راهبرد نجات اقتصاد ایران

این وبلاگ تلاشی است برای مطرح کردن راه های توسعه اقتصادی به سبک ایرانی اسلامی

راهبرد نجات اقتصاد ایران

این وبلاگ تلاشی است برای مطرح کردن راه های توسعه اقتصادی به سبک ایرانی اسلامی

این وبلاگ تلاشی است برای مطرح کردن راه های توسعه اقتصادی به سبک ایرانی اسلامی

کلمات کلیدی

اقتصاد بدون نفت هم اکنون

هلندی سرگردان یا کشتی سرگردان

شوک درمانی اقتصاد

نقل و چاپ محتویات این وبلاگ با درج مبدا بلامانع است

طغیان فروپاشی اقتصادی

به کور می گوییم عین علی

آقای روحانی با کلید آمدید با "قفل مطلق" کشور می روید

"مختال فخور"

نه اصول گرایان ما اصول گرا هستند نه اصلاح طلبان اصلاح طلب

دومینو ورشکستگی زنجیره ای

کوتوله های سیاسی نه "کودکان سیاسی"

( فرهنگ لجبازی احمدی نژادی)

عدالت اقتصادی از اولین درخواست انقلاب اسلامی و انقلاب مشروطه بود

و گرنه همچنان درجا خواهیم زد

الحاق چهار وزارتخانه اقتصاد تجارت صنعت معدن به رهبری

آمریکا وجود دو ژاپن در آسیا تحمل نخواهد کرد

تا همچنان برای خودشان ماهی صید کنند؟

منافع ملی کیلو یی چند است

اندیشکده استراتژیک مطالعات

فاجعه فرو ریزی اقتصادی بوقوع خواهد افتد لطفا بر سر

تقسیم غنایم اینقدر نزاع نفر مایید ( غنیمت تقسیم وزارت خانه ها )

شده

خلاصه انقلاب هیچ اسلام هم قربانی سود جویان داخلی

امروز اعلام عفو عمومی کنیم

امام علی (ع) دشمنان خود را می بخشید دست به مصادره بابت مالیات نزد

تبلیغات کردید "ایران "همچون لیبی تسلیم شد

آن گربه بچه کوچک ( جغرافیای ایران) اکنون پلنگ بزرگی شده

زلزله آسمانی یا زمینی یا سیاسی بیرون بریزد

سیاست فرغون های موتور دار

جان ملت گروگان این دو کارخانه مونتاژ کرده ایم

بایگانی
  • ۰
  • ۰

بیانات آقای سید حسین تقوی نماینده مردم ورامین و سخنگوی کمسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس یک گزارش تمام نما از شکست در جبهه اقتصادی کشور است؟

ایشان در 25 تیرماه 96 اعلام کردند تنزل 70% درصدی باروری در بیست سال اخیر در دنیا بی نظیر بوده است و کشور در 30 سال آینده با مشکلات بسیاری مواجه خواهد کرد.

مفهوم این حرف اینست که باروری یک میلیونی کشور باید در حالت عادی دومیلیون هشتصد هزار نفر می بود

یعنی در سه سال گذشته حداقل پنج میلیون باید متولد می شدند نشده اند

حداقل سالی یک میلیون ششصد هزار نفر مرگ بر اثر فقر اقتصادی؟

وقتی فقر همگانی می شود یعنی ازدواج جدید نداریم و سن ازدواج بشدت بالا می رود؟

ذوج های پا به سن گذشته هم بعلت افزایش شدید هزینه ها از بارداری خود داری میکنند

نتیجه ظرف سی سال حداقل  50 میلیون ایرانی به دنیا نخواهند آمد و جمعیت فعلی به نصف کاهش پیدا خواهد کرد؟

و جمعیت کشور 80% هشتاد درصد سالمند خواهد بود.

در نتیجه کشور نیروی کار جوان ندارد نیروی دفاعی ندارد اقتصاد بشدت ضعیف خواهد شد

آیا می دانیم کشور به کجا می بریم

آن نادان های که بر مسند های کشور نشسته اند  کور  و کر هستند 

این راه که می رویم ما را به بیابانی خشک و لم یزرع خواهد برد 

آنجا دیگر هیچ کاری نمی شود  کرد.

قبل از آنکه به آنجا برسیم باید تغییرات انجام دهیم

آنچه در پیش داریم نتیجه تحریمهای هوشمند دشمنان و حماقت  و یا خیانت مسئولین اقتصادی کشور

است

نتیجه جنگ اقتصادی است؟      

  • حسین تاج احمدی
  • ۰
  • ۰

یکی از اصلی ترین موانع توسعه اقتصادی و رونق اقتصادی همگانی  

قانون گریزی و رانت جویی قدرت های پشت پرده هستند؟

قدرتهای که با استفاده از نفوذ خود مانع به تصویب رسیدن قوانین مثمر ثمر برای توسعه 

و همگانی شدن اقتصاد فعالیت می کنند

این لابی های قدرت در آمریکا نوعا" شرکتهای چند ملیتی و صهیونیستی هستند

اما متاسفانه در کشور ما این لابی ها با استفاده از خامی و سادگی گروهای اسلامی و حتی دولتی 

با اهرم مدیران کل و وزرا و حتی  نمایندگان مجلس کار خود را پیش می برند

و  با توجه به فشار مطبوعاتی و نفوذی های قدرتمند خود تا کنون توانسته اند 

اوضاع اقتصادی کشور بنفع خود رقم بزنند؟

لابی های قدرتمند نجارت ( مافیای قاشق و چنگال مافیای روغن نباتی مافیایی تولید مونتاژ اتومبیل مافیای ارز مافیای لوازم خانگی مافیایی واردات )

همینطور لابی های قدرتمند مسکن و پیمانکاری ( مافیای زمین  مافیای ساخت و ساز مافیای سد سازان مافیای جاده سازان مافیایی موافقت اصولی )

و مافیای پول ( مافیای بانکهای خصوصی مافیایی صندوقهای قرض الحسنه  مافیای لیزینگ مافیای بورس مافیای شرکتهای بیمه )

این لابی ها چنان قدرتمند هستند که یک دفعه موجی مطبوعاتی بنفع خواسته های خود به راه 

می اندازند ( یک دفعه چنان سیاه را سفید و سفید را سیاه نشان می دهند)

هم اینها هستند که با یک نامزد رئیس جمهوری مخالف هستند و چنان جوی بر علیه او راه می اندازند که گویی چنگیز خان مغول کاندید رئیس جمهوری شده است

نقش این گروه های لابی در اقتصاد سیاست و قوانین جاری کشور بسیار سنگین است


یک دفعه موجی از کوبیدن یک شخص یا جریان مخالف خود بر پا می کنند

و به راحتی نبض اقتصاد یک کشور بدست می گیرند

همین لابی های قدرت روح تولید و تلاش از جامعه خالی می کنند  با استفاده از اعضاء تاثیر گذار در قانون گذاری در دولت در جریانهای اصلی کشور ( در آمریکا بر دو حزب دموکرات و جمهوری خواه تسلط دارند آنجا حتی رئیس جمهور برای تضمین آینده خود باید در لابی صهیونیستی آبیک حاضر شده و قول همکاری بدهد)

این واژ لابی در فارسی به معنی اعمال نفوذ در سیاست مداران بویژه نمایندگان مجلس بکار می رود ولی اکنون با پدیده ای شوم در کشور ایران مواجه هستیم 

در واقع ما قربانی همان سیاست جهانی که با رشد و توسعه کشورها مخالف هستند در داخل 

شده ایم  ما بر علیه استکبار جهانی انقلاب کردیم 

اما اکنون همین استکبار در داخل کشور بر دولت مردان بر قانون گذاران بر مجریان قانون مسلط شده است 

اینجا است رمز در خواست اینجانب برای واگذاری اقتصاد به رهبری

برای رها یی از این پدیده شوم لابی گری در اقتصاد کشور و نجات کشور از فقر و توسعه نیافتگی 

باید با یک انقلاب اقتصادی همه لابی های قدرت و ثروت داخلی را کنار گذاشت 

این کار باید یک شبه و صریح و سریع انجام گیرد.

با مماشات و چانه زنی با این گروه نمی توان اسلام اقتصاد اسلامی را در کشور پیاده کرد

برای ابن مبارزه نیاز به همکاری همه جانبه است و گرنه به امید دولت و مجلس نشستن راه به جای ندارد.

این پازل آخر تکمیل کننده تمام اقداماتی است که باید انجام شود بدون آن یعنی هیچ چیزی انجام نگرفته است 

 رسیدن به عدالت اقتصادی از اولین درخواست انقلاب اسلامی و انقلاب مشروطه بوده و هست؟

این عدالت اقتصادی یک الزام است و گرنه باید منتظر عواقب شوم جامعه فقر زده باشیم.



  • حسین تاج احمدی
  • ۰
  • ۰

با توجه به اینکه در خواست برای تغییرات اقتصادی و رفع رکود و موانع توسعه به یک درخواست عمومی 

تبدیل شده است ؟

و با توجه به درخواستهای مکرر رهبری برای توجه و تغییر  در سیاستهای اقتصادی پس چرا هیچ تغییر و 

موفقیت اقتصادی نداشتیم هیچ پس رفت هم حاصل شده است؟

سکان اقتصادی کشور دست کیست؟

این کشتی با فرمان چه کسی حرکت می کند؟

چرا در تحرک اقتصادی کشور فلج کامل است

آیا از بالا فرمان اقدام و عمل نمی رسد؟

در حالیکه رهبری برای ششمین سال است در این زمینه هشدار می دهد 

و با درخواست و انتخاب شعار سال ( تولید ملی  اقدام و عمل) بارها دستور خود را تکرار کرده اند

پس مشکل کجاست؟

مشکل در سیستم عصبی ما است مغز فرمان صادر کرده است

اما سیستم عصبی فرمان را منتقل نمی کند؟

یعنی فرمان صادر شده در راه رسیدن به دست و پای نظام اقتصادی کشور مصادره شده است

لذا شاهد نوعی فلج هستیم ؟

مغز دستور حرکت صادر کرده است اما سیستم عصبی فرمان به دست و پا نرسانده است؟

چه شده مرتب تقاضای تحرک داده می شود اما دریغ از یک متر حرکت ؟

این وزیر و معاونین و دایره مدیران ارشد نظام مرتب دستور رهبری تکرار می کنند.

اما دریغ از یک راه حل اجرای که بخشنامه شده باشد

بیش از هزاران مشکل در راه رفع موانع تولید و کار کسب وجود دارد 

نه تنها یکی از آنها برداشته نشده است بلکه هر سال بر تعداد آنها افزوده می شود

به یاد داشته باشیم این سیستم عصبی از وزیر تا مدیران درجه 3 کشور از تحصیل کرده های

سیستم های غربی هستند؟

در دانشگاه درس خوانده اند هیچ تچربه عملیاتی در کار نداشته اند

مانند ارتشبد یا سرتیپ یا سرهنگی که اصلا جنگ ندیده حتی تجربه رزمایش چنگی هم نداشته است چگونه می تواند بصورت کاربردی دستور حمله و جنگ به سرباز بدهد؟

این فرمانده اقتصادی کشور نه خودش کارکرده نه دیده است نه رزمایش شرکت کرده

خوب این بدرد این کار نمی خورد ولو فوق تخصص اقتصاد توسعه هم داشته باشد

در عمل هم هیچ کاری نمی تواند بکند ؟

تمام فرمانها و درخواستهای او هم طناب و دست اندازی می شود برای کار کسب تولید.

بخصوص اینکه اکثر آقایان با دورهای تحصیل حین کار مدرک گرفته اند.

درک او از کار از مشکلات همان حروف روی کاغذ و جزوه های دانشکده است ( بخصوص سهمیه ها)

حالا این مراتب فرماندهی از وزیر تا مدیر اجرای شهرستان همگی مرخص از عمل و تجربه کاری و بقول سربازها فرمانده رزم شبانه مرخص است ( شوت است)

با اولین شلیک و صدای انفجار از ترس در اتاق فرماندهی قایم شده است

خوب این فرمانده رزم شبانه حتی مانور و رزمایش هم نمی تواند بر گذار کند چگونه می خواهد در میدان جنگ رهبری گروهی را به عهده داشته باشد؟

اینجاست که فرمان و در خواست عمومی برای توسعه و تحرک اقتصادی ابتر می شود 

و هیچ تغییری حاصل نمی شود 

توجه داشته باشید اگر غیر از این باشد مفهومش اینست که خیانتی بزرگ انجام شده 

( همانند فرمانده هان صدام حسین که خود را به آمریکا فروخته بودند و دستور حمله صادر نمی کردند

و می گفتند از بالا دستور حمله نرسیده است)     

برای حل این مشکل دو راهبرد داریم یا تمام مدیران و وزیران اقتصادی از تجربه دیده های کف بازار و تولید انتخاب کنیم ( بقول یک راننده تاکسی من از شهردار به خیابانها و چاله و چوله های شهر مسلط ترم )

یا اینکه طبق روشهای که در این 31 قسمت ( راهبرد نجات اقتصاد ایران ) توضیح دادم عمل کنیم.

و گرنه همچنان درجا خواهیم زد؟

  • حسین تاج احمدی
  • ۰
  • ۰

ما از عجیبترین مخلوقات خدا هستیم ( ما ایرانی ها)

مانند فقیر ترین مردم دنیا در آمد داریم  مانند بی تحرک ترین مردم دنیا تلاش می کنیم

اما مانند ثروتمند ترین مردم دنیا مصرف می کنیم غذا و آب و بنزین و سوخت و وقت با اسراف زیاد

تلف می کنیم به همدیگر فخر می فروشیم برای همین اسراف کردنها

گناه می کنیم در حد گناهان کبیره بعد هم به هم فخر می فروشیم به پرهیزکاری و پاکدامنی 

اسراف گناه خیانت کم کاری همه را می بینیم غیر از خودمان ؟

بقول یکی از اساتید ما (ما عکس و وارونه هر چیزی هستیم ما عکس خوبی هستیم ما عکس جود و بخشش هستیم راست ها را دروغ و دروغ ها را راست می دانیم  وقتی می گوییم می خواهیم یعنی نمی خواهیم وقتی می گوییم نمی خواهیم یعنی می خواهیم)

حالا به آمار نگاه کنیم بیشترین مصرف سرانه آّب سوخت غذا لوازم آرایش کاغذ ..........در دنیا داریم

در آمد ما در رتبه پایین ترین ها است ادعا ما در رتبه بالاترین ها است  درک ما در رده پاینترین ها است

مردمی مغرور زیاد حرف می زنیم کم عمل می کنیم از تنبل ترین انسانهای روی زمین هستیم؟

تازه هر کس که بیشتر این عیوب دارد بیشتر عزیز می شود بیشتر سمت می گیرد در نتیجه روسای ما آینه همه چیز هستند الا .........

نتیجه این اخلاق و تفکر ما شده است ایران امروز 

اگر اکنون بخود بیایم و تغییر نگرش ندهیم فقط خدا می داند آینده ما چه خواهد شد؟

باید تغییر نگرش بدهیم در هرچیزی در حرف زدن در فکر کردن در کار کردن

یعنی خود "خراب شده امان" را درست کنیم غیر از این راهی نیست

جامعه ما وقتی راست می شود که تک تک افراد ان درست شده باشند

حالا بیایید تک تک افراد روی خودمان کار کنیم بعد ببینید چه نتایج شگفت انگیزی بدست می آید و

حتی یک نفر بله یک نفر 

"ای ایمان آورده ها بیایید دو باره ایمان بیاورید" 

حالا نگاه کنید به اسراف های جمعی ما 

هر سال هزاران کیلو بذر چمن آمریکایی یا اسرائیلی وارد می کنیم به نرخ گران کیلویی صد هزار تومان و بالاتر 

بعد بیش از صد هزار هکتار زمین شهرداری ها به زیر کشت چمن می برند و با آب گران تر از جان و دویست هزار نفر باغبان ( حداقل نیروی انسانی مورد نیاز هر هکتار دو نفر بعضی شهر ها نه نفر در هکتار کار می کنند) ان را آبیاری می کنیم بعد هم کمی بلند که شد درو می کنیم و بیرون می ریزیم

چون چمن تلخ است هیچ حیوان و جانور ی آنرا نمی خورد

حالا اگر به جای چمن یونجه کاشته بودیم ( یا بکاریم ) تمام کمبود علوفه کشور تامین شده بود هیچ می شد چند هزار دام جدید راهم پرورش داد و عجیب اینجاست که شهرداری ها با فروش یونجه خشک شده می توانند به منابع مالی زیادی دسترسی پیدا کنند

بجای گلهای بی خاصیت از گل های (سیب زمینی فرنگی ) و بسیاری از گیاهان دارویی و بوته های بار ده می توان در فضای سبز کشور استفاده کرد

بجای آرد سفید از آرد سبوس دار هم حجم تولید کشور در تولید آرد بالا می رود هم بسیاری از بیماری ها کاسته می شود این آرد دولتی عرضه شده باشد هر کس آرد سفید خواست ببرد آنرا دوباره الک کند

همین طور شکر قهو ه ای هم ضامن سلامت است هم بیماری قند به نصف کاهش پیدا می کند

همین طور روغن نباتی فقط روغن خالص بدون پالم عرضه شود اصلا" چه لزومی به واردات پالم است

کدام قانون کدام مرجع پزشکی ورود آنرا لازم و ضروری می داند غیر از سو استفاده گران

کارخانه های شبر پاستوریزه باید شیره تازه و طبیعی مصرف کنند

ورود شیر خشک و روغن پالم در این کارخانه ها جرم تلقی شود

کشوری که مازاد تولید شیر تازه دارد چرا باید سالیانه صدها هزار تن شیر خشک هندی چینی و درجه دو وارد کند

یک کامیون شیر تازه به داخل کارخانه شیر پاستوریزه می رود ده تا کامیون بطری شیر تازه از آن خارج می شود ؟

همانند کارخانه آبلیمو یک وانت لیمو تازه می رود داخل کارخانه ده تا کامیونت آبلیمو خارج می شود؟

وقت آن رسیده فکر کار و نگرش خود را از بیخ بن عوض کنیم

اگر این کار با اختیار و تفکر سالم انجام دادیم دادیم و گرنه 

تحت ظلم فقر و زور و بدبختی با چوب روزگار خواهیم کرد    

و گرنه نابود خواهیم شد ( ایرانی باقی نخواهد ماند )

  • حسین تاج احمدی
  • ۰
  • ۰

بر هر انسان تحصیل کرده امروز مشخص و مبین است که جنگ اقتصادی ویرانگر تر با تلفات انسانی بیشتر و نتایج وحشتناکتر از جنگ نظامی متعارف و حتی غیر متعارف است

امروز دشمن با توسل به حربه های سیاسی و اقتصادی ( تحریم ) می تواند خسارتی بالاتر از جنگهای

متعارف به ما وارد کند

نگاهی به تعریف جنگ از دید ژنرال کارل فون کلاوزویتس (نظریه پرداز و فرمانده پروسی) می گوید جنگ عملی مبتنی بر زور است تا دشمن را مجبور به انجام خواسته مان کنیم

بین این تعریف از جنگ و تعریف از جنگ اقتصادی هیچ تفاوتی وجود ندارد؟

در واقع هر دو یک منظور دنبال می کنند؟

هر دو برای از پای در آوردن دشمن طراحی شده اند

خوب اکنون که چنین است چرا باید فرماندهی قوای اقتصادی کشور همانند قوای نظامی کشور بصورت متمرکز و موثر در دست فرماندهی کل قوا ( رهبری ) قرار نگیرد

حداقل تا زمانی که جنگ اقتصادی و تحریم در کار است این اقتصاد کشور باید در دست یک فرماندهی متمرکز و قدرتمند قرار گیرد

چرا چنین پیشنهادی اکنون باید عملی گردد.

به دلایل زیر 

1- سیستم و چهار چوب فعلی اقتصاد کشور ( وزارت اقتصاد دارایی / صنعت تجارت  معدن ) هماهنگ و مثمر ثمر نیستند هر سازمان یک سازی می زند

2- سیستم اقتصادی فعلی به اقتصاد مقاومتی عقیده ندارد ( به تبع عملی برای به سامان رسیدن آن انجام نمی دهد

3- وزیران مربوطه هر کدام یک نوع برداشت نوعا" لیبرالی دارند اصلا" قائل به جنگ اقتصادی نیستند

به تبع با چنین وزیرانی ما هم اکنون شکست خورده ایم ( جنگ شروع نکرده شکست قبول کرده ایم)

4- نگاهی به ادبیات دولت مردان در هشت سال گذشته نشان از 

عدم درک وضعیت وخیم اقتصادی

عدم درک مشکلات اقتصادی

تملق گویی

به قول دکتر بروجردی " اغراق گزاف گویی ریاکاری برخورد شعاری " عکس العمل کسانی است که باید به اقتصاد مقاومتی جامعه عمل بپوشانند

در واقع الحاق چهار وزارتخانه اقتصاد تجارت صنعت معدن به رهبری

خوب در این وضعیت خطیر بهتر است بسرعت این چند وزارتخانه از دولت جدا به نیروهای مسلح کشور تحت فرماندهی مقام معظم رهبری اضافه شوند تا پایان چنگ اقتصادی

  • حسین تاج احمدی
  • ۰
  • ۰

بعد از 27 قسمت پیشنهاد و طرح جهت نجات اقتصاد ایران هنوز سوالاتی می رسد 

که نشان دارد خوانندگان از کلیات و نحو کار این راهبرد اطلاع کافی ندارند 

لذا بر آن شدم یک تصویر کلی از آنچه عرضه شده بصورت خلاصه در این بخش مطرح کنم 

بعد از آنکه توضیح دادیم وضعت اقتصادی بسیار نامناسب است و دشمن بسیار پیشرفت کرده

ما یک طرح برای مقابله با پیشروی دشمن در اقتصاد طراحی و اعلام کردیم 

به این شکل که ما از دست زدن به ترکیب فعلی اقتصاد و خاکریز های موجود خودداری میکنیم

یعنی همه سازمانها و ادارات فعلا" کار خود را ادامه دهند ( حداقل برای سه سال آینده)

ما با یک گروه جدید و یک سازمان انقلابی به شکل شبیخون از پشت به این رکود و تحریم اقتصادی حمله 

کنیم ( در واقع جبهه جدیدی بر علیه دشمن باز می کنیم بدون اینکه به سازمان و چهار چوب فعلی اقتصاد دست بزنیم )

تمام امتیاز طرح اینست که زندگی و اقتصاد فعلی را دچار دگر گونی و توقف نمی کند

اگر طرح موفق باشد در آینده نزدیک زندگی اقتصادی کل مردم بهتر شده و ارتقا می یابد بخصوص کسانی که در این فعالیت (شبیخون اقتصادی ) شرکت کرده اند

بعد می توان با استفاده از این تجربیات جدید آرام آرام اقتصاد فعلی را جراحی کرد و گردش

منظم و مورد استفاده را به کل اقتصاد بر گرداند.

در واقع امروز ما نه بانکی را می ندیم نه اداره ای متوقف می کنیم نه کسب و کارخانه ای را 

تمام شرکتها و سازمان اقتصادی می توانند به حیات خود ادامه دهند 

و در آینده هم خود را با شرایط جدید وفق دهند 

هر سازمان و نیروی جدید از افراد بیکار و سازماندهی جدید تشکیل خواهد شد

و این بزرگترین امتیاز طرح است

  • حسین تاج احمدی
  • ۰
  • ۰

چون جامعه اسلامی ایران مورد تهاجم اقتصادی قرار گرفته است

در جریان تهاجم جنگی بر  علمای اسلامی فرض است که حکم جهاد دهند و از کیان جامعه اسلامی دفاع و جهاد را واجب اعلام کنند

اکنون دشمنان اسلام با تکیه بر اهرمهای اقتصادی یک تهاجم اقتصادی تمام قد علیه کیان اسلام و جبهه مقاومت به منظور شکست دادن ما ترتیب داده اند 

این تهاجم از جنگ زمینی و جنگ هوایی و حتی جنگ اتمی تلفات بیشتری دارد

حداقل انسانهای که ظرف پنج سال گذشته باید به دنیا می آمدند وبر اثر ناتوانی اقتصادی به دنیا نیامده اند فقط در ایران 2 میلیون نفر می باشد 

حالا آمار تلف شدگان از فقر بیشتر از این است 

آمار جوانمرگ شده ها + آمار معتادین + آمار طلاق ها + آمار شرکتهای تولیدی از بین رفته + انسانهای معالجه نشده + 12 میلیون حاشیه نشین + 11 میلیون تحت پوشش کمیته امداد و بهزیستی + جامعه بیکار کشور 12/5 میلیون نفر 

اینها حداقل تلفات از جنگ اقتصادی است در صورت ادامه جنگ و دست روی دست گذاشتن 

همه این آمار به دو برابر افزایش خواهد یافت
آیا وقت آن نرسیده است جامعه مدرسین قم حکم جهاد اقتصادی بدهد؟ 

 و

یا دخالت فعال در این جبهه کند

اگر فردای قیامت پیامبر (ع) از شما سوال کند چرا حکم جهاد ندادید ؟

چه پاسخی دارید 

هر عالم شیعی بقدر علم و همت خویش در این زمینه باید جهاد کند 

وگرنه .....................

فردا دیر است اکنون نیازمند حضور شما هستیم  

  • حسین تاج احمدی
  • ۰
  • ۰

آنچه تاکنون گفته شد برای نجات اقتصاد ایران در واقع تجمیع راه حلهای مطرح شده است 

آنطرف سکه اینست که کم و بیش  تمام پیشنهاد های اقتصادی برای نجات شبیه به هم هستند 

با یک تفاوت های شکلی و یا سازمانی بگونه ای که بعضی دانشمند معتقد به تاسیس ابر وزارتخانه اقتصاد هستند 

بعضی معتقد هستند باید یک گروه فرا جناحی برای اقتصاد تشکیل داد

صرف نظر از اسمها یک اشتراک نظر (نسبی ) در تغییر و شیوه کار بین دانشمندان اقتصادی کشور وجود دارد

در واقع هیچ چاره ای جز آنچه برای نجات اقتصاد ایران در این 26 قسنت راهبرد نجات اقتصاد ایران 

اعلام و نوشته شده است وجود ندارد ( توجه کنید برای نجات اقتصاد ایران توسط راه حل های بومی هیج راه دیگری وجود ندارد )

شاید خارجی ها راه حلهای که متضمن وابستگی ما باشد در آستین دارند 

نظیر دادن وام به کشور یونان و.......

در این قسمت لازم است کمی راجع به حوزه علمیه قم یا جامعه مدرسین قم صحبت کنیم

اکنون قم مرکز بزرگترین تجمع علمای شیعه تاریخ اسلام شده است

این جامعه علمی اخلاقی و فقهی در تاریخ شیعه بی نطیر بوده و هست

اما این جامعه علمی آنطور که باید قدر خود را بشناسد و آنطور که باید نقش آفرینی کند نکرده است

در واقع نقش اصلی آن مغفول مانده است

آری کوتاهی شده است ؟ 

بعضی سعی کردند از این ظرفیت عظیم برای درگیری های حناحی و داخلی استفاده کنند 

برخی سعی کردند برای خلاف کاری های خود از آن تاییدیه بگیرند

برخی سعی کردند از آبروی این جامعه بزرگ (علمای شیعی ) برای انتخابات گروهی و جناحی 

سوء استفاده کنند 

بگذریم عدم همبستگی کامل این جامعه و نداشتن هدف و راهبرد رسیدن به اهداف ( اسلامی اللهی) هم به این مسائل دامن زد

اما این حوزه بدلیل داشتن اساتید متعدد ( باید حوزه اساتید گسترش کمی و کیفی یابد)

اسلامی اکنون باید راهبرد برای جامعه اسلامی و حتی برای کل جهان اسلام تعیین کند 

اکنون لازم است با داشتن اطلاعات دقیق از هر دانشمند ایرانی و غیر ایرانی (مشخصات کامپیوتری)

کاری سترگ و سازمانی عظیم را درست کند

برای این منظور باید از دانشمندان جهان شیعه در سرتاسر جهان دعوت کند استخدام کند یک هسته مرکزی تعیین راهبرد و استراتژی رسیدن به اهداف عالیه شیعه تشکیل و تعیین مسیر کند(اتاق فکر)

( حالا کمی هم از وجوه شرعیه در این مسئله هزینه شود یا حقوق های چند میلیونی و حتی چند هزار دولاری پرداخت شود در مقابل هدف ها این هزینه ها ناچیز خواهد بود )

2- با تعیین چند اقتصاد دان اسلامی راهبرد و قوانین کلی اقتصاد شیعه را تعیین و تبیین کرده 

خواستار اجرایی شدن این راهبرد ها گردد

3- با تعیین کار گروه اساتید جامعه مدرسین برای نوشتن لایحه و قوانین اسلامی در زمینه بیمه بانکداری اسلامی و باید ها و نبایدهای بانک ها و بیمه ها را مشخص کند ( استخراج کند )

4- با گرفتن مواضع اسلامی فرا جناحی در کشور یک پشتوانه عظیم فکری اسلامی و سیاسی

ایجاد کند

5- برای حل مشکلات عظیم جامعه اسلامی ( ایران و جهان اسلام کمر همت و تلاش و استفاده از نیرو امکانات و آبروی اساتید )پا بیش بگذارد ( گوشه خلوت درس و تدریس کمی هم به سیره عملی نبوی و ائمه اطهار مخلوط کند آقایان درس خوانده اند که یک روز از این درسهای اسلامی و دریای معارف عملی خدا پسند دانه  و نبوی پسند انجام دهند )

6- راه بیرون رفت از مشکلات ارائه دهد.

7-این سازمان عظیم باید جای خالی دانشکده و اندیشکده راهبردی و استراتژیک اسلامی برای کل جهان اسلام پر کند ( جای خالی که دانشگاه الازهر و دانشکده های ملک فیصل نتوانست پرکند)

8- امروز تعیین راهبرد و تعیین جهت دانش آموزی طلاب و نحوه تحصیلات و دانش های مورد نیاز که باید بر روی ان کار شود مشخص نیست ( جهت دهی نشده )

لذا بعضا" دیده می شود سرمایه عظیم و زمان طلاب جوان به هدر می رود 

یک دفعه جوی در حوزه غالب می شود مانند مد لباس برویم طب اسلامی بخوانیم

بعد عده زیادی از استعداد های عالی به این سمت گرایش پیدا می کنند 

در حالیکه برای مهمترین پستهای سیاست گذاری اسلامی اقتصادی قضایی سیاسی هنوز نیروی کافی پرورش داده نشده و تازه کیفیت نیروهای پرورش داده شده  محل بحث است

9- جامعه مدرسین بزرگترین مسئولیت در این زمینه دارد سیاست گذاری تحصیل و پرورش نیرو های 

کادر ( اعضاء آموزش دیده سیاست اقتصاد قضاوت مدیریت فرماندهی سازمانهای فرهنگی و نظامی)

کاری که به امان خدا سپرده شده هر کس صبح از خواب زودتر بلند می شود یک مدرسه یا رشته یا 

فلسفه جدید در قم ( مرکز پرورش جهان شیعه) به نمایش میگذارد بعضا شبیه تئاتر خنده دار که در واقع گریه دارد می ماند

امروز بسیار خسران داریم از بابت این همه نیروی جوان و مستعد که بعضا" دانشگاه و مدرسه های عالی دنیا رها کرده و به حوزه آمده اند تا چیزی یاد بگیرند و شما برنامه ای برای پرورش آنها ندارید

یا اگر دارید بسیار کوچک و ناپخته است

شما برای این نیروی عظیم که مانند هزار سال گذشته به امان خدا رها شده اند چه کردید

برای رفع مشکلات جامعه چه کرده اید اکنون وقت شروع است

بیاید یک بار هم شده همت کنید ببینید چقدر در جامعه و بین مردم و رهبری عزیز هستید 

و در خواست های شما کار ساز است؟  

امروز نیز وقت عمل است من شک ندارم  اگر کل حوزه علمیه قم یک روز برپا خیزد 

و همگی به تهران و محضر رهبری شرفیاب شود 

و در خواست حل آجل مشکلات اقتصادی کشور تقاضا کند دست خالی به قم باز گردد.؟؟؟؟؟؟؟؟

این کار عظیم می تواند تفاوت فقه شیعی با سایر ین مشخص کند.

  • حسین تاج احمدی
  • ۰
  • ۰

آخرین یادداشت چاپ شده از طرف آقای مسعود نیلی مشاور رئیس جمهور ( آقای روحانی )در روی خبرگذاری ها دیدم هم سخت خوشحال شدم هم سخت ناراحت؟

سخت خوشحال شدم از اینکه مسئولین اقتصادی کشور کمی بخود آمده اند و بعد از چهار سال اقرار می کنند که در وضع بسیار بدی هستیم (آش آنقدر شور شده که صدای آشپز هم درآمده است)

باید اعتراف کنم از اینکه اقرار کرده اید تنزل در آمد روستایی و شهری و بیکاری گسترده و همینطور مشکلات صندوقهای بازنشستگی نظام بانکی بحران آب و محیط زیست و قلت در آمد نفت ابر چالش های اقتصاد هستند که به سادگی قابل رفع نیستند 

بخصوص اینکه فضای فعلی بین المللی با آمدن ترامپ موقعیت مناسبی برای حل این مشکلات در اختیار ما قرار نمی دهد ( نشان از عاقل شدن برگزیدگان ما دارد) 

بله آقای نیلی هرچه را در بالا مطرح کرده اید با ضریب دو برابر قبول دارم و از شجاعت شما در مطرح کردن ان تقدیر می کنم

اما در قسمت دوم سخنان شما که خواستار کینه زدایی از سیاست شده اید

باید اعتراف کرد درخواست خوبی است اما چرا اینقدر دیر در واقع وقتی دارید این درخواست مطرح می کنید که مرگ از در وارد شده و مریضی که بر سر آن دعوا می کردید 90% درصد بدن او مرده است

آنوقت که برای انتخابات برهم انواع و اقسام اتهام دشنام و.... روا می کردید ( یا می کردند) از این قبیل سخنان خبری نبود

اینجا دقیقا مثل یک روستا می ماند در نزدیکی شهر پدری من یک روستا وجود دارد

سی سال پیش در آنجا انتخابات شورای ده برگذار شد دو طرف دعوا که فاقد درک فهم و تحصیلات

و بالاتر از همه فاقد سعه صدر ( شرح صدر اسلامی و قرآنی) بودند برای مطرح شدن و برنده شدن انتخابات شروع کردند به جار و جنجال و توهین اتهام به رقیب تا بازی را برنده شوند

اهالی روستا هم که زیاد توی باغ نبودند عده ای طرف گروه اول و عده ای طرف گروه دوم گرفتند

جنگ دعوا بسیار بالا گرفت این کوتوله های روستایی هر آنچه نباید بکنند کردند

هرچه نباید بگویند گفتند بالاخره یک گروه که عشیره و فامیل بیشتری داشت بازی را برد 

30 سال از آن انتخابات گذشته حتی دو رقیب اصلی کاندید شورا فوت کرده اند اما هنوز دعوا کینه و

لجاجت درگیری اتهام  دو گروه ادامه دارد ( بازی انتخابات ایران نیز کپی بزرگ شده همان روستا است) 

بسیار متاسفم که هنوز عاقلان قوم ( قم می توانست نقش حیاتی در این دعوا داشته باشد اما علما بیشتر نقش حاشیه و عافیت طلبی اختیار کردند در قضیه بانکهای  خصو صی و رباء نیز سکوت قم مجرمان  را مهاجمتر و عاصی تر کرد )نتوانسته اند صلح و دوستی بین دو گروه بر قرار کنند

درخواست دوم شما هم مورد تایید است (سیاست زدایی از اقتصاد )

اما دعوا دو گروه در روستا برای بدست آوردن نبض اقتصاد روستا بود 

و این دعوا غیر از دخالت رهبری در ایران چاره ای ندارد مگر ایشان یک یا چند آدم بیطرف بر این کار بگمارد وگرنه مدعیان عقب نخواهند نشست

 و این نیمه جنازه ( اقتصاد ) هر کدام به سمت خود می کشند در واقع معتقد هستند این مرده را به ما بدهید خوبش می کنیم

و قسمت آخر در خواست هم مورد تایید است ( سخنرانی زدایی از سیاست گذاری )

اما با این آرایش که دهاتی های آن روستا ( جناحهای سیاسی کشور ) دارند این نیز امکان پذیر نیست کاش راه حل این کار را هم پیشنهاد میدادید

من پیشنهاد خودم در این باره هم دخالت رهبری است یک یا گروه بیطرف مسئولیت به عهده بگیرد

با پیشنهاد های فاقد راه حل 

باید منتظر کوبیدن آخرین میخ بر تابوت ( اقتصاد ) بود

  • حسین تاج احمدی
  • ۰
  • ۰

در کشورهای اسکاندنیا قانونی وجود دارد که اگر تعدادی از مردم ذیل یک نامه را امضاء کنند تا به آمار خاصی برسد آنچه در خواست شده در آن نامه قانونا" الزامی باید انجام شود

فرض کنیم در یک شهر صد هزار نفری ده هزار امضاء برای برکناری و توبیخ هر مقامی در آن شهر سندیت دارد

حتی شهردار یا فرماندار اگر چه بیشتر امضاء جمع آوری می شود برای تغییرات قانون آن هم معتبر است اگر صد هزار امضاء جمع شود یک قانون به مجلس آن کشور عودت داده می شود برای تغییر یا کنسل شدن 

حتی ذر بعضی  کشور ها یک میلیون امضاء قانون اساسی آن کشور تغییر می دهد

این قانون چند مزیت دارد 

1-اول اینکه مسئولین درج یک کشور که معمولا در حالت هپروت سیر می کنند 

(بعلت بادمجان دور قاب چین ان که مرتب دستمال تعریف و تمجید بدست دارند طرف از حالت عادی خارج میکنند طرف فکر می کند همه از او تعریف می کنند نقل است در یکی از تظاهرات بر علیه شاه مخلوع یکی از فرزندان بزرگ او از خیابانی گذر می کرده به همراهان می گوید اینان دارند از پدر من تعریف میکنند همراه مربوطه می گوید نخیر دارند  بر علیه شاه تظاهرت می کنند ایشان قبول نمی کرده )

کمی از وضع مردم مطلع گردند

2-تمام مقامهای درجه دو و  سه می فهمند آنکه باید پسندشان کند مردم هستند

3- سوپاپ اطمینان و آژیر خطر هستند نشان می دهد کجا مردم حساس هستند

4- نشان کامل نوعی همفکری اجتماعی و باز کردن گره ها با دست است

نیازی به باز کردن با دندان گره ها نیست 

5- این نامه ها تضمین می کند حقوق اقلیتها و کارگران بخش خصوصی و

 استانداران از کارهای حساسیت بر انگیز جدا می کند اینقدر این نوع اعتراض و در خواست منفعت دارد 

که شاید توزیع پنج برابر یارانه بیشتر اینقدر منفعت نداشته باشد 

6-پیشنهاد میکنم مجلس با قید سه فوریت این قانون تصویب کند تا از سوء استفاده ضد انقلاب 

از نارضایتی ها جلو گیری گردد 

7- این پیشنهاد از طرف مجلس باعث می شود توپ تغییر به میدان مجلس بیفتد و همینطور 

این درخواست های مردم بصورت لایحه و قانون توسط مجلس تهیه و تصویب گردد

 

  • حسین تاج احمدی