای هلال احمر بخصوص در رده های پایین و داو طلبان بسیار تلاش گر ظاهر شدند.

اما دولت نتوانست انسجام و تدارکات عملیاتی به اجراء بگذارد؟

اما یک نکته فراموش شده حرکت مردمی شهرهای تحت محاصره و خطر است.

باید نیروهای محلی با تشکیل گروه های امدادی با تهیه گونی و کیسه خالی و پر کردن آنها و تشکیل خاکریز مانع ورود سیل به شهر شوند.

شهری مانند پل دختر بیش از 76 هزار نفر جمعیت داشت یک چهارم این جمعیت عملیاتی است یعنی 18 هزار نفر این 18 هزار حتی با دست خالی قادر بودند 180 هزار کیسه شن پر کرده و در مقابل سیل خاکریز ایجاد کنند.

این خاکریز حتی می تواند دور تا دور شهر را پوشش دهد؟

این تجربه بشری است در بسیاری از مواقع از آن استفاده شده است.

من هم اکنون به تمام شهرهای در معرض خطر توصیه می کنم با تشکیل نیروهای داوطلب مردمی و بسیج امکانات مردمی نظیر تراکتور بیل و غیره دست به ایجاد سیل بند بزنند.

همان کاری که از دست نیروهای دولتی ساخته نیست .

بی شک هفته آینده از شنبه باز هم بارش سنگین خواهیم داشت امید است خود مردم به فکر خود باشند به امید دولت ننشینید که جزء حسرت و پشیمانی حاصلی ندارد؟

آب گرفتگی منازل مسکونی در ایران به علت استفاده از مصالح نامناسب به معنایی تخریب کامل بنا است.

حتی اگر قادر هستید دور خانه خودتان را با گونی شن آب بندی کنید.

گونی های شن اگر از پنج عدد بیشتر روی هم چیده شوند نیاز به چند گونی پشتی بابت تکیه گاه دارند.

امید است دیگر شهر دیگری زیر آب گرفتگی قرار نگیرد.

  • حسین تاج احمدی
  • ۰
  • ۰

نمی خواستم این مطلب را به تحریر در آورم مایل نبودم صفحه ای را بگشایم که سر شار از رنج محنت و نیستی بوده و هنوز هم هست.

اما برای از خواب بیدار کردن خیلی ها نیاز است این واقعیت را به رشته تحریر و اقرار در آورم ناگزیرم؟

می گویند با شلیک توپهای روسی در گنجه و ایروان مردم ایران با رشد صنعتی و اقتصادی اروپا آشنا شد بیدار شد.

اولین دور شکست ایران در دو دوره جنگهای ایران روس با ریشه اقتصادی به پایان رسید.

دور دوم جنگهای ایران روس هم با کسری وحشتناک بودجه و نرسیدن به موقع ارزاق و مهمات به نفع روس ها به پایان رسید .

در واقع شکست قاجار به علت شکست اقتصادی بود بلاشک یک اقتصاد دان ایرانی می توانست از فاجعه شکست های مکرر تاریخی ایران جلوگیری کند؟

اما پادشاهان بی لیاقت قاجار قادر نبودند آدمی با هوش تر از خود را بر مسند وزارت و قائم مقامی بگمارند.

حتما آدمی کم هوش تر و ضعیف تر از خود را انتخاب می کردند؟

رمز قتل امیر کبیر هم در همین نکته نهفته بود.

قبول تمام عهد نامه های ترکمن چای و به قول من شکست نامه های قاجاری به علت ضعف در اقتصاد بود.

حتی ریشه سقوط قاجار و رضا شاه هم اقتصادی بود؟

در واقع اشغال ایران در شهریور 1320 هم نتیجه شکست اقتصادی بود.

دولت های قاجار با کسر بودجه و عدم برنامه ریزی اقتصادی روبرو بودند همواره در صدد استقراض بودند این رویه به دوران پهلوی هم سرایت کرده بود اگرچه درآمد نفت به داد پهلوی رسید؟

کاش هرگز این نفت در ایران نبود.

تمامی دولتهای ایران در 150 سال اخیر به غیر از چند سال ناقابل مشکل اقتصادی وخیم داشته اند.

سقوط مصدق هم نتیجه شکست اقتصاد بود بی تردید مصدق در اقتصاد شکست خورده بود عدم فروش نفت ( به قول دکتر معتضد ) نبود کشتیرانی ملی نفت کش و توطئه آمریکا انگلیس عامل تسلیم مصدق بود بی شک مصدق خود تسلیم شرایط شد و برای وخیم تر نشدن اوضاع اقتصادی مردم ساکت شد.

دو دوره قحطی جنگ جهانی اول و دوم در ایران نیز با توطئه انگلیس و شکست اقتصادی در ایران همراه بود. ( نگاهی به فیلم یتیم خانه ایران این قسمت روشنتر و عریانتر خواهد کرد)

کشته شدن بیش از بیست میلیون انسان در ایران نتیجه این دو قحطی ( حداقل تلفات) بود.

در واقع ما در جنگهای 150 سال گذشته شکست نخورده ایم تمام تلفات ما در جنگ با روسیه عثمانی با انگلیس و متفقین به بیست هزار نفر نمی رسد نگاهی به دور اول پیروزی های قوای ایرانی با روس ها نشان از گزاره دارد با سلاحهای قدیمی تر فرمانده هان نظامی چنان شکستی بر روس ها وارد کردند که بسیاری از آنان به صدها کیلومتر عقب تر گریختند.

در واقع غرب با تمام قوا از انسجام مالی و مالیاتی در ایران جلو گیری می کرد و می کند.

آثار این حرکت در تمامی سالهای گذشته جا به جای تاریخ مشهود است؟

در جریان مستشاران اتریش آلمانی مالیاتی کشور در جریان امیر کبیر در جریان اخراج مورگان شوستر و مخالفت صریح انگلیس و روسیه حتی سی سال بعد در جریان آرتور میلسپو کاملا نشان از این داشت 

که انگلیس از سر سامان گرفتن اقتصاد ایران هراس داشت هنوز هم دارد. 

اگر بگویم امروز یک فرمانده اقتصادی به بیش از هزار سرتیپ و سرلشگر شجاع و درس خوانده می ارزد بی گزافه نگفته ام ( نمی خواهم ارزش کار فرمانده هان نظامی را پایین بیاورم شجاعت و حتی شهادت بعضی از آنان با هیچ معیاری قابل اندازه گیری نیست )

اما اهمیت اقتصاد اکنون از هزار فرمانده نظامی و صد لشگر رزمی آماده با تمام تجهیزات بیشتر است؟

دنیای امروز دنیای دیگری است سلاحها فقط تفنگ ها و توپها و هواپیمایی جنگنده نیست.

حتی استراتژی جنگی بدون پشتوانه اقتصادی و پوشش مالی بی نتیجه است.

امروز سلاح اقتصاد کشنده تر و بدتر از سلاحهای مخوف  جنگی است.

مگر شوروی سابق نیروی نظامی و فرمانده نظامی کم داشت آیا می دانید تعداد فرمانده هان شوروی بیش از تمام اروپا بود وقتی سقوط کرد.

فقط 26 هزار فرمانده رسمی در شوروی وجود داشت ( درجات بالاتر از سرهنگ تمام ).دو میلیون هفتصد هزار سرباز و دو میلیون هفتصد هزار عضو رسمی نیروی آماده داشت جمعا 5400000 هزار نفر.

متاسفانه قبول قطعنامه 598 هم برای جلوگیری از شکست اقتصادی بود هم مصاحبه آقای هاشمی رفسنجانی هم نامه مسعود روغنی زنجانی موجود است و نیاز به بحث نیست.

اگر چه بعضی هنوز در خوابند بعضی هم اصرار دارند به خوان یغما بودجه دسترسی پیدا کنند تا خوب بهره مند شوند و قبول مشکل اقتصادی برای ایجاد محدودیت نمی پذیرند؟

قبول تمام قرار دادهای خفت بار در 150 سال گذشته نتیجه همین شکست اقتصادی بوده است ؟

قبول برجام هم نتیجه شکست اقتصادی بود هر کس قبول نمی کند مشکل دارد؟

اگر یک فرمانده اقتصادی با اختیارات تمام منصوب یا منتخب نشود دور شکست های اسبق امکان پذیر است.

آنان که نمی خواهند وخامت اوضاع را به پذیرند در واقع خیانت می کنند به نفع دشمن .

اصلا کسانی که درک موقعیت را ندارند شایسته ادامه خدمت نیستند.

اگر یک روز مجبور بودیم مستشار مالی مالیاتی داشته باشیم امروز مجبور نیستیم 

من قول می دهم یک نظم عالی با استفاده از قانون اسلامی و مالیات کم سرتاسر کشور را می شود قوام اقتصادی بخشید حتی اکنون که در تحریم و مشکلات هستیم.

به شرطی که حاکمیت باور کند مشکل اقتصادی وخیم وجود دارد و دولت و مجلس قادر به حل آن نیستند.

اکنون وقت دخالت رهبری برای خاتمه دادن به بی انضباطی اقتصادی است.

اکنون وقت استفاده از بند دهم قانون اساسی است.

مگر نه اینکه این بند قانون اساسی برای مواقع حساس و مواقع خطر تعبیه شده است.

چرا از آن استفاده نکنیم این خشاب ذخیره حکومت جمهوری اسلامی ایران است اکنون باید استفاده شود شلیک شود .

هر گونه تعلل در استفاده از آن خسارت بار است حتی خسارت نیستی؟ 

  

  • حسین تاج احمدی
  • ۰
  • ۰

تغییرات سیاسی و اقتصادی 20 سال اخیر دنیا و بخصوص تغییرات  سیاسی جبهه بندی و بلوک های اقتصادی  و از همه مهمتر  بحرانهای مالی پی در پی  که غرب را در هم نوردید.

و پیامد های شوم آن برای اقتصاد جهانی بخصوص برای اقتصاد ایران بر کسی پوشیده نیست.

اقتصاد بزرگترین کشور غرب ( آمریکا ) دچار نقصان های جدی و کسری بودجه کلان و مشکوک به ورشکستگی شده و خواهد شد یا حداقل تلاطمات متولی و پی در پی آتی جزء لاینفک ان خواهد بود.

بدیهی نا پرهیزی سیاسی و نظامی یکی از عوامل این تغییرات بوده اند. که خارج  از بحث ما است.

اکنون دیگر اقتصاد نفتی محلی از اعراب ندارد؟ حتی اگر حکومت شاهنشاهی ایران ادامه یافته بود و ما یکی از کشورهای اقماری آمریکا بودیم باز هم اکنون اقتصاد نفتی برای ایران بیش از بیست سال است خاتمه یافته بود.

در واقع غفلت جمهوری اسلامی در زمینه اقتصاد باعث مشکلات بغرنج کنونی شده است.

در هر حال تغییرات اقتصادی برای ایران مشکلات خواهد داشت بلاشک.

ما نیاز داریم از یک اقتصاد نفتی و وارداتی به یک اقتصاد تولیدی و کشاورزی خود پایه تغییر رویه دهیم.

با دلارهای نفتی یک جامعه تنبل و واسطه گیر و دلالی و وارداتی دیگر نمی توان جامعه را اداره کرد.

این جراحی باید سالها پیش انجام می شد هرچه تاخیر بیشتر جراحی سنگین تر و طومار سرطانی بزرگتر و عمل مخاطره آمیز تر سخت تر خواهد بود.

از چشم انداز پیدا برای سالهای آینده هم نفت دیگر برای ایران نمی تواند تکیه گاه مطلوبی باشد.

در واقع این گاو شیر ده برای سیاست مداران و کیسه دوزان ایرانی دیگر منبع درآمد نیست.

بزرگترین خریدار بازار نفت اکنون خود فروشنده است اکنون خود محتاج تر از هر کشور نفت فروش دیگر است .

اعتقاد دارند باید نفت خود را استخراج کنند به هر قیمتی بفروشند به هر قیمتی این پیام مستقیم و غیر مستقیم ترامپ است به هر "قیمتی" 

اگرچه بازار نفت مخاطرات دیگری هم دارد انرژی های نو و نیروگاههای خورشیدی و اقتصاد در حال افول جهانی به هر حال بازی برای ایران محدود شده و محدود تر هم خواهد شد.

پس تغییر الزامی است .

برای تغییر باید نگاه قانون گذار تغییر کند در واقع باید تولید کشاورزی و تولید صنعتی در ایران مقرون به صرفه باشد.

یعنی دریافت مالیات از تولید و کشاورزی و محیط کار باید متوقف شود نه فقط متوقف بلکه باید سوبسید و ارفاق هم داده شود تسهیل کار به معنی مطلق یعنی مکان کار و تولید به قدری مقدس شمرده شود که هیچ مزاحمت توقف و مخالفتی قانونا متوقف شود.

نظیر پلمپ مکان کسب که قانونا بسیار سخت حتی غیر ممکن است.

منظور از مالیات هر گونه وجه بیمه تامین اجتماعی عوارض شهر شهرداری ده داری مالیات دولت را شامل می شود طبق تعریف اتحادیه اروپا هر وجهی را شامل می شود.

قانون تامین اجتماعی به شکل فعلی باید متوقف شود اکنون این بیمه خود معادل یک ماه حقوق برای کارفرما هزینه ایجاد می کند خود مانع بزرگی برای شروع به کار است.

 قوانین گمرک باید تغییر کند نگاه به ورود کالا برای تنظیم بازار و غیره توقف قانونی می طلبد.

در واقع دولت برای سی سال ورود کالا را متوقف کند تا سرمایه گذار اطمینان کند برای سرمایه گذاری.

حتی زمان شاه هم ورود البسه دوخته شده ممنوع بود گاهی برای یک کت و شلوار دوخته شده در خارج تا 1800 درصد هزینه گمرکی بسته شده بود تا کسی بدنبال ورود آن نباشد تا در داخل دوخته شود.

در واقع باید کنترل کامل گمرکی برقرار شود تمام مرزها با سیم خاردار و موانع پوشش داده شود.

هر کالای فقط از طریق قانونی اجازه ورود و ترخیص داشته باشد تا تولید داخل بیمه گردد.

شکی نیست با شرایط فعلی جهان تولید هر کالایی در ایران گرانتر از تولید خارجی آن تمام می شود به علت کم کاری عدم بهره وری نیروی کار و حمایت دولت از کم کاری و عادت ایرانی ها به تن پروری.

دولت غیر فعال بزرگ بدون بهره وری اقتصاد واسطه ای قوانین عهد دقیانوس تفکر کمونیستی در کار تفکر لیبرالی در دولت و سرمایه بازار همه دست به دست هم زده یک ملغمه شله قلم کار شیر گاو پلنگ درست کرده که نه بار می برد نه شیرش را می شود خورد.

خانه تکانی از اقتصاد نفتی از مالیات تولید از نمادهای کار الزامی است اگر ما او را بیرون نیندازیم او ما را بیرون خواهد انداخت حیاتی وگرنه فردا خیلی دیر است؟

در فلسفه خانه تکانی ایران هم هر گونه نا پاکی زشتی اشغال و کثافت باید بیرون ریخته شود چه کثافت بیرون ( خانه اموال اثاث ) و کثافت درون ( کجی دروغ کینه نفرت ) . اگر ما این ها را بیرون نیندازیم آنها ما را بیرون می اندازند ( به بیمارستان تیمارستان یا قبرستان)

منظور از فردا سال آینده نیست ماه آینده هم نیست دو هفته دیگر هم نیست بلکه فردا 27 اسفند 97 هم دیر است؟ 


  • حسین تاج احمدی
  • ۰
  • ۰

در راهبرد قبلی اشاره کردم که آقای روحانی دیگر وقتی برای اتلاف ندارد؟

این گزاره برای عده ای به مفهوم خط و نشان کشیدن برای دولت تلقی شد در حالیکه اینگونه نیست این جریان طبیعی کاستی های گذشته است که پایان اقدامات بی پایه دولت را می طلبد.

شاید هم پایان دولت را رقم میزند؟

در سال 97 اقتصاد ایران در یک سقوط آزاد بیش از دو سوم مزیت خود را از دست داد.

سقوط قیمت ریال به یک سوم پایین آمدن قدرت خرید عامه مردم شرایط را برای سال 98 بسیار شکننده خواهد کرد.

سال 98 سال تورم سال پایین آمدن قدرت خرید سال کمبود بودجه و سال رکود اقتصادی سال افزایش بیکاری است؟

در حالیکه دولت همانند شش سال گذشته برنامه ای ندارد؟

اوج این فشار اقتصادی در بهار سال آینده خواهد بود اکنون که عید نزدیک است همه در فکر عید گذران تعطیلات هستند فقرا در فکر تهیه حداقل ها ثروتمندان در تهیه مسافرت و غیره

اما در پایان فروردین وضع به گونه دیگری است افزایش نرخها کمبود میوه و سیفی جات (گدا بهار)

فشار را بر مردم دو چندان خواهد کرد در واقع 100 روز آینده برای روحانی بسیار سرنوشت ساز است

اگر دولت نتواند برای سال آینده تدارکات تخفیف دهنده ای را فراهم کند سقوط  روحانی دور از ذهن نخواهد بود؟

اصلا این تنزل اقتصادی چنان دولت را در منگنه گذاشته که برای گذران امور عادی کشور هم مشکل دارد چه رسد به جبران مافات یا برنامه برای آینده؟

اولین اولویت دولت باید حفظ اشتغال و کمک به کنشگران اقتصادی باشد باید به تولید کنندگان داخلی کمک فکری مالی و معافیت های تعرفه ای بیشتر عطا کرد.

در حالیکه شواهد حاکی از افزایش پایه مالیاتی افزایش تعرفه گمرکی و افزایش عوارض شهرک های صنعتی دارد.

حتی دولت در پایان سال 97 دست به لغو توافق های مالیاتی که با افزایش ده درصدی نسبت به سال 95 برای سال 96 تصویب شده بود زد خلف وعده و حتی بالاتر خیانت در امانت.

لذا توافق ها را نادیده گرفته مجددا افزایش پایه مالیاتی برای سال 96 در برنامه گذاشته است.

این خیانت نابخشودنی است چون بخش خصوصی چگونه به توافق های دولت در آینده اطمینان کند؟ 

دولت ناخواسته کمر به قتل مجروحان جنگ اقتصادی زده است.

کمبود بودجه دولت را به فشار مالیاتی و گمرکی تشویق کرده است.

در حالیکه واحد های تولیدی و خدماتی با رکود اقتصادی با افزایش حقوق و کمبود سرمایه ناشی از افزایش مواد اولیه روبرو هستند لذا اقدام دولت باعث فرو ریختن تعداد بیشتری خواهد شد.

آمار بسته شدن واحد های اقتصادی هر روز در حال افزایش است اما دولت فقط به تراز های پرداختی خود فکر می کند بس؟

باید واحدهای اقتصادی را با حذف مالیات افزایشی حذف یا کم کردن عوارض ورود دستگاه های تولیدی و ابزار تولید و حتی بخشودگی یا تعلیق مالیات به حیات بیشتر ترغیب کرد.

باید افزایش واگذاری زمین ( حتی واگذاری رایگان در استانهای مرزی ) برای ساخت کارخانه و کارگاه داشت باید با بخشودگی عوارض ساخت کارخانه و عوارض شهرداری ها ( به شرط شروع ساخت در سال 98 ) ترغیب کرد.

باید ورود و ساخت لوازم کار را تسریع و ترغیب کرد.متاسفانه آمار نشان می دهد ابزار کار و لوازم تولید بیشترین افزایش قیمت و بیشترین مشکلات در ورود دارند

در واقع خرید ابزار کار و ماشین های تولیدی غیر ممکن شده است در حالیکه قیمت های عموما تا سه برابر افزایش نرخ داشته اند 

قیمت ابزار و قطعات یدکی تا ده برابر افزایش نرخ تجربه می کنند.

باید برای حفظ کارگاه های موجود و حتی ساخت کارگاه های جدید مقررات بسیار ساده و  ارزان طرحی و ابداع کرد این اولویت فراموش شده دولت بوده و هست. 

دومین اولویت کشور فرو ریختن قدرت خرید کارگران و کارمندان است تلاش برای جبران این کاستی نیاز به درایت  و نکته سنجی دارد ( که در دولت نیست)

اکنون که بیشترین افزایش نرخ در مواد غذایی بخصوص در پروتئین حیوانی داریم 

بیشترین کمک دولت باید در حفظ قیمت پایین مواد غذایی باید باشد حتی توزیع یارانه غذایی.

در واقع کمک به تغذیه آحاد مردم بالا بردن قدرت خرید است.

تسهیل مقررات برای افزایش تولید ( مواد غذایی و پروتئین ) گوشت مرغ و گوسفند و شیر لبنیات و تسهیل واگذاری مجوز ها و حتی تسهیلات بانکی می تواند به منزله آب ریختن بر آتش باشد.

متاسفانه اخبار حاکی از  افزایش هزینه رسمی ( حتی غیر رسمی زیر میزی ) گرفتن مجوز و طولانی بودن زمان پاسخ گویی دارد.

اولین قدم دولت باید متوقف کردن مجدد افزایش های نرخ ها باشد با کار اساسی تسهیل شروع کار و بخشودگی بدهی واحد های ورشکسته و غیر فعال و نکته فراموش شده در این باره تبلیغات دولت است برای اعلام پیگیری تولید ( آقایان در خواب تشریف دارند)

این نکته "تبلیغات" مغفول و مقتول بزرگ دولت است در این مبارزه اقتصادی 

هر چه دولت آمریکا دستش کوتاه از اقدام عملی در ایران است بیشتر به تبلیغات تکیه می کند ایران آن را رها کرده است.

اگر قبول کنیم مقدار زیادی از افزایش نرخها روانی بودند پس نکته " تبلیغات " مقتول و مفقود دولت ایران است.

منظور از کوتاه بودن دست آمریکا در اقدام عملی نداشتن ابزار در داخل کشور است بله آنان می توانند فروش نفت ایران در بازار جهانی مختل کنند .

اما ابزار بسته شدن مرغداریها در داخل کشور که در دست ترامپ نیست ؟

ابزار افزایش هزینه بی رویه خدمات دولتی ایران که در دست ترامپ نیست؟

افزایش زمان پاسخ گویی دولت اشکال تراشی برای ورود کالا در گمرک ایران که در دست دولت آمریکا نیست ( نکند هست و ما خبر نداریم)

در واقع جنگ روانی اولین اولویت فراموش شده برای اقتصاد کشور است.

در واقع دولت باید به استمرار بخش خصوصی و تولید و اقتصاد کشور کمر همت ببندد .

اولین اولویت کمک به ادامه اقتصاد خانواده ها دومین اولویت کمک به استمرار واحدهای تولیدی خدماتی و حتی تجاری است.

در واقع آخرین قسمت دخل خرج دولت است حتی اگر تراز پرداختی دولت کسر بودجه هم داشته باشد دولت با ابزار اوراق قرضه و وام و............. می تواند گذران امور کند

اگر چه این کسری بودجه آثار تورمی دارد اما تحمل تورم آینده بهتر از توقف اقتصاد فعلی کشور است.

  • حسین تاج احمدی
  • ۰
  • ۰

ایران پیروز صحنه جنگ و مناقشه خاورمیانه بوده است بلاشک این گزاره نه فقط توسط سیاست مداران بلکه توسط رسانه های گروهی کشورهای مختلف بارها تکرار شده است.

حتی رسانه های دشمن نیز لب به اعتراف گشوده اند 

خالی از لطف نخواهد بود نگاهی کوچک به تاریخچه این اعترافات داشته باشیم.

اولین زمزمه و اعتراف را بی بی سی انگلستان در تاریخ 24 مرداد ماه 1385 ( یا تاریخ معادل میلادی آن)

فاش کرد.

مجله دیپلمات در 19 آبان 1394 طی یک مقاله ایران پیروز مطلق نبرد و مناقشه خاورمیانه دانست

الجزیره 28 آبان 1396 به این پیروزی اعتراف کرد.

جروزالم پست (اسرائیل) 5 شهریور 1396 اقرار به این واقعیت کرد.

لوموند عربی 8 مهر ماه 1397 مفصل و مستدل اذعان کرد.

سایت ایراس سوم اسفند 1397

مجددا"بی بی سی در 16 بهمن 1396 اعتراف کرد.

نشریه آمریکایی نشنال اینتراست آنلاین 13 شهریور 1396.

کارشناس انستیتو شرق شناسی هامبورگ 21 تیرماه 1395 (هنر فورتیگ)


در کتاب "ایران قدرت بزرگ" از جمله می خوانیم: "کلید ثبات اروپا در تهران است. بدون ایران، نه می توان بر داعش پیروز شد، نه می توان بحران پناهجوئی را حل کرد و نه می توان به تنش های خاورمیانه پایان داد".

این گوشه ای از هزاران اعتراف بزرگ است که دنیا برای ایران بکار می برد.

اما در داخل کشور گویی وضع به گونه دیگری است انگار جای برنده و بازنده عوض شده است؟

این جنگ روانی ترامپ هم هست بازنده جنگ خود را به جای برنده جا زده است.

این ما هستیم که شرایط صلح را تعیین می کنیم این ما هستیم که باید قواعد بازی آینده را بنویسیم.

اما عده ای غرب زده و خائن در دولت (اگر خائن هم نباشند اعتماد به نفس ندارند) به گونه ای برخورد می کنند انگار آمریکا جنگ و مناقشه خاورمیانه را برده است پس او باید قواعد را تعیین کند.

زهی خیال باطل؟

کسی که زیر میز قمار می زند و همه چیز را به هم می ریزد معلوم است باخته است.

برنده هرگز زیر میز قمار نمی زند.

این هم اعتراف "دولت " آمریکا به "باخت" توسط ترامپ.

شرایط آینده را ما تعیین می کنیم حتی اگر بازنده قبول نکند؟

عدم قبول و تمکین بازنده شرایط را برای او سخت تر خواهد کرد .

به شرطی که ما بر خود مسلط باشیم و مشکلات داخلی را حل کنیم.

آقای روحانی حل مشکلات داخلی حل مشکلات اقتصادی بسیار آسان است اگر کودن ها و احمق ها و خائن ها را کنار بگذارید.

اگر نمی توانید صادقانه رو در  روی ملت بنشینید اعتراف و کناره گیری کنید.

ادامه این راه کشور را به پرتگاه و شما را به جهنم خواهد برد.

وقت برای رئیس بازی و پز دادن تمام شده است؟

وقت برای ریش رنگ کردن و لبخند زدن تمام شده است؟

فرصت شما زیر 100 روز است یا درهای مسئولیت را برای دیگران باز خواهید کرد یا ملت شما را به بازنشستگی قبل از موعد خواهد فرستاد.

وقت نیست برای هیچ "سستی و آزمون خطا" اینجا " آخر خط " شما است مگر سال 98 را با تدبیر دیگری آغاز کنید .(شعار دولت روحانی تدبیر و عمل بود در دولت یازدهم و در دولت دوازدهم گفتمان

هر دو شعار در عمل عملیاتی نشد ضد آن انجام شد)

سال 97 پایان دولت روحانی است؟

  • حسین تاج احمدی